بازنشستگی کشوری در گفت و گویی درباره حضور کلی در ایران خاطره عجیبی را از آن روزها نقل کرده است؛ شب دوم صمیمیت زیادی برقرار شده بود. ایشان به خاطر قدردانی از میزبانان کار عجیبی انجام داد که هنوز برایم غیرقابل باور است. از دوستانی که در این صحنه بودند علیرضا رحیمی، مدیرکل تربیت بدنی وقت و اکبر ترکان، رییس هیات فوتبال را به یاد دارم. محمد علی از راه پله هتل بالا رفته و در پاگرد مذکور دست هایش را به طرفین باز
مسلح شوند و قیام مسلحانه کنند، مانند چیزی که در بحرین هست یا مصر و لبنان و جاهای دیگر و یکباره دست به اسلحه می شدیم- مشخصا این انقلاب یک انقلاب سزارینی می شد، یعنی به زور میوه کال را می خواستیم بکَنیم اما تقدیر الهی اینگونه بود که 15 سال باید صبر می کردیم مانند درخت گردویی که 10-8 سال شما زیر بار آن می نشیند. خود امام روح الله می فرماید ما یک خبطی کردیم، چون جایی می گویند همه چیز آماده بود
می خواهم در زندگی شخصی هم با هم باشیم و با هم رفت و آمد کنیم،داماد ما گفته بود که من یک نفر را نشان کرده ام که او هم یک خواهر دارد، وقتی داماد ما این موضوع را مطرح کردند من گفتم که پدرم دختر به راه دور نمی دهد و فکر نکنم اجازه بدهد. خانم اصلانی ادامه می دهد: 16 سالم بود که اینها آمدند و پیشنهاد دادند، پدرم ابتدا مخالفت کرد و گفت من دختر به راه دور نمی دهم اما بعد راضی شد و قبول کرد
من فهمیدند که در مهمان خانه دعواست. خانم از در دیگری وارد شد و خودش را با چادر روی من انداخت. برای آن ها که می خواستند تیر خلاص بزنند مشکل بود. تیر اول کمی ریه مرا پاره کرد. تیر دوم را از زیر دست خانم من زده بودند. مقداری از بینی و صورتم را زخم کرد و به کمد اصابت کرد. خیال کردند به مغز من شلیک کرده اند. هر دو فرار کردند و اسحله در دست من ماند. همچنین درباره چالش روحانیون انقلابی با دولت
اسلحه می شدیم- مشخصا این انقلاب یک انقلاب سزارینی می شد، یعنی به زور میوه کال را می خواستیم بکَنیم اما تقدیر الهی اینگونه بود که 15 سال باید صبر می کردیم مانند درخت گردویی که 10-8 سال شما زیر بار آن می نشیند. خود امام روح الله می فرماید ما یک خبطی کردیم، چون جایی می گویند همه چیز آماده بود چرا نشد؟ فرمودند اتفاقی افتاد و عمل ناصوابی انجام گرفت و خداوند 15 سال انقلاب را به تأخیر انداخت. از
می شد، یعنی به زور میوه کال را می خواستیم بکَنیم اما تقدیر الهی اینگونه بود که 15 سال باید صبر می کردیم مانند درخت گردویی که 10-8 سال شما زیر بار آن می نشیند. خود امام روح الله می فرماید ما یک خبطی کردیم، چون جایی می گویند همه چیز آماده بود چرا نشد؟ فرمودند اتفاقی افتاد و عمل ناصوابی انجام گرفت و خداوند 15 سال انقلاب را به تأخیر انداخت. از ایشان پرسیدند چه ناهماهنگی در کار بود؟ امام گفت
حاضر باشد در قبال میلیاردها پول دو دست خود را قطع کند. ولی مدافعان حریم آل الله آگاهانه در راه زینبی قدم می گذارند. آنان که عاشق خانواده هایشان هستند، اما به خاطر والاترین ارزش ها از همه چیز خود حتی جانشان می گذرند. *هرگز تصور می کردید که دعایتان مستجاب شده و صادق شهید شود؟ من از لحظه عقد منتظر شکفتن صادق بودم و به دعای خود ایمان داشتم! همیشه به من می گفت خواسته ام را که
وی می گوید: روز قبل از حادثة منا، با برخی از دوستان وعده کردیم که مانند سال های قبل، صبح زود از منا برای رمی جمرات برویم، قربانی و تقصیر کنیم و به هتل در مکه برگردیم. شجاعی فرد افزود: با آقایان رکن آبادی و آقایی پور به سوی جمرات راه افتادیم و تعدادی از دوستان هم با ما آمدند. به هنگام حرکت، دیدیم زیرگذری که همه از آن عبور می کنند، از قبل بسته شده و پلیس ما را به خیابان 204 که خلوت هم