شهید می افزاید: در دهه اول ماه مبارک رمضان خواب ایشان را دیدم. در منطقه عملیاتی جنگ تحمیلی بودیم. شب قبل از عملیات بود. با همان حال وهوای همیشگی خودش. بوی اسپند و جنب وجوش رزمنده ها، زمزمه دعای توسل و... داشتیم برای عملیات آماده می شدیم که تویوتایی به ما نزدیک شد. می خواست مسیری را برود که نمی شناخت. از ما کمک خواست. حاج عباس رفت تا همراهی اش کند. در حال سوار شدن به خودرو بود که خطاب به ما با صدای