سایر منابع:
سایر خبرها
عامل قتل جوان فوتبالیست برای بار دوم محاکمه شد
وقتی میلاد و خواهرش در خانه شان تنها بودند، صدای زنگ شنیده شد و جوان فوتبالیست وقتی شنید محمد برای آشتی کنان به جلوی خانه آمده است غافل از سرنوشت مرگبارش بیرون رفت. میلاد با ضربات قمه به قتل رسید و محمد پس از دستگیری و اعتراف به جنایت در دادگاه کیفری استان تهران به قصاص نفس-اعدام- محکوم شد و این حکم با وجود اعتراض متهم به قتل از سوی قضات دیوانعالی کشور مهر تأیید خورد. این
صدور حکم قصاص برای عامل قتل با - چاقوی سیاه -
توجه و ارزیابی قرار گرفت اما عمل مجرمانه متهم که نوعا کشنده و مرگ آفرین است برای دادگاه محرز و اثبات شده است بنابراین دادگاه با استناد به آیه شریفه قصاص و همچنین موادی از قانون مجازات اسلامی، وی را برای ارتکاب قتل عمد به قصاص نفس، پرداخت دیه و یک سال تحمل زندان محکوم می کند. رای صادره حضوری است و تا 20 روز بعد از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور می باشد.
شوهرم عصبی بود، کشتمش
حتی با پدرش نمی توانست با لحن آرام صحبت کند، به همین خاطر قصد جدایی از او را داشتم، تا اینکه صبح روز قتل در چهارراه کامرانیه با پسرعمویم قرار گذاشتم و بعد از خرید به خانه مان رفتیم. وقتی من و پسرعمویم در خانه بودیم شوهرم رسید. او کلید خانه را نداشت برای همین با پیچ گوشتی در خانه را باز کرد و با عصبانیت وارد شد. او من را به سمت کاناپه هل داد. من روی زمین افتادم. در این لحظه شوهرم یک چاقو برداشت و به
قصه آذر و امیر از قتل رسول
19 سال دارم. چکاره ای؟ دانشجوی مهندسی یکی از دانشگاه های تهران هستم. چه نسبتی با دو مقتول داری ؟ رسول پسر عموی من بود و مادر بزرگش هم از بستگان مادرم بود. چه شد که دست به قتل زدی؟ من قصد داشتم با همسر پسر عمویم حرف بزنم و آنها را آشتی بدهم. به همین دلیل با او قرار گذاشتم و به خانه شان رفتم. در حال حرف زدن بودیم که رسول از راه رسید
آیا امروز ما وظیفه ای در برابر رسالت زینبی داریم؟
. زینب دختر علی است و علی امیرالمؤمنین بود و مرکز خلافتش کوفه. پنج سال در کوفه حاکم بود و از این شهر جهانِ وسیع اسلام را اداره می کرد. در آن دوره، همسر امیرالمؤمنین(ع) ، فاطمۀ زهرا(س) ، فوت شده بود. بنابراین، زینب نقش خانم خانه را داشت. زنان کوفه و همۀ اهل کوفه غیر زینب را نمی شناختند، پس، در واقع، زینب در اسارت وارد مرکز خود، حکومت خود، محل خلافت پدر خود شد. زینب با چه وضعیتی وارد کوفه می شود
عامل جنایت اشتباهی بخشیده شد
، کارگر رستوران روبه رو شدم. به اشتباه او را به جای صاحب رستوران کشته بودم. خیلی ترسیده بودم. سریع از رستوران خارج شده و به شهرمان رفتم. پرونده پس از تکمیل تحقیقات، برای محاکمه به شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. در جلسه محاکمه متهم با قبول اتهامش، اعترافات قبلی خود را تکرار کرد. اولیای دم نیز برای قاتل پسرشان درخواست قصاص کردند. قضات دادگاه رای به قصاص اکبر دادند
زنانی که ناخواسته به ایدز مبتلا شدند
