خیلی ها باور کردنی نبود . کافی است نگاهی تیز داشت و به متکدیان کودک، زن و مرد و پیر و جوان با دقت نگاه انداخت. همان کودکانی که همه ما بارها در چهارراه ها دیده ایم و گاهی از سر دلسوزی و ترحم به آن ها پول داده ایم و شاید هم با انزجار نگاهشان کرده ایم. به هر حال فرقی نمی کند، این که کسی با لباس پاره و کهنه در میان خودروها بلولد و یا در ظاهر اسپند دود کند و پول در بیاورد؛ همه آن ها متکدی یا به همان
شاهد هستید. هیچ ورد و ذکر و جادوی نمی تواند فراتر از دعای دلِ پر امید یک مادر، فرزند عزیزش را یاری کند. اشک هایت را پاک کن مادر، حسن ات قهرمان جهان شده، پسر رشیدت پس از 16 سال تاریخ ساز شده. اشک هایت را پاک کن مادر و برای قهرمانت اسپند دود کن و دور عکسش بچرخان تا از چشم بد دور بماند. پست تشکر حسن یزدانی از مردم بخاطر سیل تبریک ها و تشویق های صمیمانه شان که مثل همیشه قهرمان کشورشان را
چهارراه را در اختیار گرفتند، دخترها فقط اسپند دود می کردند و آویزان خودروها می شدند، به ویژه خودروهایی که راننده شان خانم بود، پسرها هم که مشخص بود دوره دیده بودند و براساس یک برنامه ریزی با یک وانت به اینجا آمدند، اما از همان لحظه ورود، جنگ تارزن و آوازه خوان با آنها شروع شد، او با عصبانیت می خواست که به بخش چهارراه شهید بهشتی بروند و آنها هم فقط می گفتند به کسی مربوط نیست، در حالی که این تارزن و