نبود به استقبال پدر بیاید، فرزند دیگر به او می گفت که بابا آمده است این یعنی اینکه چرا استقبال نمی آیی؟ وی با بیان اینکه در این فیلم در هنگام صرف غذا، پدر خانواده به پسرش می گفت که امروز، پسرم شما دعا کن، ادامه داد: این خانواده با ادبیات زیبای عاطفی با هم ارتباط داشتند و من وقتی سه ماه پیش کنگره ای در کانادا داشتم، وقتی در خانه بودم، دیدم هنوزم که هنوز است، بعد از 40 سال این سریال ادامه
به شب در کوچه بازی های مختلفی می کردند. من یادم هست یک نفر در محله ما پیاز و سیب زمینی می فروخت. در ابتدا با الاغ بار خود را به کوچه ما می آورد. بچه های محل هم هر کدام بلایی سر الاغ او آورده بودیم. وقتی هم که وانت خرید آویزان وانت او می شدیم. فساد آن موقع، درآمد مردم، شرایط زندگی مردم، نوع لباس پوشیدن شان، سرگرمی ها و جایگاه های اجتماعی شان همه فرق می کرد. آن زمان رضا دستواره 16 ساله
کردم، در تنهایی خودم گریه می کردم و اشک می ریختم. بله. وقتی سید جلیل را آوردند، آنقدر داد زدم و گریه کردم اما بعدا ناراحت شدم و گفتم نباید داد می زدم به هرحال آنها هم بچه های من هم بودند که آنجا بودند، نباید داد می زدم اما بی اختیار شده بودم. بعدا ناراحت شدم. باور نمی کردم، هر چقدر می گفتند دیده ایم که شهید شده است، من باز هم چشم انتظارش بودم. گاهی می گفتم، خدایا می شود یک شب در خانه را باز کند و برگردد؟
ارتفاعات چهارمحال بختیاری و البته در قلل سر به فلک کشیده دنا گذرانده بود. وی که سن خود را 80 سال ذکر می کرد از دوران جوانی خود و شکارهایی که کرده بود، اظهار ندامت کرد و گفت: به اندازه موی سر شما کل و بز و قوچ و میش و آهو شکار کرده است. رئوفی که با چشمانی اشکبار نمی خواست بیشتر از این گذشته را به یاد آورد، افزود: شب ها در خواب آشفته حال می شوم و جانوران بی زبانی از جلوی چشمانم
دو خانواده به جمع ما اضافه خواهند شد البته تعدادی از آن ها به برنامه آمده اند چراکه اگر همه می آمدند باید می رفتیم استادیوم 12 هزار نفری برنامه اجرا می کردیم. علیخانی در پایان اظهار داشت: یک خبرخوب به شما می دهم خبری که بابت آن خیلی ذوق زده هستم به همت شما طرح محسنین به پایان رسید و 270 هزار نفر برای حمایت اعلام آمادگی کردند.
، اشکال شان بیشتر شد. گفتند: اینکه شما صاحب اختیار مردم هستید معنایش چیست؟ یعنی ما هرچه درآمد داشته باشیم، مال شما می شود؟ رسول خدا(ص) در جواب آنها فرمودند: ماحصل این آیه قرآن این است که وقتی از دنیا رفتی، اگر بدهی به جای گذاشتی-و مالی نداشتی که بدهی ات از آن پرداخت شود- به عهده من، و اگر ارثی به جای گذاشتی، مال ورثه ات؛ این معنای این است که من صاحب شما هستم. (مَنْ تَرَکَ مَالًا فَلِوَرَثَتِهِ مَنْ
تا ما را ببیند تا در 24 اردیبهشت در ساعت یک ربع به هفت صبح به مقام شهادت برسد. وقتی حرف از شهادت پسر کوچک خانواده می شود مادر شهید می گوید: چند وقت قبل از نامزدی هادی خواب دیده بودم که 2 جنازه کفن شده با دوتا قبر کنار هم قرار گرفته اند. دیدم روی یکی چفیه دارد. خانمی آنجا بود از وی پرسیدم که اینها چه کسانی هستند. وی گفت که اولی شما هستید. بعد گفتم دومی هم شهید است؟ که پاسخ شندیم: خودت
؟ پاسخ- من به این آقا پسر توصیه می کنم که از خیر امر به معروف بگذرد. گاهی شیطان به سراغ انسان می آید. فردی بچه های سیّد را می بوسید و به او می گفتند که اینکار حرام است ولی او می گفت که این بچه ی سیّد و اولاد پیامبر است و این کار ثواب دارد. بعد بچه ی کچلی را آوردند که او ببوسد، او گفت : آیا من باید همه ی ثواب ها را ببرم؟ اگر شما می خواهید امر به معروف کنید چرا به فرد دیگری پیامک نمی زنید
دادن. کل جنین با خوش حالی و افتخار می خوند و مردم تو خیابونا می زدن و می رقصیدن. من و هدی [صمیمی ترین دوستان دوران کودکی امل] و بقیه دخترا هم جشن خودمونُ داشتیم. تو معصومیت و سادگی نوجوانی مان، خیال می کردیم بعد از جنگ کریمه، حتما برمی گردیم خونه... به روستاهامون... سرزمینای خودمون. با خوش حالی بچه گانه ای، از همه چیزایی که دوست داشتیم، فهرست درست کردیم... تخت خواب واقعی، دیگه سربازا
خانواده اصیل که به شکر خدا، این لطفش شامل من شد، خاله ام وقتی او را به خانواده ما معرفی کرد، همه متفق القول شدند برای انجام گرفتن این ازدواج، چه کسی بهتر از همسایه با ایمانی که چند سال او و خانواده اش را از نزدیک می شناختیم. فارس: مادر جان! شما چه ملاک و معیاری داشتید؟ آن وقت حرف بزرگ ترها برای مان حجت بود، یقین داشتیم که بزرگ ترها خیر ما را می خواهند، وقتی عمویم آنها را از لحاظ