سایر منابع:
سایر خبرها
طعنه به مصلح؛ پیراهن آبی لیاقت می خواهد
شد ستاره ولی مصلح شد بازیکن معمولی! وایسید ببینید برانکو ازش چه بازیکنی میسازه!ولی اون موقع نگید شما همه ملی پوشها رو گرفتیدها؟؟ نعمتی، مصلح، شجاع هیچکدام الان بازیکن ملی نیستند! نیم فصل اولین پبشنهاد رو به مصلح پرسپولیس داد اون زمان تازه کسیه ها فهمیدن همچین بازیکنی رو تو پایه داشتن مثه چی افتادن دنبالش که آخرش مثه همیشه ....شدن 6 تا گل خوردن لیاقت میخاد که کیسه کشا دارن
تلقی کودکان کار خیابانی از مواجهه سازمان های رفاهی/ تلقی تهدیدکننده از مداخلات
نکته قابل توجه این است که زمانی که از آن ها پرسیده می شود سازمان های رفاهی را می شناسند یا با مکان ها و جاهایی که باید از شما حمایت کنند آشنا هستید؟ همه کودکان مورد مصاحبه با قاطعیت می گویند نه! نمی شناسیم و زمانی که در مورد وظایف سازمان ها توضیحاتی داده می شد و اهداف این سازمان ها به زبان خودشان برایشان تشریح می شد، متأسف می شدند از این که چرا تا به حال با چنین سازمان هایی آشنا نشدند، اما جالب این است زمانی که اسم سازمان ها برده می شد، بهزیستی، شهرداری، رفاه اجتماعی، و... با لبخند تلخی می گفتند: اونا الکین همشون، اونا ما رو اذیت می کنن، ما رو از خانوادمون جدا می کنن و... ...
طنز؛ اون دولول من رِ بیار
علیرضا مصلحی در ضمیمه طنز روزنامه قانون نوشت: پدر: مراد! جانِ بابا! کم ترغذا بخور . مادر: راست می گه بابات. رعایت کن مادر. خدا نکرده مریض میشی . مراد: آخه مامان کوکب! شما زن پاکیزه و باسلیقه ای هستی و ماست و پنیر و نیمرو درست می کنی. من نخورم، نامردا سرزده میان می خورن . خلاصه اینکه مراد گوشش بدهکار حرف های پدر و مادر دلسوزش نبود. زمان می گذشت و مراد
گفتگو با خانواده تنها شهید گیلانی عملیات تروریستی داعش
پدر روبه رویش نشسته و او را به بازی فرامی خواند. سرش را روی زانوی مادر می گذارد. مادر نگران، دست های سفید و یخ کرده دختر 12 ساله اش را در میان دست هایش فشار می دهد. می گوید: تو برو تو اتاق؛ اینجا نشسته ای و از بابا حرف می زنی دوباره حالت بد می شه. اما زینب گوشش به این حرف ها بدهکار نیست و از جایش تکان نمی خورد. عمویش دست هایش را به نشانه آغوش برای زینب دراز می کند. زینب روی پای عمویش می نشیند و
- رسوا کنید فتنه ی آل سعود را -
معنای عشق، غیر سلام و علیک نیست وقتی سلام رکن نماز است، پس سلام! قبل از سلام جام تشهد گرفته ایم ما کشتگان مسلخ عشقیم، والسلام! آقا از همین شعر باب مزاح را هم گشودند و گفتند همه ی شهر ها را گفتین؛ مشهد ما را نیاوردین! مشهد هم یه جایی بود! لابد چون قافیه سین نداشت. جلسه با قصیده خوانی دو پیشکسوت، آقایان گرمارودی و مجاهدی ادامه یافت که درباره ی مسائل روز و داعش خواندند
عملیات رمضان | آفتاب
. فردا و پس فردا دوباره نوبت منه. تو کجا کار می کنی باباجون؟ مرد سن و سال کمی نداشت اما آن قدر مسن بود که بتواند همه را فرزند یا به قول خودش باباجان معرفی کند. مرد گفت: من کارمند نیستم آقاجون. من رفته بودم بهشت زهرا، سر خاک پسرم. آخه پسرم پارسال همین موقع ها مرحوم شد . پیرمرد سؤالی نکرد که چرا و چطور پسرش فوت شده است، تنها سرش را پایین انداخت و دستمالی از جیب کت رنگ و رو رفته اش در آورد
اولین قدم برای درمان ناباروری
مدام بین امیدوار شدن و ناامید شدن در نوسانی. همه این مشکلات رو داره ولی خب چیزهای خوب هم داره، مهم تر از همه اینه که انگار واقعا با همسرت یکی می شی، این احساس متحد بودن، این که می تونین احساستون رو به هم بگین، موقع گریه روی شونه های همدیگه حساب کنین. وقتی دیگران راجع بهتون حرف می زنند پشت هم بایستید. این حس ها فوق العاده هستن. نمی دونم که عاقبت درمان ما چی می شه ولی از یه چیزی مطمئنم اونم این که
فرزند شهید: پدرم به دلیل ابداع در استفاده از ادوات جنگی پیشرفت در جنگ سوریه را جلو انداخت/ دوست داشت مثل ...
