سایر منابع:
سایر خبرها
قتل در ژاپن دستگیری در تهران
کارآگاهان گفت: برادرم به نام "میلاد" که 27 سال داشت مدت شش سال است که به کشور ژاپن رفته و اقامت آن کشور را دارد و هر از چند گاهی با ما تماس می گرفت تا اینکه در ساعت 11 شب بیست و هشت آذر ماه، یکی از دوستان برادرم با من تماس گرفت و گفت: برادرت ( میلاد ) طی یک درگیری به شدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته و پس از انتقال به بیمارستان فوت کرده است. گویا گزارش کامل صحنه قتل برادرم در اخبار و تلویزیون آن کشور
پشیمانم، قصد دفاع داشتم
خودم چاقویم را از جیبم بیرون آوردم و دو ضربه به غلامرضا زدم و از محل گریختم. من قصد قتل نداشتم و فکر نمی کردم ضربات من غلامرضا را بکشد و به خاطر همین وقتی فهمیدم غلامرضا فوت شده است، خودم را به پلیس معرفی کردم. وی در پایان گفت: مدتی قبل ازدواج کردم و به همین دلیل به خودم قول دادم با کسی درگیر نشوم، اما آن روز فقط قصد دفاع داشتم و الان هم پشیمانم و خسته شده ام و دوست دارم هر چه زودتر قصاص شوم. قاضی مدیرروستا پس از شنیدن آخرین دفاعیات متهم اعلام کرد به زودی پس از صدور کیفر خواست پرونده متهم به دادگاه ارسال خواهد شد. منبع: روزنامه جوان ...
گفتم به ایران می روم حتی اگر اعدام شوم/ آخرین بار رجوی را سال 82 دیدم/ صحبت از مسعود و مریم مرز سرخ بود/ ...
گروه امنیتی دفاعی خبرگزاری فارس - پرونده مرگ یک سازمان - مهدی بختیاری و هاجر تذری: حداقل 2 دهه از بهترین سال های عمرشان را تباه شده می دانند؛ فعالیت در سازمانی که رفته رفته به فرقه تبدیل شد و نهایتا کار را به جایی رساند که اعضای آن به هر اقدامی دست می زدند تا فرار کنند. محمدرضا گُلی، هادی شعبانی و ایرج صالحی 3 نفر از اعضای جداشده منافقین هستند که هر سه، سالهای زیادی از عمر خود را در
همسرم با یکی از بستگان نزدیکم رابطه پنهانی داشت
ندادم. *چه شد که به حقیقت ماجرا رسیدی؟ روزی پس از سالیان دراز برادرم با من تماس گرفت وبا حالتی بسیار آشفته ابتدا چند تا فحش نثارم کرد و سپس به من گفت که تو چقدر بی غیرت هستی، چون همسر بی حیا و بی آبرویت با کوله باری از سن، باز هم دست بردار نیست و به فکر به دام انداختن پسر من افتاده است و درست می خواهد همان بلایی را که بر سر تو آورد، باز بر سر پسر من در بیاورد! اون هنوز ناسلامتی
100 بار نوشتن آیه های احترام به والدین، مجازات پسر قاتل
نیست. برای همین به برادرم مشکوک هستم. با این اظهارات مأموران پلیس به ردیابی تنها مظنون این پرونده پرداختند و درنهایت این پسر را همان شب در خانه یکی از دوستانش بازداشت کردند. وی در بازجویی ها به قتل مادرش اعتراف کرد و صحنه این جنایت هولناک را هم بازسازی کرد؛ بنابراین پرونده برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد. جلسه محاکمه این پسر به ریاست قاضی محمد باقر قربان زاده
همسرم با یکی از بستگان نزدیکم رابطه پنهانی داشت
اهمیّتی ندادم. *چه شد که به حقیقت ماجرا رسیدی؟ روزی پس از سالیان دراز برادرم با من تماس گرفت وبا حالتی بسیار آشفته ابتدا چند تا فحش نثارم کرد و سپس به من گفت که تو چقدر بی غیرت هستی، چون همسر بی حیا و بی آبرویت با کوله باری از سن، باز هم دست بردار نیست و به فکر به دام انداختن پسر من افتاده است و درست می خواهد همان بلایی را که بر سر تو آورد، باز بر سر پسر من در بیاورد! اون
کار بسیار زشت وخشن برادر با خواهرش در اتاق خواب
به گزارش سرویس حوادث “ جام نیوز”، براساس اوراق پرونده، غروب شانزدهم فروردین سال گذشته مأموران پلیس تهران همزمان با اعلام خبر قتل پدر و دختر با کشف اجساد دو نفر از اعضای یک خانواده تحقیق برای کشف راز جنایت را آغاز کردند. بررسی ها نشان می داد محسن – پدر خانواده – با ضربات چاقو کشته شده و دخترش نیز خفه شده است. پس از حضور بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران در محل حادثه
ماجرای زندگی تامل برانگیز دو برادر بلژیکی که مسیرشان از هم جدا شد.
