بودند. شیعیان، از آنجا که به شدت تحت فشار قرار داشتند، ناگزیر از کوچ کردن به مناطق امن تری بودند تا در آنجا امکان زندگی پیدا کنند. این منشأ برای ورود تشیع به مالزی، یک منشأ اولیه است که در طول زمان، دیگر آثاری از آن را نمی بینیم. منشأ جدید ورود تشیع به مالزی هم به دو بخش قابل تقسیم است: یکی رواج تشیع به طور محدود و در میان افراد معدود، که به وسیله فردی پاکستانی به نام سیدمحمدحسین شاه
عکس های لازم را برداشته و اسکلت هیتلر و گوبلز و سایرین را به مسکو بردند. راننده هیتلر هم در سال های 1945 تا 1945 جریان خودکشی و سوزاندن جنازه هیتلر را افشا کرد و گرچه صدها فیلم از سال 1947 تاکنون تهیه شده است، اما هنوز ابهام دارد. در دهه 1970 مجله ایتالیایی استوریا ایلوستر تا رپرتاژ مفصلی در این مورد همراه با تصاویر بقایای جنازه چاپ کرد که ترجمه فارسی آن را در سال 1370 ش در ماهنامه کهکشان به
/> (ادامه) بود شب ها مدام غرق دعا / در تنش رفت سوزن سرما برگ نامردی فلک رو شد/ همدم درد سینه پهلو شد حال او بود حال سنگ و سَبو / شد تب و لرز ، هم اتاقی او از تب و لرز و درد، نالان بود / چاره، برگشت او به تهران بود در همان شهر ماند و با آن درد / شصت روز تمام، درمان کرد... (ناتمام) از کتاب کرامات رضویه ، نوشتة حاج شیخ علی اکبر مُرَوِّج / نشر جعفری / چاپ سوم: 1363/ صفحة 93 و 94.