در تلویزیون که پخش نمی شود؟ مطمئن که می شود شروع به پهن کردن سفره دلش می کند و می گوید: 32 سال کار کرده ام اما همسرم هیچ گاه اجازه نمی داد بیمه شوم. در ابتدای ازدواجم در مورد مواد مخدر اطلاعی نداشتم. حدود 3 هفته پس از ازدواجمان، همسرم به زندان افتاد. هرچقدر از مادرشوهرم پرسیدم پسرت کجا رفته، می گفت چکار داری؟ غذایت را می گذارم روی پله بردارد برو. آن زمان من پاکت میوه در خانه می ساختم و پول آن را
عامل جنایت اشتباهی، از اعدام نجات یافت
را اشتباهی به قتل رسانده باشم. باور کنید فکر می کردم صاحب رستوران را کشتم و حالا پشیمانم و تقاضای عفو و بخشش دارم. این قاتل در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران تحت محاکمه قرار گرفت و به قصاص محکوم شد. حکم قصاص از سوی قضات عالیرتبه دیوانعالی کشور تأیید و پرونده برای اجرای حکم به دادسرا ارسال شد. علی در مرحله اجرای حکم توانست رضایت پدر قربانی را جلب کند اما مادر قربانی تقاضای 200 میلیون
نوه آیت الله مدرس : بینش مرحوم مدرس، محصول مکتب نجف بود/ ماجرای رد پیشنهاد وسوسه انگیز رضاشاه
با سردار سپه سر داده بودند. سال 1306، رضاخان سفری به شمال داشته و دستور می دهد مدرس را ترور کنند. صبح که می خواست به مدرسه سپه سالار برای تدریس برود 4 نفر تیرانداز آماده شلیک بودند که ایشان با همان تن نحیف داشته در همان کوچه عمامه را از سر برمی دارد و روی عصا می گذارد و عصا را بالای عبا قرار می دهد و خودش را پایین عبا جمع می کند و کاری می کند که تیراندازها فکر می کنند هیکل ایشان بالاست
نواده آیت الله مدرس: بینش مرحوم مدرس محصول مکتب نجف بود/ ماجرای رد پیشنهاد وسوسه انگیز رضاشاه
22 سال طول کشید. * چرا؟ شهاب الدین مدرس: دلیل آن؛ دوران مهاجرت، جنگ جهانی اول، تعطیلی مجلس بوده است. در واقع فرار و نشیب در مملکت اتفاق افتاده که نهادهای دولتی بسته بوده است نه اینکه بخواهیم بگوییم دوران مجلس واقعاً این قدر طول کشید. در سال 1328 هجری قمری شیخ فضل الله نوری به شهادت می رسد و مدرس عازم تهران می شود و تصمیم به حضور در مجلس می گیرد. * طیف های
چرا من نباید - مارک نافلر - بشم؟
بزنم و بگویم میهن پرستم، اما سیستم عصبی من با تهران تطابق بیشتری دارد، حتی بیشتر از لنگرود. هر جا رفتم، آن را بررسی کردم، اما دلم نمی خواست آن جا بمانم. مثلا 18 ماه در هلند زندگی کردیم و دو، سه سال در آمریکا ماندیم، اما می دانستم که این مهاجرت نیست و موقت است. چه شد که شمس شدم؟! آدم سخت گیری هستید؟ شاید. من در کودکی خیلی مرتب و منزه بودم، خانمی در منزل ما کار می کرد
حکم عجیب داعش در مورد فوتبال/ نظر مطهری درباره اردوهای مختلط/ تحریف خاطره از امام درباره سفارت امریکا/ ...
خانه تابناک ، جایی است که خبرهایی گاه غیررسمی و گاه اخباری که مورد توجه قرار نمی گیرد، برای مخاطبان آماده می کند؛ خبرهایی که گاه به ملاحظه جناح های سیاسی مورد توجه قرار نمی گیرند و گاه به دلیل کم توجهی رسانه ها به حاشیه می روند، ولی همین خبر ها، اخباری هستند که مخاطبان را از پشت پرده جریانات سیاسی آگاه می کنند. در رصدخانه تیتر و خلاصه ای از مهم ترین اخباری که اطلاع از آن ها ممکن است برای
تصویر احمدی نژاد بر پیراهن صهیونیست ها!/حکم عجیب داعش در مورد فوتبال/ نظر مطهری درباره اردوهای مختلط/ ...
