دوچندان برخوردار است. اهمیت اعتقاد به عینیت یا عدم عینیت نفس و مزاج زمانی آشکار می شود که به تحلیل مسئله بقای نفس و معاد بپردازیم. اگر نفس همان مزاج باشد، با فساد مزاج، نفس نیز فاسد می شود و در این صورت صحبت از بقای نفس بی مورد خواهد بود؛ بدین معنا که با پذیرش نظریه عینیت نفس و مزاج، چون نفس عارض بر بدن مادی می شود، پس از متلاشی شدن معروض (بدن)، نفس نیز متلاشی شده و بقای نفس مستحیل می گردد. به دنبال