سایر خبرها
فروش یک نوزاد در تهران در کمتر از 5 دقیقه
پول از 10 تومنی، 5 و 2 تومنی و هزاری از جیبش درمی آورد و یک پنجی می دهد و یک بسته کوچک شیشه می گیرد. آن سوتر یک دختر معتاد زار می زند و دعوا می کند، یقه پسر جوان را گرفته، جمعیت جدایشان می کنند، لیلا اردک می رود می زند تخت سینه دختر و بعد سپیده می گوید: این فیلمشونه، می خوان مواد و پول بدبخت را دودر کنن. مهدی حال هانیه را می پرسد و کلامی درباره بچه نمی پرسد و بعد می گوید خانمم خماره و
بیمارانی که از نگاههای تحقیر آمیز نگرانند!
غیراخلاقی است؛ شدم یک کارگر جنسی. چند ماه پیش کسی که با او رابطه داشتم به من گفت به یک بیماری عجیب دچار است که نشانه های آن را در من هم می بیند. کمی نگران شدم و وقتی آزمایش دادم متوجه شدم به ایدز دچار شده ام و خودم هم نفهمیدم که از چه کسی ایدز گرفته ام و چند نفر را آلوده کرده ام. تا آن زمان درباره عوارض و چگونگی ابتلا به ایدز نشنیده بودم و در تلویزیون هم درباره آن چیزی ندیده بودم. وقتی موضوع را
بابا ایوب (بهناز بدرزاده)
دانشگاه یک نان باگت درسته خمیرش را درآورد وسطش را با سالاد الویه پر کرد. وقتی به جلوی دانشکده دامپزشکی رسید ساندویچ را به پیرمرد داد. چشمان پیرمرد تشکر می کردند... پس فردا یک ساندویچ کتلت با خودش آورد و باز به پیر مرد داد تا بخورد... این دیگر برایش عادت شده بود.اما یک روز که آمد دید پیرمرد نیست.پتوی ژنده اش نیز ناپدید شده بود... از هرکه پرسید چیزی نمی
خبرنگاری که ورزشکاران را قبض روح می کند!
که بعد از آن حسابی با دردسر روبرو شدم. شماره مرا در صفحه اینستاگرام گذاشتند. بعد شاید دقیقه ای 10 هزار پیام برایم می فرستادند و فحش می دادند. آنقدر که مجبور شدم شماره تلگرامم را عوض کنم. یک بار هم درباره هتل آنتالیای پرسپولیس صحبت کردم که خیلی به پرسپولیسی ها برخورده بود. بعد از آن گزارش شیشه سمت شاگرد ماشینم که در پارکینگ اداره بود را شکستند. رویش هم یک نامه گذاشتندکه نوشته بود: دیگه به پرسپولیس
فروش نوزاد در تهران در کمتر از 5 دقیقه!
همان صورت یخ زده. حرف هایمان در کمتر از 5 دقیقه تمام می شود و معامله جوش می خورد و بچه اش را می فروشد. مددکار بیمارستان می پرسد: آمده اید نوزاد را بخرید؟ می گوییم: آره می گوید: پس صدایش را درنیاورید. مأمور پارک می گوید: خرید و فروش خیلی زیاده؛ همین دختر رعنا را 210 هزار تومان خریدند برای گدایی . کمتر از یک ماه پیش بود که فاطمه دانشور رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر در یک برنامه
ابراز تاسف رامبد جوان از برگزار نشدن فینال خنداننده برتر و 82 خبر خندوانه ای
حضورداشته و همیشه جلوی چشم بوده است. از حضور در برنامه صبحگاهی ویتامین 3 گرفته تا ویژه برنامه سال نو، ماه عسل، نبش جنت آباد، امشب، اینجا آینده، خوشا شیراز و بعضیا که تقریباً همگی برنامه های اجتماعی پربیننده ای بودند. حدود یک ماه پیش بود که شایعه مرگ مجری سی ساله کاشانی در حادثه منا به گوش رسید اما ضیا از آن اتفاق جان سالم به دربرد تا در آبان ماه امسال و بعد از دربی 81 باکاری که کرد سوژه شبکه های
این هنرپیشه انگلیسی یک سمور آبیست!/مردی که با همزادش همسفر شد/ هدیه تولدی که چشم کودک را کور کرد+تصاویر
به گزارش خبرنگار باشگاه شبانه باشگاه خبرنگاران جوان ،اخبار باشگاه شبانه امشب در این بسته خبری گردآوری شده است. مردی که با همزادش هم سفر شد + تصاویر نیل داگلاس از دیدن همزاد خود که روی صندلی رزرو شده او در هواپیما نشسته بود، به شدت جا خورد. مسابقات ماشین های بدون راننده + تصویر اواخر سال آینده سری جدید روبو ریس یا مسابقات ماشین های بدون راننده در ادامه سری مسابقات
فروش یک نوزاد در تهران در کمتر از 5 دقیقه!
سیگار را می تکاند و باز بدون اینکه لب هایش تکانی بخورد، می گوید "چون تویی قبول می کنم". با همان صورت یخ زده. حرف هایمان در کمتر از 5 دقیقه تمام می شود و معامله جوش می خورد و بچه اش را می فروشد. روزنامه ایران نوشت: مددکار بیمارستان می پرسد: آمده اید نوزاد را بخرید؟ می گوییم: آره می گوید: پس صدایش را درنیاورید. مأمور پارک می گوید: خرید و فروش خیلی زیاده؛ همین دختر رعنا را 210 هزار تومان