در این ماموریت سخت و بسیار خطرناک پدرم به همراه همرزمانش تا نزدیکی نیروهای تروریستی پیش رفتند و با آتش قبضه راکت انداز 107 (کاتیوشا)؛ که پدرم تخصص فوق العاده بالایی در استفاده دقیق و درست از این سلاح را داشت. چنان آتش سنگینی بر سر نیروهای تروریستی می ریزد که باعث ویران شدن معابر و سنگرها و به هلاکت رسیدن تعداد زیادی از آنان شد که در نتیجه آن شرایط به گونه ای فراهم شد که محاصره شکسته شود و نیروهای خودی از محاصره دشمن آزاد شدند.
اگر جبهه نبود، مداحی را ادامه نمی دادم
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؛ این چه شمعی است که جان ها همه پروانه اوست. چطور این علاقه به خواندن و مداحی روز به روز در شما تقویت شد؟ اول که عنایت خداوند و مدد اهل بیت علیهم السلام بود؛ دوم هم دعای خیر پدر و مادر و لطف و بزرگواری و محبت بیش از حد مردم و در کنار همه اینها علاقه شخصی خودم. در این مدت به من ثابت شد که سعادت دنیا و آخرت هرانسانی در صورتی تامین می شود که او
گزارش کاملی از شعرخوانی شاعران در محضر رهبر انقلاب
/> من و تو وارث بال پرنده ای هستیم که جز در اوج فلک، هرگز ایستاده نبود تمام عمر به دستش دخیل می بستیم اگرچه طبق سندها امامزاده نبود پدر که نان شبش را به عشق ما اندوخت ولی دریغ که هنگام استفاده، نبود بدون او شب اندوه را چه می کردیم؟ چراغ خانه اگر چهره اش گشاده نبود چراغ خانه زنی بود بی گمان که خدا میان
با خانواده شوهری که به همسرمان وابسته اند چگونه رفتار کنیم؟
به آنجا برویم و او را تنها دعوت می کنند. بدبین هستند. وقتی به شوهرم گله می کنم از آن ها حمایت می کند. در صورتی که می داند بی احترامی می کنند و با حرف هایشان آزارم می دهند. هر وقت می خواهیم به میهمانی برویم قبلش اعصاب مان خرد می شود. کمکم کنید، افسرده شدم. پاسخ اول هدی معتمد الصنایعی روان شناس بالینی با سلام. چه خوب بود که بیان می کردید همسرتان فرزند چندم خانواده خود
محرومیت اتباع خارجی در ایران از حق سفر، مالکیت و اقامت در شهر دلخواه
: شوهرم 40 ساله اینجا زندگی می کنه. یعنی این همه وقت ما شهروند نشدیم؟ پسرم فقط یک ساله رفته سوئد می گه مامان اینجا همه جا می تونم برم. می گم پس ما چرا اینجا نمی تونیم همه جا بریم؟ تازه اونجا ماشین هم خریده به اسم خودش ما اینجا هیچی به اسم خودمون نمی تونیم بخریم . مسعود پسر جوانی که همراه همسر و فرزند کوچکش آمده تا برای شناسنامه دخترشان اقدام کنند. او می گوید: برای
تصاویر: حال و هوای منزل باغبان شهید حرم امام(ره)
بازی می کردیم که از خواب پریدم. زینب 8 ساله وقتی از بازی هایش با پدر می گوید، می خندد. انگار که پدر روبه رویش نشسته و او را به بازی فرامی خواند. سرش را روی زانوی مادر می گذارد. مادر نگران، دست های سفید و یخ کرده دختر 12 ساله اش را در میان دست هایش فشار می دهد. می گوید: تو برو تو اتاق؛ اینجا نشسته ای و از بابا حرف می زنی دوباره حالت بد می شه. اما زینب گوشش به این حرف ها بدهکار نیست و از
