داران مطرح می کنند که نشان دهنده ی میزان تعمیق و آشنایی ایشان نسبت به مقوله ی کتاب و بخصوص آثار ادبی است. بعضا هم توسط جریان های فکری مختلف سعی می شود از جمله ها و بازدیدهای ایشان تعبیرها و تفسیرهایی صورت گیرد اما موضوع پیگیری و تاکید ایشان بر ادبیات داستانی موضوع تازه ای نیست و این میزان اهمیت را از نوع اظهار نظرهای معظم له درباره ی برخی از بزرگ ترین نویسندگان جهان و همچنین نویسندگان و شاعران
دو گروه تقسیم می کند؛ شاعرانی که ساده اند و به واسطه ناخودآگاه و احساس شان شعر نوشته اند و شاعرانی که اندیشمندانه و طبق اصولی شعر نوشته اند که این شاعران، برخلاف گروه اول، برای شعر منتظر الهام نمی مانند. وی ادامه داد: از این منظر، وقتی به آثار جبران نگاه می کنیم، می بینیم او هردوی این هاست؛ هم ساده است و هم اندیشمند؛ و وقتی هم کتاب پیامبر را می خوانیم به خوبی به این موضوع پی می بریم
چندانی به شعر و سرایش نداشت. هرچند که بعدها دو تن از بزرگ ترین شاعران فرانسه، به وی علاقه مند شدند. ویکتور هوگو دو پسر و دو دخترداشت، دختر بزرگ او، لئو پولدین هوگو درسال 1829 در رودخانه سن غرق شد. دختر کوچک او، آدل هوگو در پی عشق نافرجام به یک افسر ارتش نیروی دریایی بریتانیا به بیماری روانی مبتلا شد. هوگو عقیده داشت که شاعر دو وظیفه دارد: – بازتاب دادن عواطف و احساسات جهانی به
مادر در تقویت این ذوق تأثیر فراوان داشته است. من از هشت، نه سالگی شعر می گفتم. خواهر و برادرهایم هم شعر می سرودند، اما پدر اشعار مرا بیشتر می پسندیدند. ویژگی های شعر مرحوم پدرتان را چه می دانید؟ اشعار ایشان عارفانه و حاصل تجربه های شخصی ایشان است. همیشه از شعرای بزرگ، با تعبیر برادرم سعدی یا برادرم حافظ نام می بردند. حافظه عجیبی داشتند و می فرمودند از شش تا 10 سالگی اشعار
معماری داشتیم به نام شاه غلام، همه سنگ ها را به ترتیب شماره می زد و می برد از عقب باغ می چید و می آمد جلو. به کمر کار که رسیدیم، خراب نمی شد دیگر، بس که سفت بود؛ از ساروج بود. مجبور شدند با باروت خرابش کنند، خرده سنگ ها پرت می شد تا دهات اطراف . دیگر بنایی در کار نیست، به کف می رسند، به قبر فردوسی. طبق نقشه ای که مهندس هوشنگ سیحون و حسین جودت دارند، ظاهر و نمای آرامگاه همان طرح قبلی است
از صد سال خود، در آنجا ماند. مادرش بانو سکینه دختر آخوند ملاجعفر روحانی بود که یک سال پیش از امضای مشروطیت (1323) با حاج شیخ محمدحسین مطهری ازدواج کرده ، حاصل این پیوند پنج پسر و دو دختر بود و مرتضی چهارمین فرزند خانواده بود. مرتضی بارها از پدر و مادرش به نیکی یاد کرده است و در مورد پدر گفته : از وقتی یادم می آید حداقل چهل سال پیش من می دیدم این مرد بزرگ و شریف هیچ وقت نمی گذاشت و نمی گذارد