. داستان دروغ مرد خشن جمشید در اعترافات ابتدایی در کلانتری درباره مسلح بودند و فرار از دست پلیس نوشته بود وقتی از آزاد شده به خاطر جدایی همسرش افسرده شده و مواد مصرف می کند و چون باید هزینه زندگی خودش و دختر 14 ساله اش را تهیه می کرد از شهرهای شمالی به تهران آمده تا کاری دست و پا کند تا اینکه با مردی آشنا می شود که قول کار به او داد. جمشید در کلانتری گفته بود که روز مرد غریبه یک
به گزارش جام نیوز ، بیست و ششم اسفندماه سال 94 مردسالخورده ای به نام علی، پلیس را از ماجرای گروگان گیری با خبر کرد. مرد 70ساله گفت: من کارخانه دار هستم و وضع مالی خوبی دارم. چند روز قبل هنگام خارج شدن از خانه ام مردی با موتور سد راهم شد و با تهدید اسلحه و شوکر خودش را مأمور معرفی کرد. او مدعی شد با خودروی من جسدی حمل شده و باید برای تحقیق همراه او به پلیس آگاهی بروم. من هم از ترس سوار
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ روزهای منتهی به اردیبهشت سال 1359 به دو دلیل یکی از بازه های زمانی ملتهب کشور بود؛ اول این که در 13 آبان 58، سفارت یا به عبارت بهتر لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام(ره) تسخیر و تمامی کارکنان سفارت که برای استکبار جهانی جاسوسی می کردند دستگیر شدند و پس از آن عملیات نافرجام کماندوهای آمریکایی در صحرای طبس در 5 اردیبهشت 1359 بود.
مریم فردی - از میان تمام بازی های روزگار، هرگز به میراث بردن مجموعة خاطرات زندگی یک مرد را تصور نمی کردم؛ مردی که در نوجوانی، دل پر شور و سر سبز دارد و در جوانی قصد قربت می کند و خیز بر می دارد تا پرواز کند تا برِ دوست. مردی که هم نویسنده است، هم معلم است، هم کاپیتان است، هم پدر است و هم خان! است.اما در انبوه این کاغذها که جای عبور دستان اوست، تنها در مواجهه با خود او هستیم. این کاغذهای زرد و کاهی، آیینه روح پاک و وجدان فریادگر او هستند؛ مثل یک موسیقی ناب، با تمام اوج ها و فرودهایش. آنجا که کاغذ روبرویش را ...
به گزارش سرویس حوادث جام نیوز ، این پسر جوان به ماموران گفت: سوار خودروی پدرم بودم و از دانشگاه برمی گشتم که ناگهان جلوی در خانه زمانی که می خواستم وارد پارکینگ بشوم 4 مرد راهم را بستند و با زور و تهدید سوار خودرو شدند. حامد افزود: یکی از مردان در صندلی جلو نشست و 3 مرد دیگر در صندلی عقب بودند که دستور دادند به سمت پارک جمشیدیه حرکت کنم. ترسیده بودم و نمی دانستم چه سرنوشتی
روغن زده، عینکی دودی ای که آدم را یاد الویس می اندازد، پوشیدنِ لباس خوابِ ابریشمی و کشیدن پیپ، نقش غیرعادی به عنوان مرد جدی سینما دارد. این در حالی است که جیسون موموآ، آکوامن آینده هم یکی دیگر از شخصیت های فیلم است که عاشقِ قهرمان دخترِ اصلی قصه می شود. قابل ذکر است که این فیلم دومین ساخته ی آنا لیلی امیرپور است که چند سال پیش با فیلم سیاه و سفیدِ خون آشامی اش، دختری تنها شب به خانه می رود تماشاگران