سایر منابع:
سایر خبرها
]حادثه ی ملاسرا از این قرار بود که حیدر خان وعده ای دیگر از سران انقلاب، که به دعوت میرزا برای شرکت در جلسه ای به ملاسرا رفته بودند، در آنجا از طرف طرفداران میرزا مورد حمله قرار گرفتند، گروهی از آنان کشته و چند تن فرار کردند، حیدرخان، که فرار کرده بود، در پسیخان به وسیله ی یاران میرزا دستگیر و زندانی شد. ر. ک. به: فخرایی، همان، ص 365 تا 369. [44]فخرایی، همان، ص 372. [45]پیشین، صص 386 و 387. نویسنده: عرفان حکیمی پایگاه برهان انتهای متن ...
نشان نمی داد. پس از 1550، اکثریت این نویسندگان به ترویج تعالیم قبالایی پرداختند. در قرون بعدی، تقریباً تمام رساله های برجسته در باب اصول اخلاقی توسط عرفا نوشته شد، و به جز موسی حییم لوزاتو (32) در کتابش تحت عنوان راه درستکاران، (33) مِسیلَتْ یشاریم، (34) نویسندگان آنها تلاش نکردند تا این واقعیت را پنهان سازند. اگر بخواهیم تنها تعدادی از یک فهرست طولانی از آثار مشابه بین سال های 1550 و 1750 را نام
های او از اسپانیایی، که در این زبان تنها به صورت دست نوشته محفوظ مانده اند، (16) به عبری ترجمه شد، و رساله ی موجزی به لاتینی که در سال 1677 منتشر شد - به خصوص چون به سبکی کم و بیش قابل فهم نوشته شده بود (17) - در شکل دهی به دیدگاه رایج مسیحی در باب ویژگی مکتب عرفانی قبالا و به اصطلاح وحدت وجود یا گرایش آن به فلسفه ی اسپینوزا، (18) تا اوایل قرن نوزدهم، نقش بسیار مهمی داشت. در حالی که آثار
بنیادین هستند که در نظریه ی تیقون بیان می شوند. 6 بی شک این بخش های قبالای لوریانی نشانگر بیشترین موفقیتی است که تفکر انسان انگارانه ی تاکنون در تاریخ عرفان یهود به دست آورده است. همان اندازه مسلم است که بسیاری از این نمادها منعکس سازنده ی تأملات بسیار پیشرفته ی عرفانی است، که تقریباً برای تفکر عقلانی دست نیافتنی است، که نمی توان انکار کرد که، به طور کلی، این نمادگرایی
با برخی اعمال، یعنی شعایر دینی، تأملات و اعمال توبه آمیز کوتاه کرد. (25) هر کسی ردّ و نشان پنهان تناسخ های نفس خود را در خطوط پیشانی و دست هایش (26) و در رایحه ای که از جسم او منتشر می شود، با خود دارد. (27) و کسانی که رمزگشایی این نوشته ی نفس به آنها اعطا شده می توانند در سرگردانی و آوارگی اش به آن کمک کنند. واقعیت این است که کوردوورو و لوریا وجود این نیرو را تنها در عارفان بزرگ مورد تصدیق قرار می
جنبش توده ای دینی عظیمی را ندارم که در میان تمام مهاجران یهود - که گویا از پیش به واسطه ی نفوذ این جنبش قبالای جدید مهیا شده بودند - مثل حریق در همه جا گسترش یافت. کافی است بگوییم که تعداد زیادی از مردم به روی موجی از احساسات کشیده می شدند و افراط آمیزترین اشکال کفاره و توبه را که به دست خود دچار آن شده بودند تحمل کردند، و چنان که معاصران گفته اند شبیه آن هرگز پیش تر دیده نشده بد، و نیز دوباره تا
در نتیجه ی ارتداد مصیبت بار این مسیحای جدید به وجود آمد و مستقیم و غیر مستقیم ماهیت پر از تناقض اقدام او را تشدید کرد. (1) من دنبال کردن روند این جنبش را مهم می دانم، اگر تنها به خاطر این باشد که نقشی که آیین شبتای در پیشرفت معنوی یهودیان در طی نسل های بعد از آن ایفا کرد، معمولاً دست کم گرفته شده است. آیین شبتای نشانگر اولین شورش جدی در یهودیت از هنگام قرون وسطا است؛ و اولین مورد از اندیشه های
، تقریباً غیرقابل بارو به نظر می رسد. اما، ما باید وجود یک عامل خارجی بسیار مهم را مورد توجه قرار دهیم؛ و آن عامل نقشی است که جوامع سفاردی در این جنبش ایفا کردند. برای نسل های متمادی، مارانوها در شبه جزیره ی ایبری، (16) یعنی اعقاب آن یهودیانی که در اثر شکنجه و آزارهای بین سال های 1391 و 1498 در گروه های سه هزار نفری به مسیحیت گرویدند، مجبور بوده اند که زندگی دوگانه ای را در پیش گیرند. دینی که به آن
تاریخ یهودیت قرون وسطا، نگرش عقلانی و احساس سخت گیرانه و شدید که از استمرار حیات تحت سلطه ی بلامنازع شریعت موسوی و حاخامی به وجود آمده بود، راه را برای روحیه ای تازه باز کرد. تأثیر قطعی این شیوه ی زندگانی بر ذهن یهودی چنان عظیم بود که برای قرن ها هیچ جنبشی، حداقل یک جنبش سازمان یافته، علیه ارزش های مرتبط با اجرای عملی شریعت قیام نکرد. این در جایی چشمگیرتر است که یهودیت سنتی بنا بر ماهیت خود، نسبت به
اندازه ای وفادار ماندند. اگر انسان آثار حاخام بائر اهل مسریتز را که مهم ترین پیرو بعل شم و سازمان دهنده ی واقعی این جنبش است مطالعه نماید، بلافاصله در می یابد که اندیشه ها و مفاهیم قدیمی که تمام آنها به نحو مطلوبی ظاهر می شوند، سختی و انعطاف ناپذیری خود را از دست داده اند و یا گذار از میان جریان آتشین ذهنی واقعاً عرفانی حیاتی سرشار از تازگی یافته اند. با وجود این، حتی این ترویج اصطلاحات قبالایی
کرد که از اشکال دیگر جنبش عرفانی قبالای اولیه دریغ داشته است. و آخرین نکته اما به همان اندازه مهم اینکه ابوالعافیه خواننده را با چیزی بسیار شبیه یک نظام فکری آشنا می کند، و در کل، اندیشه های او بدون اشاره به کتاب مقدس بیان می شوند (البته، ابوالعافیه نیز تفاسیری عرفانی بر تورات نوشته، (3) ولی کمک خاص او به عرفان به علت این نوشته ها نبود). باز هم در اینجا زُهر لحن متفاوتی را نشان می دهد: سرتاسر آن