تاثیر نه چندان مثبت شخصیت تحت ایفای نقش اش در دوری مرد داستان از خانواده اش شکل و شمایلی فم فتالی را به ذهن متبادر می ساخت. معصومیت له شده اما سمپاتی فوق العاده ای که حاتمی در مخاطب برمی انگیخت هرگز وجوه منفی این موقعیت را پررنگ نکرد و نمای پایانی سریال که او را در زمین بازی تنیس تنها نشان می داد، باز مفهوم مظلومیت و معصومیتی له شده را پیش رویمان گشود. دلبسته به
مدرسه پسرم دنبالش آمده بود. امیرحسین هم از خانه خارج شد که سوار سرویس شود اما یک ربع بعد راننده سرویس مدرسه زنگ خانه را زد و در کمال تعجب به من گفت که چرا امیرحسین پایین نمی آید؟ من که نگران شده بودم بلافاصله به کوچه رفتم و دنبال امیرحسین گشتم اما از او اثری نبود. پدر امیرحسین در ادامه به کارآگاهان گفت: داشتم دنبال امیرحسین می گشتم که طرف های ساعت 7 صبح، فردی ناشناس با تلفن همراهم تماس
/> او درباره زندگی خواهرش گفت: پروانه مدت ها قبل از شوهرش جدا شد و بعد از آن تنها بود، البته باخبر بودیم با افرادی رفت وآمد دارد و به همین دلیل هم خانواده او را طرد کرده بودند، اما من گاهی به او سر می زدم و تلفنی با هم صحبت می کردیم. او همیشه خانه بود به همین دلیل وقتی به تلفن جواب نداد، نگران شدم و به خانه اش رفتم . وقتی مأموران تلفن همراه مقتول را مورد بررسی قرار دادند، شماره مردی به نام کریم
برگشت نزند. وی گفت: چند روز قبل از حادثه از خواهرم که شوهرش مرد ثروتمندی است خواستم تا این مبلغ را به من قرض بدهد اما امروز و فردا کرد تا اینکه این اتفاق رخ داد. متهم برای ادامه تحقیقات به دستور قاضی سعید احمدبیگی در اختیار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی قرار گرفت. آغاز ماجرا عصر روز چهارشنبه 8 بهمن ماه سال گذشته مأموران کلانتری 148 انقلاب در جریان مرگ مشکوک زن
پزشکی قانونی برای متهمان تقاضای مجازات قانونی را دارم.در ادامه اولیای دم مقتول برای قاتلان تقاضای قصاص کردند. رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به ناصر از او خواست از خود دفاع کند که متهم با رد اعترافات قبلی خود گفت: قهرمان وقتی متوجه شد من از همسرم به خاطر خیانت شکایت کرده ام، مدعی شد من باید مرد جوان را در خانه ام می کشتم تا این ارتباط باعث آبروریزی نشود. روز حادثه قهرمان از من خواست به باغ
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز سه شنبه 25 فروردین ماه دختر جوانی به اداره پلیس رفت و گفت پدر بزرگ 86 ساله اش که مصطفی نام داشت، ناپدید شده است. او توضیح داد: وقتی در این باره تحقیق کردم فهمیدم که مرجان، دختر عمه ام همراه شوهرش- محمد- به خانه پدربزرگ رفته و او را به زور به محل نامعلومی منتقل کرده اند. وقتی با تلفن همراه پدربزرگ تماس گرفتم گوشی او خاموش بود. شاکی ادامه داد: محمد به خاطر
زنی که با همدستی شوهرش پدربزرگ خود را ربوده بود، دستگیر شد و به جرمش اعتراف کرد. به گزارش شرق، زنی جوان روز 27 فروردین با مراجعه به کلانتری خبر داد پدربزرگ 90ساله اش به نام مصطفی توسط نوه دختری اش به نام مرجان و شوهر او ربوده شده است. پس از تشکیل پرونده، مقدماتی با موضوع آدم ربایی به دستور شعبه ششم بازپرسی دادسرای ناحیه 27 تهران، کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی مسئول تحقیق
اداره یازدهم، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: پدربزرگم توسط نوه دختری اش بنام مرجان و همسر ایشان بنام محمد . ک، بابت سند زدن خانه ای واقع در منطقه گل شهر کرج ربوده شده و در حال حاضر هیچ اطلاعی از آنها در اختیار نداریم. با آغاز رسیدگی به این پرونده، کارآگاهان اداره یازدهم با شناسایی محل سکونت مرجان و همسرش در شهر کرج – منطقه گل شهر به این محل مراجعه و در تحقیقات اطلاع پیدا کردند که آنها