در کنار کاپیتان کرو به شکار هیولا مشغول است. کاپیتان کرو و جانشینش جیکوب تاکنون هیولا های زیادی را کشته اند. اکنون بزرگ ترین هدف آنها گرفتن هیولایی خطرناک به نام سرخ غران است. دختر کوچک یتیمی به نام میزی که تعریف جیکوب هالند را در کتاب ها خوانده از یتیم خانه فرار می کند و مخفیانه در کشتی مقتدر که متعلق به کاپیتان کرو است، مخفی می شود. وقتی خدمه کشتی از وجود او با خبر می شوند، جیکوب اولین کسی است که از ادامه حضور او مخالفت می کند ولی کاپیتان کرو از حرف های میزی خوشش می آید و به او اجازه می دهد در کشتی بماند. وقتی کاپیتان کرو به همراه خدمه اش در حال شکار هیولای قرمز رنگ هستند، جیکوب و میزی توسط ...