به جای شکایت درخواستت را بگو
این یکی از مهم ترین تکنیک های زوج درمانی است. اگر به یک زن بگویم اگر از شوهرت چیزی در دلت هست بگو، چند ساعت حرف خواهد زد و انواع شکایات و انتقادات را خواهد گفت اما اگر مجددا به او بگوییم شکایت نکن، فقط درخواستت رو بگو ، خواهیم دید که فقط چند درخواست روشن و ساده بیشتر نخواهد داشت. با ویکی روان همراه باشید. ما از زوجین می خواهیم که در یک محیط مناسب بنشینند و ابتدا یکی از زوجین
ورزش وجامعه شناسی؛#نه_به_ورزشگاه_بدون_زن
بازپس گیری جهان اجتماعی به نفع انسان و خواسته های سکولار او بود. فرزند خلف دیگر روشنگری را من انقلاب صنعتی در قرن نوزدهم میلادی می دانم؛ وقتی قرار است به سؤالات دنیا پاسخ دهید، نیاز به ابزار آن دارید و درست همین جاست که اختراعات بشر در عرصه علم، این انقلاب بزرگ را رقم می زند. انقلابی که جهان و روابط سنتی انسان ها را تغییر داد و علم جامعه شناسی، محصول تغییر دنیا و روابط حاکم بر اوست. حکومت بلامنازع
امام حسن مجتبی علیه السلام
به کوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جریان امر قرار گیرند. سیل جمعیت بسوی کوفه روان شد. ابتدا معاویه بر منبر آمد و سخنی چند گفت از جمله آنکه : (هان ای اهل کوفه ، می پندارید که به خاطر نماز و روزه و زکات و حج با شما جنگیدم ؟ با اینکه می دانسته ام شما این همه را بجای می آورید. من فقط بدین خاطر با شما به جنگ برخاستم که بر شما حکمرانی کنم و زمام امر شما
برخورد درست با عادت های نادرست کودکان
انجام می دهند مورد ملامت والدین و دیگران قرار می گیرند. آفتاب یزد نوشت: رها کردن کودک به حال خود و به کار بردن روش های من در آوردی عجیب و غریب در برخورد با رفتارهای غلط کودکان هر دو به یک اندازه مخرب هستند. اگر می خواهید کودک سالمی داشته باشید، نیازمند یک برنامه برای تربیت صحیح فرزند هستید. عاطفه کیانی نژاد - کارشناس ارشد روان شناسی بالینی- مهم ترین و شایع ترین عادادت بد کودکان را تحلیل
امام حسن(ع) از نگاه معصومین(ع)
او در امنیت می باشد .[20] کسی که قبل از سلام کردن، سخن گفت جواب او را ندهید .[21] معاشرت نیک با مردم، سَر عقل است .[22] ای فرزند آدم از حرام های الهی دوری کن تا عابد شوی؛ و به قسمت الهی راضی باش تا بی نیاز شوی؛ و با همسایه و هم نشین خود نیکی کن تا مسلمان شوی؛ و با مردم چنان رفتار کن که دوست داری با تو رفتار کنند، تا عادل شوی؛
جاده ها به روی ما بسته است
بدون برگه هم می ریم اما تن و بدن آدم می لرزه. مسعود، پسر جوانی که همراه همسر و فرزند کوچکش آمده تا برای شناسنامه دخترشان اقدام کنند، حرف هایمان را می شنود: من که اصلاً ترجیح می دم هیچ جا نرم. حالا قیافه این خانم معلوم نیست. ما که قشنگ معلومه افغانی هستیم. برای رفتن تا قزوین هم باید برگه تردد بگیریم. 30 – 20 هزار تومن از آدم می گیرن تازه وقتی می رسی شهر، باید ببری اونجا هم برگه رو مهر کنی