پیست، رقص حرکت مارپیچ آدمک هایی با لباس های رنگی و رنگ های شاد و تند آبی و قرمز بر دریای سفید برفی زیر پایشان، تصویری زیبا را در قاب چشمانت می نشاند؛ با تله سیژ به سمت پایین پیست حرکت می کنیم و در میانه پیست، پلیس های نقره ای - مشکی پوشی را می بینیم که در حال کمک به مصدومی هستند؛ با پلیس جوان قدبلند هم کلام می شویم و او از ماموریت های 24 ساعته پلیس در توچال می گوید؛ از امدادرسانی و کمک به مصدومان تا
سرما، صورتشان را نپریشد.خودروهای گران قیمت حامل پسران و دخترانی است که اغلب نه برای انجام ورزش حرفه ای اسکی، که برای تفنن و نوعی تفریح به این پیست می آیند. متوسط سن 20 سال است.دخترها و پسرها در گروه های چند نفری در صف خرید بلیط ورود به پیست هستند. در دست هر کدام یک تراول چک 50 هزار تومانی برای ارائه به مامور گیشه. صف طویل ورود به تله کابین برای رفتن به مقصدی سفید.چندین نفری با ارائه کارت های مختلف
خیابان رودخانه. اسماعیل و 15 نفر مثل اسماعیل، هر روز از ساعت 6 صبح تا 6 بعدازظهر، ایستاده یا چمباتمه زده روی آسفالت پیاده رو، با توبره یی از لباس کار و یک کلنگ دسته کوتاه و چند تکه نان خشک و یک جفت جوراب سفید از گچ ماسیده، چشم شان خیره می ماند به رد لاستیک ماشین ها تا از بین آن 1000، 2000، 3000 ماشینی که در این 12 ساعت وارد خیابان رودخانه می شوند و بالای دور برگردان، مسیر کج می کنند، کدام راننده