، صیاد است. اهل لنگرود. چند قایق دارد که هر فصلی از سال آنها را به دریا می اندازد و آن قدر جلو می رود که به جز صدای موج دریا چیزی به گوشش نمی رسد. فرقی هم نمی کند وسط داغی تابستان باشد یا وسط رگبار زمستان. چندباری هم نزدیک بود، غرق شود اما اینها برایش مهم نیست. دریا را دوست دارد و ماهیگیری شغل آبا و اجدادی اش است. وقتی از او می پرسم که تا به حال ماهی خاویاری صید کرده یا نه می گوید: سال هاست که هیچ