سایر خبرها
پشت پرده قتل فجیع زن جوان در خیابان
بود ازدواج کرده است. وقتی درگیری آنها سر این موضوع بالا گرفت و پوریا دوباره همسرش را کتک زد، من دخالت کردم. پوریا به من گفت می خواهد فائزه را طلاق دهد. به عنوان عمویش این پیشنهاد را قبول کردم چون بیشتر کارها و تصمیم گیری ها در خانواده توسط من انجام می گرفت تنها خواسته ام از پوریا این بود که به کارهایش پایان دهد و آنها با احترام از هم جدا شوند. گفتم تا قبل از روزی که درخواست طلاق می دهید
گلی ترقی از خودش و آثارش گفت/ همه چیز برای من قصه است
، خانه شمیران، درست است این تهران را خیلی عوض شده، اصلاً من آن را نمی شناسم، این کوچه ها، این برج های هیولاوار را. تهران جشن غول های آهنی است. در کوچه ما پنج تا شش تا جرثقیل است. شب که می شود مهمانی غول ها شروع می شود. مهمانی دراکولاها. آن کوچه قدیمی دیگر نیست، ولی آن گذشته برای من از آن پس و پشت ها می زند بیرون. آن تهران دیگر نیست، ولی چیزهای عزیزی هست که من هنوز با آنها خیلی خاطره دارم. هنوز ذره
زن ساده لوح در دام مرد شیک پوش افتاد
گروه حوادث تیتریک ، به نقل از ایران، اواسط دی ماه سال جاری زن جوانی به دادسرای ناحیه 11تهران رفت و گفت از آنجا که همسرم بازنشسته یک سازمان دولتی است و حقوق ماهانه برای هزینه زندگیمان کم است تصمیم گرفتم برای خودم کاری دست و پا کنم به خاطر همین به دوستانم سپردم که اگر مراکز تولیدی نیاز به نیروی کار داشتند مرا معرفی کنند. چند وقت پیش یکی از دوستانم گفت یک خانواده ثروتمند نیاز به یک کارگر
جباری فوتبال می فهمد که انتقاد می کند
. آقای کعبی با درگذشت برادرت حالا شرایط روحی ات چطور است؟ اتفاقی بود که افتاد و هرچند خیلی سخت و کمرشکن بود اما باید تحمل کنیم دیگر. ظاهرا با موتور تصاف کرده بود. درست است؟ برادرم 35 سالی بود که در ورزشگاه تختی کار می کرد و همه کاره ورزشگاه بود. نظارت بر سیستم برق ورزشگاه که همش زیرزمینی است برعهده برادرم بود و الان خود مسئولان ورزشگاه نمی دانند چه کار کنند چون فقط
همه همسران رؤسای جمهور ایران/ عکس
به گزارش پارسینه به نقل از ایسنا، با این حال ، همسران روسای جمهور ایران اگرچه از الگوی کشورهای غربی در کسب جایگاه بانوی اول پیروی نکرده اند، اما قطعاً همواره در کنار همسرانشان، آنها را در پیشبرد کارها یاری داده اند. صاحبه روحانی اطلاعات چندانی از خانم صاحبه روحانی و فرزندانش در فضای مجازی منتشر نشده است؛ به نحوی که در برخی از گزارش های خبری در مورد خانواده حسن روحانی در دوران انتخاب نیز، به این موضوع اشاره شده است. اما بر اساس آنچه در کتاب خاطرات حسن روحانی نوشته شده صاحبه در سال 1333 در سرخه ی سمنان در ی ...
قصاص، مجازات قتل شبانه
صراط: قصد کشتن نداشتم. می خواستم دست از سر همسر برادرم بردارد. با هم درگیر شدیم، طناب انداختم و خفه اش کردم. این اقرار مردی است که از یک سال قبل به اتهام قتل در بازداشت به سر می برد. مرد جوان که کسری نام دارد روز گذشته محاکمه و به قصاص محکوم شد. بعد از اینکه قاضی عزیزمحمدی رسمیت جلسه را اعلام کرد، نماینده دادستان تهران در جایگاه قرار گرفت و در شرح کیفرخواست گفت: متهم پرونده که از زندان
درخواست طلاق به خاطر سر نزدن به مادرشوهر
به جدایی گرفتیم. مرد جوان نیز به قاضی گفت: آقای قاضی من حرف بدی نمی زنم. فقط می گویم به مادر من هم احترام بگذار و به او سر بزن. این حرف بدی نیست و توقع زیادی هم نیست. نمی دانم چرا همسرم تا این حد از خودش عکس العمل می دهد. بعد از حرف های این زن قاضی دلیل آنها برای طلاق را کافی ندانست و هر دو آنها را به مشاوره خانواده فرستاد تا مشکلشان را حل کنند.
همسرم نمی گذارد به انتخاب خودم لباس بپوشم
گروه حوادث تیتریک به نقل از مردم سالاری، چندی پیش مرد جوان با مراجعه به دادگاه خانواده درخواست طلاق داد و درخصوص علت آن به قاضی گفت: از وقتی با همسرم ازدواج کرده ام یک زندگی آرام ندارم. او به همه چیز من کار دارد و مرتب در همه مسایل من دخالت می کند. او حتی به کوچک ترین و شخصی ترین مسایل من هم کار دارد و برای آن ها به جای من تصمیم می گیرد. مرد جوان ادامه داد: اوایل ازدواجمان تصور می کردم
زنی جوان با شغلی نامتعارف برای زنان
دیگری به او برای رسیدن به هدفش کمک کرد: همسرم فرشید باوند یکی از اقوام دورمان بود. خیلی ساده با هم ازدواج کردیم. با این که خیلی دوست داشتم کار دیوارنویسی و.. را ادامه بدهم، اما قبل از ازدواج نتوانستم نظرش را در این باره بپرسم. ولی بزرگ ترین شانس زندگی ام این بود که همسرم وقتی از علاقه ام خبردار شد نه تنها مخالفتی نکرد که مثل کوه پشتم ایستاد و کمکم کرد. برای باور این ادعا بهتر است ادامه
فرهاد ظریف: همسرم مهمترین انگیزه من است
ایران از آن تجربه های سختی بود که دیگر دوست ندارم تکرار شود! گرچه شیرینی های ورزشی خودش را هم داشت. قهرمانی در آسیا علی رغم اینکه فشار زیادی را در رقابت های لیگ جهانی تحمل کرده بودیم ولی بازی های آسیایی اهمیت ویژه ای داشت چرا که ما قهرمانی در این رقابت ها را در کارنامه مان کم داشتیم؛ برای همین با تمام توان به کره رفتیم تا یک مدال خوش رنگ طلا به کلکسیون افتخارات والیبال اضافه