گزارش نسیم ، چند روزی است که از معدوم سازی 1700 تن سیب زمینی توسط دولت می گذرد؛ این اقدام واکنش های بسیاری را به خود جلب کرد و روزنامه های مختلف با تیترهای گوناگون به آن پرداختند.اما در این میان اقدام یک تشکل دانشجویی در دانشگاه تهران در اقدامی با روبان سیاه بر گردن سیب زمینی ها و با عنوان:طبق اخبار اعلام شده از وزارت کشتارورزی 1700 تن از سیب زمینی به منظور حفظ ارزش بازماندگان توسط دولت تدبیر قتل عام
در یک ثانیه به قاتل تبدیل شدم
شاهد حلاج نیشابوری: پسری که در نوجوانی پسرعمه خود را به قتل رسانده و حکم قصاص او به تأیید نهایی رسیده بود، با بخشش اولیای دم و پرداخت دیه از مجازات مرگ رهایی یافت و به زندگی بازگشت. به گزارش شرق، اژدر اسدبیگی، مدیرکل زندان های کرمانشاه، دراین باره توضیح داد: نوجوانی که در نزاع دسته جمعی مرتکب قتل عمدی و به قصاص نفس محکوم شده بود، پس از دو سال نگهداری در کانون اصلاح و تربیت، از سوی
پایان فرار قاتلان مادر بزرگ و نوه
شده باید این زن و شوهر را آشتی بدهم. چون دوست نداشتم زندگی شان از هم بپاشد. روز قبل از حادثه با شوهر آذر برای انجام کاری به قم رفته بودم که در بین راه رسول شوهر او از من خواست تا میانجیگری کنم و آشتی شان بدهم. رسول از من خواست تا با همسرش صحبت کنم تا از طلاق منصرف شود. من هم با آذر تماس گرفتم و صبح روز حادثه در کامرانیه با او قرار گذاشتم. پس از آن به خانه رسول که پیش از این با همسرش در آنجا زندگی
ابراز تاسف رامبد جوان از برگزار نشدن فینال خنداننده برتر و 82 خبر خندوانه ای
کمتر کسی تصور می کرد شوی تلویزیونی ای که رامبد جوان از 21 خرداد سال 93 در شبکه نسیم مقابل دوربین برد، به حدی از محبوبیت برسد که رفته رفته به رقیب جدی برنامه 90 تبدیل شود و از آن به حمله رامبد جوان به امپراتوری عادل فردوسی پور یاد شود. سری اول این برنامه آبان 93 با نقش آفرینی رامبد جوان در نقش جد بزرگ و حضور عوامل سریال خانه سبز پایان یافت و سری دوم آن از 29 فروردین 94 با دکوری جدید روی آنتن
پشت پرده اسیدپاشی در خیابان مشیریه
جای دیگری فرار نکردی؟ برای من مهم نبود که دستگیر شوم. می دانی اسیدپاشی مجازات سنگینی دارد و امکان دارد قصاص شوی؟ بله، اما برای من مهم نیست. پشیمان نیستی؟ نه. خیلی هم خوشحالم چون او حقش بود و زن و دخترم را از من گرفت. معتادی؟ الان نه، اما چندین سال قبل هرویین مصرف می کردم که 14 سال قبل ترک کردم و از آن روز به بعد دیگر مصرف نکردم. سابقه کیفری هم داری؟ بله معتاد . همان زمان که بودم، دوبار به خاطر سرقت به زندان رفته بودم.
