آقای خوئینی ها گفتید؟ گفتم بله. گفتند هنوز پیش من نیامده اند. آیا دیداری در نهایت صورت گرفت؟ فکر می کنم صورت گرفت و آقای خوئینی ها هم در روش خود تغییری ایجاد کرد. بعدا در جلسه ای در قم که شهید مطهری حاضر بودند، دیدم که برخورد خوبی با آقای خوئینی ها داشتند. حتما شهید مطهری حرف های خود را به او زده بودند. به هرحال من اطلاع کافی درباره اینکه گروه فرقان ارتباطی با درس های تفسیر آقای
، گفتارهای فرهنگی-سیاسی عماد افروغ، مستند اعدام فرعون، نمایش شب چهاردهم، اخراجی های دو، بازی های رایانه ای مثل والفجر 8 و تحت الرماد، معرفی فروشگاه کتاب کیهان، مجموعه تلویزیونی مدرس، انتشارات سپیده باوران، دوره جهان اسلام، حوزهٔ علمیهٔ حضرت مهدی حجت الاسلام نظافت، کتاب دا، کتاب بابانظر، کتاب قدس ایران، رمان شماس شامی، فروشگاه پاتوق کتاب، تلخ ترین نوشتهٔ من، برنامهٔ راز، مهمانان دیروز امروز فردا، گروه
با ایشان رفتید. داستان از چه قرار بود؟ بله، سال 45 شهید به فریمان آمدند و گفتند: مالت را پاک کن که باید به حج بروی. گفتم: در توانم نیست. گفتند: شما این کار را بکن، باقیش درست می شود. مدتی بعد زنگ زدند که به مشهد دفتر شربت اوغلی برو و ثبت نام کن. یادم هست پنج تومان از ما گرفتند. به تهران رفتم و ما را با آقای خسروشاهی همراه کردند که به مدینه رفتیم و یک روزی آنجا بودیم. در آن سفر با آقایان