ببعی مشغول درست کردن کاردستی هستند، غافل از این که بی حواسی کار دستشان می دهد و همه عروسک ها به یکدیگر می چسبند. در آیتم سوم دختر همسایه دنبال وسیله گمشده اش می گردد، آقای مجری کاردستی بچه را نگاه می کند تا بتواند گمشده دختر همسایه را پیدا کند، مجری در حال تماشای کاردستی بال پرنده کلاه قرمزی است که فامیل دور با کلاه گیسی وارد می شود، دختر همسایه می گوید که این کلاه گیس وسیله گمشده اوست
زندگی به این قشنگی من ندارد ولی انگار طبیعت به ما حسودی کرد! همسرم مریض شد و هفت سال با سرطان مبارزه کرد تا این که در سال 1350 درگذشت و من ماندم و یک دختر 13 ساله و یک پسر 10 ساله. ازدواج نکردم، بچه هایم را خودم بزرگ کردم و نتیجه خوبی هم گرفتم.
پای زنان طبقات مرفه و اعیان رساندند و همه آرزوها و اهداف این پیشگامان را بر باد دادند. زنان سایر طبقات شهری نیز به جز زنان کارکنان دولت از پذیرش کشف حجاب اجباری خودداری کردند تا جایی که کنج خانه را بر قبول این طرح اجباری ترجیح دادند و اگر به ضرورت از خانه خارج شدند با ترس و لرز و دور از چشم مأمورین بود. اما فرزندان جوان این زنان واکنشی متفاوت از مادرانشان داشتند، به طوری که پس از مدتی عده
بشناسانند و آنها را از عوامل آسیب زا دور کنند. کودکی که در محیط های آسیب زا رشد می کند و بزرگ می شود بیش از سایر هم سالانش می تواند در معرض آسیب های اجتماعی قرار بگیرد؛ خانه شان اطرف دروازه غار بود. کارتن خواب ها، مواد، تزریق، فقر و زخم؛ منظره ای که همیشه از راه مدرسه تا خانه همراهش بود و حتی تا خانه هم تعقیبش می کرد. تا پای گاز آشپزخانه؛ تصویر پدر و مادر و دود ی غلیظ که از گلو بیرون می دادند و
بود. از ستمدیدگان در همه شرایط دفاع می کرد. درست کردار بود و رفتار او با مردم، بر مبنای صدق و صفا و درستی بود. خوش سخن و پاکدامن بود، در محیط فاسدعربستان قبل از اسلام و در دوره جوانی، آن بزرگوار، معروف به عفت و حیا بود و پاکدامنی او را همه قبول داشتند، محمد(ص) حتی برای کفاری که مسلمان نمی شدند غصه می خورد، زیرا می خواست که همه عالم به نور برسند. مبعوث شده بود برای اینکه همه این هیاهو هایی که در
ای 4 یا 5 ساله با موهای بلند و چشم های روشن، آرام و قرار ندارد. دوست ندارد یک جا بنشیند. مادرش سعی می کند او را کنار خودش روی صندلی بنشاند. کنارش مرد جوانی نشسته، حدوداً 30 ساله. موهایش را تراشیده و ماسک زده. زن حواسش به شیطنت های دختر بچه است. مرد، زمین را نگاه می کند. از شباهت شان حدس می زنم خواهر و برادر باشند. حدسم درست است. از خانواده، فقط من تهران هستم. گفتند برنامه تفریحی گذاشته اند برای
در تاریخ معاصر ایران، پوشش از سر و تن برگرفت و در اجتماع ظاهر شد. قره العین، دختر ملاصالح برغانی از مجتهدین معروف قزوین (برادر ملا محمدتقی برغانی مجتهد مشهور و قدرتمند آن موقع ایران) و همسر ملا محمد برغانی که پسر عمویش نیز بود، پس از جذب شدن به فرقه ی گمراه بهائیت، همسر و سه فرزندش را رها و شروع به تبلیغ این مرام ساخته ی استعمار کرد. بنا بر برخی اسناد تاریخی، وی نه تنها بی حجاب در مجامع