نجات زن همسرکش از چوبه دار
اصابت کند و او هیچ واکنشی نشان ندهد. احتمال می دهم او در قتل همدستی داشته است. با توجه به دلایلی که اشاره شد، درخواست حکم قصاص برای نرگس را دارم. رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به نرگس، از او خواست از خود دفاع کند که زن جوان اظهار کرد: زمانی که 11 ساله بودم، برادرم مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و این رفتار او باعث شد از خانه فرار کنم. دو سال قبل از قتل با نادر دوست شدم. شش ماه با هم دوست
پدر شیشه ای شبانه با اسید زیبایی رعنا و مادرش را گرفت
کورمال خود را به حوض داخل حیاط رساندم و صورتم را شستم در همین حال متوجه شدم که موهایم کنده شده و داخل دستانم قرار گرفته است. چشم راست رعنا نابینا شد، نازنین هم مجروح شد از دیدن مو و پوست سرم در کف حیاط شوکه شده بودم، تنها صدای گریه های رعنا را می شنیدم،تصور می کردم او به علت فریادهای من ترسیده و از خواب بیدار شده است. اما وقتی پدرم به خانه مان آمد او متوجه اسیدپاشی روی رعنا هم شد
اعتراف عروس خیانتکار به 2 جنایت در نیاوران
خیانتکار و پسر مورد علاقه اش دردست نبود تا اینکه کارآگاهان شنیدند آذر و امیر برای تهیه پول به تهران آمده اند که بلافاصله محل قرار آنها در دارآباد شناسایی شد و مأموران ساعت 11 هفتم آذرماه سال جاری هر دو را بازداشت کردند.آذر و امیر چاره ای جز اعتراف نداشتند. آذر گفت: می دانستم شوهرم در خانه نیست. از مدت ها پیش با امیر رابطه عاطفی داشتم و با هم به این خانه رفته بودیم تا اینکه شوهرم صبح سررسید و وقتی
پیامک باعث همسرکشی شد!
آن قدر عصبانی بودم که نتوانستم خودم را کنترل کنم. با خشمی که داشتم به سمتش رفتم و او را خفه کردم. متهم گفت: بعد از مرگ زهره چون نمی دانستم باید چه کنم و چه سرنوشتی خواهم داشت، جسد را به مکانی خلوت بردم و آتش زدم اما کمی که گذشت عذاب وجدان رهایم نکرد با اینکه در شهرهای شمالی کشور مخفی شده بودم و پلیس هم من را پیدا نکرده بود، خودم را تسلیم کردم حالا هم اگر خانواده زهره فکر می کنند با قصاص من حالشان بهتر می شود قبول می کنم اما آنها بدانند که من زنم را دوست داشتم. بنا به این گزارش در پایان، هیأت قضات برای صدور رأی وارد شور شدند. ...
2جنایت در اعترافات نوعروس خیانتکار
از تهران خارج شده و هر دو به شهرهای شمالی متواری شده اند.هیچ سرنخی از مخفیگاه این عروس خیانتکار و پسر مورد علاقه اش دردست نبود تا اینکه کارآگاهان شنیدند آذر و امیر برای تهیه پول به تهران آمده اند که بلافاصله محل قرار آنها در دارآباد شناسایی شد و مأموران ساعت 11 هفتم آذرماه سال جاری هر دو را بازداشت کردند.آذر و امیر چاره ای جز اعتراف نداشتند. آذر گفت: می دانستم شوهرم در خانه نیست. از مدت ها
اعتراف عروس خیانتکار به 2 جنایت در نیاوران
علاقه اش دردست نبود تا اینکه کارآگاهان شنیدند آذر و امیر برای تهیه پول به تهران آمده اند که بلافاصله محل قرار آنها در دارآباد شناسایی شد و مأموران ساعت 11 هفتم آذرماه سال جاری هر دو را بازداشت کردند . آذر و امیر چاره ای جز اعتراف نداشتند . آذر گفت : می دانستم شوهرم در خانه نیست . از مدت ها پیش با امیر رابطه عاطفی داشتم و با هم به این خانه رفته بودیم تا اینکه شوهرم صبح سررسید و وقتی فهمید در
دختر جوان برای نجات جان پسرعمویش، شوهر و مادربزرگ شوهرش را کشت
