فریاد بزند، ناسزا گوید، به حالت جنون آمیز بوق بزند، به عابران پیاده توهین کند و با انگشتان خود علامت های ناشایست نشان دهد. هیچکس غرق عرق در پس اتوبوس نمی دود. هیچ کس عصبانیت خود را بر سر مسافران وسیله های حمل و نقل شهری خالی نمی کند.... توضیح آن این است: کشوری آرام و منظم. خیابان ها پاک هستند. کاغذ، ته سیگار، کیسه های پلاستیکی، بسته بندی ها، باقیمانده های غذا و غیره وجود ندارند. مدفوع
استفاده میکردم. کارها رو می کشیدم و یکی یکی به گوشه ای پرت می کردم و گاهی دوستانم می آمدند و وقتی می دیدند تعریف می کردند و با تعجب میگفتند چرا اینها رو زیر پا انداختی ؟ گفتم اینها رو برای درمان میکشم!. نقاشی اول از سیاه و سفید شروع شد و بعد رنگ داخل آن آمد. بعد یکی از دوستان نقاش به منزل آمد و با من دعوا کرد که چرا اینقدر به این کارها بی توجه هستی!. کم کم حس کردم مثل اینکه یه اتفاقاتی داره
دلش را سخت تنگ می گرداند چنانکه گویی به زحمت در آسمان بالا می رود این گونه خدا پلیدی را بر کسانی که ایمان نمی آورند قرار می دهد (125) فَمَن یُرِدِ اللّهُ أَن یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِسْلاَمِ وَمَن یُرِدْ أَن یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقًا حَرَجًا کَأَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء کَذَلِکَ یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَی الَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ ﴿125﴾ و راه
به گزارش فناوری صبحانه ؛ زن برای لحظه ای در اتاق پسرش را باز کرد، پسر پشت میز رایانه نشسته بود، گوشی سیاه رنگی درگوش هایش قرارداشت، چشم هایش به مانیتور دوخته شده بود و مردمک سیاه رنگ نگاهش مدام این طرف و آن طرف حرکت می کرد. زن باصدای آرامی گفت:" میثم جان ناهار آماده اس."میثم نگاه از صفحه مانیتور برنداشت گویی که صدای مادر را نمی شنید مدام باخود کلنجار می رفت و دکمه های صفحه کلید را
به گزارش تراز ،یکی از لباس های که این روزها توجه بسیاری از خانم ها و گاهی آقایان را به خود جلب می کند شلوارهای تنگ و چسبان است. شلوارهایی که گرچه نمی توان ظاهر زیبای آنها را انکار کرد، اما نمی توان منکر آسیبی که آنها به اعصاب و عضلات می رسانند شد. شاید برای غیر قابل باور باشد، اما اخیراً در یکی از موارد عجیب ترین موارد در جهان پزشکان مجبور شدند ماهیچه های پای یک زن 35 ساله استرالیایی که در اثر
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) : اخیرا یک مورد عجیب در ژورنال معتبر عصب شناسی، جراحی اعصاب و روان پزشکی منتشر شده که در آن ماهیچه های ساقه پای یک زن 35 ساله به دلیل پوشیدن شلوار لی تنگ به اندازه یک بادکنک درآمده و پزشکان مجبور شدند را با قیچی و ابزار پزشکی شلوار او را از بدنش جدا کنند. این زن استرالیایی ساعت ها به حالت چمباتمه بر روی زمین نشسته بود. سپس احساس کرد که پاهایش بی حس
بیرونی ها هم به طور همزمان برنامه را تماشا کنند. به ورودی سالن که می رسیم دو دل می شویم، تردید می افتد به جانمان، نگران می شویم که مبادا اشتباه آمده باشیم. شاید اینجا استودیوی ضبط سری جدید مسابقه مردان آهنین باشد. دو مرد آهنین جلوی در سالن ایستاده اند، سر تا پا مشکی پوش که بعد متوجه می شویم کارشان حفاظت از استودیوی برنامه ماه عسل است. من و عکاس در برابر آنها به کاهی می مانیم در برابر کوهی؛ فیل و
را روی سرشان کشیدند. دو مرد معمّم یا اللّه گویان وارد اتاق شدند. زن ها به اتاق مجاور رفتند. دختر گیلانی بچه را به مستخدم داد و بلند شد و به مردی که چهره و موی کم رنگ و چشم های آبی داشت و عمامه سفید بر سر نهاده بود، گفت: آقا جان، خانم شیخ الاسلام زاده از ساعت چهار بعد از ظهر منتظرتان هستند. آیت الله گیلانی با صدایی ملایم و شمرده مرا مورد خطاب قرار داد: همشیره به منزل ما خوش آمدید. ببخشید که