می دانند، وابستگی کودک به پدر (در دو مقام حفاظت گر و قانون گذار) جای خود را به توکل بر صورت های پدرانه قادر مطلق می دهد؛ ایزدان باید وحشت های طبیعی را دفع کنند، انسان را با بی رحمی تقدیر، به ویژه در لباس مرگ، آشتی دهند، و به آنها آمادگی و توان تحمل رنج هایی را بدهند که زندگی اشتراکی در تمدن به بشر تحمیل می کند (Freud 1985a: 197). یک اعتراض بدیهی به آرای فروید این است که از قرار معلوم