پدر و مادرم، دوران سختی را سپری کردیم. قبلا هر وقت گره ای در زندگی ام ایجاد می شد، قادر بودم آن را به سرعت فراموش کنم. اما این بار موضوع فرق می کند. برایم قابل هضم نبود که برادرم بتواند چنین کاری کند. مراد گلویش را صاف می کند و می گوید: به ما گفتند که اسمتان را عوض کنید، اما این راه حل خوبی نبود. عشراوی نام من و پدرم است. نجیم (چپ) ماجرای مراد و نجیم داستان دو برادر است که
مکارم اخلاقی امام صادق (ع)/ شیوه های ناب در حیات امام صادق (ع)
از جعفر بن محمد، ندیده ام. روزی طبق دستور منصور، چهل مسئله مهم فقهی آماده کردم تا در جلسه ای با حضور خلیفه از آن حضرت سؤال کنم. پس از طرح سؤالات، امام (ع) یکایک آنها و موارد اختلاف را آن چنان کامل پاسخ داد که همگان اعتراف کردند آن حضرت دانشمندترین و آگاه ترین مردم به موارد اختلاف آرا می باشد.(10) مالک بن انس - یکی از چهار پیشوای اهل سنّت - می گوید: هرگز چشمی مانند جعفر بن محمد را ندیده
زن شوهرکش: بی گناهم، پسرم قاتل است
مدتی پیش متوجه شدم پدرم از طریق پیامک با یک زن در ارتباط است، موضوع را به مادرم گفتم. صبح روز حادثه خواب بودم، با صدای فریاد پدرم بیدار شدم و دیدم برادرم با چاقو به جانش افتاده است. من نقشی در قتل نداشتم و فقط برای اینکه مادر و برادرم را از دست ندهم، اعتراف دروغ کردم. با پایان جلسه رسیدگی، هیأت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.
اشعار آیینی ویژه شهادت امام جعفر صادق علیه السلام
برد آن جا که هیچ لب به حمایت نگشت باز مظلوم، داوری به برِ دادگر برد بر خانه ام اگر زدی آتش مرا چه باک این گونه ارث مادر خود را پسر برد مزدور خویش را ز چه گفتی که نیمه شب از نزد چند کودک لرزان پدر برد کردند دست خویش به سوی خدا بلند تا بابشان ز دست عدو جان به در برد دیگر امید آمدن من کسی نداشت
سه پرونده جنایی روی میز قضات دادگاه
اعتراف این پسر همدستش نیز دستگیر شد و به جرم خود اعتراف کرد. درنهایت صبح دیروز کیفرخواست این پرونده صادر و برای رسیدگی به دادگاه کیفری فرستاده شد. سناریوی آدم ربایی 200 میلیونی در بانک دومین پرونده نیز مربوط به مرد جوانی بود که به خاطر مشکلات مالی صاحب یک باشگاه ورزشی را ربود و درست هنگام نقد کردن چک میلیونی اش دستگیر شد. 24 اسفند سال گذشته بود که مردی به پلیس مراجعه کرد و گفت: پدرم
چگونگی پیدایش تکفیر و خارجی گری
(علیه السلام) می گوید: "من چشم فتنه را کور کردم، اگر من با اصحاب نهروان و جمل نمی جنگیدم آتش فتنه آنان خاموش نمی شد، اگر بیم نداشتم که از کار خود دست بردارید از قضای خداوند نسبت به کسی که با بصیرت و دانایی به ضلالت راه آنان با آنان جنگ کند که از زبان پیامبرتان شنیدم آگاهتان می کردم." مشخصات شخصیت خوارج: ما بر این عقیده بودیم و هستیم که خوارج یک حالت روانی و یک اسلوب
فیلمی را دیدم که دوستم با همسرم بود / فکرش لحظه ای رهایم نمی کرد
به گزارش سرویس حوادث “ جام نیوز”، پرونده قتل مرد جوان که قربانی سوءظن دوستش شده، در حالی برای رسیدگی روی میز قضات دادگاه کیفری استان البرز قرار گرفته که عامل جنایت در زندان به زندگی خود پایان داده است. در پی مرگ خودخواسته عامل اصلی قتل، رسیدگی به اتهام 4 همدست وی در دستور کار دادگاه عالی جنایی کرج قرار دارد. براساس محتویات پرونده، اوایل آذر 94 خانواده مرد 35 ساله ای به نام
قتل کارگر جوان به خاطر شوخی آب پاشی
مرد جوانی که کارگر ساختمانی را به خاطر یک شوخی دوستانه به قتل رسانده بود نیز به زودی در دادگاه محاکمه می شود. شهروند نوشت: ساعت 15 روز پنجم آبان ماه، ماموران کلانتری 126 تهرانپارس در جریان یک درگیری مرگبار قرار گرفتند. با حضور ماموران در محل حادثه که یک ساختمان نیمه ساز بود و انجام بررسی نخست مشخص شد که پسر جوانی که جعفر نام داشت در این ساختمان به عنوان کارگر مشغول به کار بوده، مورد
مهلت 7روزه برای تهیه دیه 50میلیون تومانی
بیمارستان رفتند با جسد خونین پسر 20 ساله ای به نام فریدون روبه رو شدند که با اصابت چاقو به گردن و سینه به قتل رسیده بود. شناسایی قاتل همان ابتدای تحقیقات مشخص شد قاتل پسر 23 ساله ای به نام طالب است که پس از حادثه از محل گریخته است. بررسی ها حکایت از آن داشت که تعدادی از رهگذران شاهد ماجرا بوده اند که پس از حادثه مقتول را به بیمارستان رسانده اما وی ساعتی بعد بر اثر خونریزی