پسرعمویش امروز در مقابل بازپرس جنایی تهران قرار گرفتند و همسر مقتول درباره جزئیات قتل شوهر و مادربزرگ همسرش به بازپرس جنایی تهران گفت: من با همسرم اختلافات زیادی داشتم چون وی عصبی مزاج بود و حتی با پدرش نمی توانست با لحن آرام صحبت کند به همین خاطر قصد جدایی از او را داشتم، تا اینکه صبح روز قتل در چهارراه کامرانیه با پسرعمویم قرار گذاشته بودم و بعد از خرید به منزلمان رفتیم. وی در ادامه
بخشش محکوم به قصاص به حرمت اربعین
روز حادثه عمویم به خانه ما آمد تا با من صحبت کند. می خواست مرا راضی کند تا با ازدواج مجدد پدرم مخالفت نکنم. بعد از صحبت کارمان به مشاجره کشید که عمویم یک سیلی به من زد. من هم از او کینه به دل گرفتم و پس از چند ساعت که عمویم مجددا به خانه ما آمد با چاقوی میوه خوری که در دستم بود و سرگرم کندن پوست میوه بودم، به او حمله کردم و وی را به قتل رساندم. با اعترافات مرد جوان پرونده با صدور قرار
زورگیری از بازیگر زن تلویزیون
به خواسته اش عمل می کردم. بعد از سرقت ها تمامی طلاها و اموال با ارزش را در اختیار باجناقم قرار می دادم و او هزینه زندگی ام را تامین می کرد. من در این مدت با پرسه زنی در غرب تهران و حوالی میدان فاطمی به بهانه پرسیدن آدرس، رانندگان زن را متوقف و سپس با تهدید چاقوی آشپزخانه از آنها سرقت می کردم. زورگیری از بازیگر تلویزیون با اعترافات جدید متهم مشخص شد او اردیبهشت امسال با سد
سرهنگ متکبر خواستگار دخترش را تحقیر کرد(پاورقی)
! این ها وصله تن ما نیستند. - تو هم که حرف پدرم را می زنی ! آدم بی جرأت و ترسو! کاش برای حمایت از پسرش کاری می کرد. مادر جواب نداد و بیشتر در خود فرو رفت . مادر که رفت ، عباس خودش را، اجدادش ، ترسش ، بی عرضه گی اش و آبأ و اجداد سرهنگ را لعنت کرد. *** عباس تا شب در خانه ماند و نقشه کشید اما نقشه اش نگرفت و دست آخر دو مأمور او را به خاطر مزاحمت گرفتند و با خودشان به کلانتری
قتل نوعروس توسط همسر!
های زیادی داشت تا اینکه دید چاره ای جز اعتراف ندارد و قتل سحر و سوزاندن جسدش را به گردن گرفت. تازه داماد جنایتکار صبح دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی عزیزمحمدی و دو قاضی مستشار تحت محاکمه قرار گرفت و این درحالی بود که خانواده سحر خواستار قصاص وی بودند. ایمان در جایگاه متهمان گفت: همسرم برای دیدن مادرش به خانه شان رفته بود، عصر روز حادثه سراغش رفتم و وی را
آزادی قاتل مرد ترکیه ای از زندان
روز نو : جوانی که شریک ترکیه ای خود را به قتل رسانده بود، با جلب رضایت اولیای دم، از زندان آزاد شد. این مرد پس از درگیری با شریک ترکیه ای خود، او را کشت و جسدش را به آتش کشید. دهم دی ماه سال 93 ماموران کلانتری 177 خاورشهر درجریان ناپدیدشدن مرد ترکیه ای درهمان اطراف خاورشهر قرار گرفتند. خانواده این مرد به ماموران گفتند: محمد چند وقتی می شد که به ایران آمده و با شریک کاری اش اجناسی
داعش رسماً ایران را تهدید کرد!/ مخالفت صریح وزیر بهداشت با رییس جمهور/ قول وام دو میلیونی احمدی نژاد/ ...
بود.او ادامه داد: من هنوز در حیرت هستم. چرا که یکی از اقدامات تامینی که دادسرا برای جلوگیری از فرار متهم انجام می دهد، صدور قرار ممنوع الخروجی متهم است و بعد از آن ممکن است قرارهای تامینی تشدید و یا لغو شود. اما این که این قرار تامینی لغو شده باشد تا به حال به ما ابلاغ نشده و تا جایی که می دانم حداقل در پرونده خود ما چنین لغوی وجود نداشته؛ مگر در جای دیگری چنین چیزی صادر شده باشد که من بی اطلاع