آگاه ساخت، اما سبب گم شدن آنان را به وی نگفت. از این رو شوهر ختمی ارغوانی به محض ورود به خانه به زنش فریاد زد: آهای، چهار خوک از گله ی خوکانم گم شده و تو در آنجا با دل فارغ نشسته ای و باقلا می پزی؟ شوهر سخت خشمگین شده بود، زیرا او مردی صرفه جو و تندخو بود. ختمی ارغوانی باقلاها را به دقت و خونسردی به هم زد و گفت: من از گفته های شما سر درنمی آورم. شوهر از خشم پا بر زمین کوفت و
(ع)، حضرت علی اصغر(ع) و حضرت عباس(ع) آنقدر برایش تکرار شده که می داند الان مادر چه کلمه داستان یا شعر را می گوید. چند سال بیشتر ندارد که تعزیه خوانی هم می کند و شعر تعزیه هم می گوید. در سال های ورود متفقین، او نوجوانی را پشت سر گذاشته و درس خوانده و معلم شده است. قحطی فشار می آورد، او رنج را به تصویر می کشد: نان گران است و غم فراوان است قند کمیاب و غصه ارزان است گوشت هر چند
چه کلمه داستان یا شعر را می گوید. چند سال بیشتر ندارد که تعزیه خوانی هم می کند و شعر تعزیه هم می گوید. در سال های ورود متفقین، او نوجوانی را پشت سر گذاشته و درس خوانده و معلم شده است. قحطی فشار می آورد، او رنج را به تصویر می کشد: نان گران است و غم فراوان است قند کمیاب و غصه ارزان است گوشت هر چند پربهاست ولی قلب ها جای گوشت بریان است یک دل شاد نیست در
؛ سپیده کاشانی، علی معلم، شمسایی و خیلی های دیگر. اصلاً انگار نه تنها شاعران انقلاب که خود انقلاب نیز مدیون این خانه است. همسرش، خانم شکوه اقدس سبزواری که در این سال ها پابه پای استاد در روزهای پرالتهاب قبل و بعد از انقلاب با او همراه بوده، می گفت که استاد سروده های انقلابی اش را در گنجه و لابه لای کتاب ها و هر جای دیگری که آژان های رژیم دستشان نرسد، مخفی می کرد و روز بعد که سرود خوانده می
دادند، از بارگاه خداوند صبر طلب دارم و به قول شهاب عزیز الهی شکر. جملات پایانی رادان موجب شده بود که همسر افخمی در پست خود بنویسد: از همه بامزه تر بهرام رادانه که اصلا راه جشنواره کن را از وقتی یاد گرفت که بهروز آوردش توی فیلم گاوخونی بازی کنه. همان فیلمی که به خاطرش رفت کن. بگذریم که توی همان گاوخونی هم به نظرم نقطه ضعف بزرگ فیلم بهرام رادانه. هر وقت فیلم گاوخونی را می بینم اعصابم خرد می شه که
گروه فرهنگ و هنر فرهنگ نیوز؛ حسین ممتحنی، متخلص به حمید در سال 1304 در سبزوار متولد شد، و بعدها به حمید سبزواری شهرت یافت. پدرش عبدالوهاب ، پیشه ور ساده ای بود که قریحهٔ شعری داشت. اصول شاعری را از پدر آموخت و از آنجا که مادرش بانویی باسواد بود، تمام حروف را در دوران پیش از مدرسه به او آموزش داده بود. حمید، قبل از رفتن به مدرسه قرآن خواندن را نزد مادرش آموخت و وقتی به مدرسه رفت فارسی را خیلی خوب