شود، پدر من جوان ترین افسری بود که بازنشسته شد. در کتاب "تاریخ معاصر ایران"(سال 1320 شماره 30) مقاله ای به نام "سرلشگر اردوگاه کیست" نوشته ی دکتر سیاه پور مفصل به زندگی پدر من پرداخته است؛ همین طور کتاب "تاریخ اجتماعی کهکیلویه و بویر احمد" که نویسنده ی آن را به خاطر نمی آورم یک فصل در این مورد صحبت شده است. یکسری افراد خارجی و داخلی که می دانند پدر من قبلاً ثروتمند بوده و اکنون وضع مالی خوبی ندارد
. با او به عنوان انرژیک ترین خواننده سال گپ زدیم. * امید حاجیلی با یک روند و استراتژی مشخص وارد حوزه خوانندگی شد. روندی که سالها پیش در آلبوم آلگرو با موسیقی آمریکای لاتین به آن ورود کرده بود. این استراتژی از نگاه خود امید حاجیلی چگونه است؟ به هر حال من سالهای زیادی در این حوزه فعالیت کرده ام و فکر کنم مخاطب شناسی بدی نداشتم. من درس موسیقی را خوانده ام و تحصیلاتم هم در همین حوزه است. به همین
اصلی من بود. الان کار برای من بسیار سخت شده زیرا اغلب مخاطبان و اهالی موسیقی که آلبوم را شنیدند، ابراز لطف کردند و گفتند که آلبوم پختگی لازم برای این دوره را داشته است. خودم قبول دارم که کاستی های زیادی برای این دوره وجود داشته که به من و نه دوستانم وارد است. در مقوله ملودی و ترانه سخت گیرتر شده ام و در بحث تنظیم با دوستان جدیدی آشنا شده ام که از بهترین های این حوزه هستند. امیدوارم بتوانیم آلبوم
اسرار آثار چاوشی بپردازید. هر چند شاید در اواخر این مطلب به یک باره سر و کله خود این خواننده هم پیدا شد و درباره آینده و اتفاقات پیش رو برای سال جدید، حرفهایش را زد و باز هم ناپدید شد. پس اصلا فکرش را هم نکنید که این مطلب را نیمه کاره رها کنید و بروید. * دموکراسی یک نفره محسن چاوشی یک چریک به تمام معناست. او همیشه و در همه حال خودش تصمیم اصلی را می گیرد و یک تنه جلو می رود و
*اگر انقلاب فرهنگی رخ نمی داد هیچ گاه به سینما نمی آمدم - آقای شمقدری از نحوه ی ورودتان به سینما شروع کنیم جرقه ی ورود شما به سینما کی و چگونه زده شد؟ من دانشجوی رشته ی مکانیک دانشگاه علم و صنعت بودم و انقلاب فرهنگی رخ داد، بعد از این اتفاق من به همراه تعدادی از دوستان دانشگاه تهرانی ام وارد دوره ی آموزشی سینما شدیم و تعدادی مستند ساختیم و به این ترتیب بود که سال 59 وارد
نیست که فیلمی بسازم که بتواند اکران شود. اگر این بود که مشکلی نداشتم. هدفم این است که هرطور شده فیلم خودم را بسازم و حرف خودم را بزنم. موسوی: و همین شرایط باعث نشد که برای گفتن حرف های تان به یک بیان استعاری متوسل شوید. یعنی رندی پیشه کنید و بالاخره طوری حرف بزنید که مخاطب دانا اگر اهلش باشد، حرف شما را بفهمد؟ شما باید از هفتخوان رد می شدید تا بگذارند فیلمتان را اکران کنید. شاید لحن
منافقان بهترین سوژه هایی بودند که من با آنها می توانستم مستندهایم را بسازم. من تقریبا می توانم بگویم بدون اینکه خودم اراده کرده باشم، وارد مستند سازی دفاع مقدس شدم. - شما در ادامه ی راه، نویسندگی و کارگردانی سه فیلم و سریال را بر عهده داشتید که همه ارزشی بودند، چگونه بعد از ایام دفاع مقدس این مسیر را ادامه دادید؟ به دنبال اتمام هشت سال دفاع مقدس من سعی کردم تمام تجربیات به دست