آوری می کنم، ولی در پنهان به آنان باز می گردانم. یکبار به امام کاظم علیه السلام نوشت: حوصله ام از کارهای سلطان تنگ شده است، خدا مرا فدایت گرداند، اگر اجازه دهی از این کار کناره می گیرم . امام در پاسخ او نوشت: اجازه نمی دهم از کارت کناره گیری کنی، از خدا بپرهز ! و نیز یکبار به او فرمود: به یک کار متعهد شو، من سه چیز را برای تو تعهد می کنم: اینکه قتل با شمشیر و فقر و
را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می کرد، هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح به این ترتیب با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.شاه عباس از تقوا و پرهیزکاری او خوشش آمد و دستور داد، همین شاهزاده را به عقد میر محمدباقر در آوردند و
لغزشش می گذرد، و هر که خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند در روز قیامت خشمش را از او باز دارد. 9- عوامل نزدیکی و دوری به خدا أَفْضَلُ ما یَتَقَرَّبُ بِهِ الْعَبْدُ إِلَی اللّهِ بَعْدَ الْمَعْرَفَةِ بِهِ الصَّلاةُ وَ بِرُّ الْوالِدَیْنِ وَ تَرْکُ الْحَسَدِ وَ الْعُجْبِ وَ الْفَخْرِ؛ بهترین چیزی که به وسیله آن بنده به خداوند تقرّب می جوید، بعد از شناختن او، نماز و
رسول خدا، به من خبر داده اند که فرموده اید بهشت مشتاق چهار تن است. آنان کیستند؟ رسول اکرم صلی الله علیه و آله با دست به امیرمؤمنان اشاره کرد و سه بار فرمود: به خدا سوگند، تو نخستین ایشان هستی . سپس امیرمؤمنان پرسید: آن سه تن دیگر کیستند؟ پیامبر فرمود: آن سه تن، مقداد، سلمان و ابوذرند . همچنین رسول خدا صلی الله علیه و آله در روایتی دیگر فرمود: خداوند، چهارتن از یاران مرا دوست می
: امت های پیشین مادامی که با هم ید واحد بودند، همواره در حال پیشرفت و شکوفایی بوده و به عزت و اقتدار و خلاقیت و وراثت زمین نایل گشته، رهبر و زمامدار جهانیان بودند و از آن هنگام که خدا را فراموش کرده و به مادیگری روی آورده، دچار خود برتربینی و تعصبات قومی و فرقه ای و تشتت و پراکندگی شدند و با هم به نبرد پرداختند، خداوند لباس کرامت و عزت و خلاقیت را از تنشان بیرون آورد و خیر و برکت و وفور