ما بعدها که دعوایمان شد وقتی می خواستیم برای مذاکرات قطعنامه برویم در همین قرارگاه، آقای ولایتی به آقای روحانی می گفتند: ای کاش حالا فاو در دست ما بود. وقتی رفتیم ژنو، در حین مذاکره فهمیدم که عجب! اگر چیزی دست ما باشد در مذاکره مقابل عراقی ها، چقدر محکم می توانیم بایستیم. من در فرودگاه تهران نفهمیدم که اینها چه می گویند، وقتی در فضای مذاکره قرار گرفتیم طارق عزیز را نگاه می کردم و اینها را که این جوری حرف می زدند گفتم: عجب! ای کاش یک جای دیگر در دست ما بود.