کار کاملاًً طبیعی بود. من نمیدانم که آیا خود آقای منتظری آمد بود یا این که نمایندهای به تهران فرستاده بودند و دنبال این بودند که ملاقات بگیرند با امام. یعنی حاج احمدآقا از این کار شما گلایه مند نشدند؟ نه، اتفاقاً به نوعی خوشحال شدند و گفتند یک باری از روی دوش ما برداشته شد. چون نگران بودند که امام قبول نکنند و دوباره مشکلاتی به وجود بیاید. یعنی میگفتند واقعاًً شما از طریق این
/> امام حسن، اسوه احسان و کرم در برابر جور زمانه در روایات آمده است که مردی خدمت امام حسن (علیه السّلام) آمد و عرض کرد: ای فرزند امیرالمؤمنین به حق آن خدایی که نعمت بسیار بر شما کرامت فرموده تو را قسم می دهم که به فریاد من برسی و مرا از دشمنی که حرمت پیران را نگه نمی دارد و به کودکان و نوجوانان رحم نمی کند، نجات دهی. امام پرسید: دشمن تو کیست تا از او دادخواهی کنم؟ آن
بود که ما را اذیت می کرد. با انتقادهایم بلایی سر وزیر نیرو آوردم که داد محمدرضا پهلوی هم درآمد او به حرف هایش ادامه می دهد و می گوید: به یاد دارم که در آن زمان یک بار با وزیر راه دعوا کردم و درگیری شدیدی با وی داشتم و زمانی که او فهمید کارش اشتباه بوده از من عذرخواهی کرد ولی من گفتم که دیگر کاری با شما ندارم و به تهران آمدم تا اینکه پرویز خطیبی را به دنبالم فرستادند. او در آن