سیروس مقدم برای ساخت ادامه پایتخت چند شرط اصلی را عنوان کرد که در صورت تحقق آن، سری جدید این سریال برای سال بعد آماده می شود. نشست خبری سریال پایتخت 4 عصر روز گذشته با حضور سیروس مقدم کارگردان، الهام غفوری تهیه کننده، خشایار الوند نویسنده و محسن تنابنده، هومن حاجی عبداللهی و ریما رامین فر بازیگران این سریال برگزار شد. سیروس مقدم کارگردان سریال در ابتدای با اشاره به حادثه
همچنین در پاسخ به سوالی درباره شخصیت های ثابت سریال پایتخت عنوان کرد: ما سریال های 90 قسمتی زیادی داشته ایم که با شخصیت ها و لوکیشن های ثابت پیش رفته اند و به نسبت مورد قبول هم بوده اند و پایتخت هنوز به 60 قسمت هم نرسیده است چون ما 35 قسمت داریم تا بتوانیم به 90 قسمت برسیم. فکر می کنم تا زمانی که قصه خوبی برای تعریف کردن داشته باشیم، می توانیم این مجموعه را ادامه دهیم، اگر زمانی هم به این نتیجه
دل خانواده اتفاق می افتد و این موضوع کار را بسیار سخت می کرد که از سطح خود خارج نشود. به طور مثال اعضای خانواده در عین دعوا همچنان یکدیگر را دوست داشته باشند و در کنار هم باشند. نگهداشتن اندازه این ارتباط و چالش ها بسیار سخت بود و بازنویسی های متعدد کار شاید برای حفظ همین اندازه بود. 66 متن برای 22 قسمت نویسنده مجموعه شوخی کردم در پاسخ به انتقادها به فیلمنامه سریال ادامه داد
سوالی درباره شخصیت های ثابت سریال پایتخت عنوان کرد: ما سریال های 90 قسمتی زیادی داشته ایم که با شخصیت ها و لوکیشن های ثابت پیش رفته اند و به نسبت مورد قبول هم بوده اند و پایتخت هنوز به 60 قسمت هم نرسیده است چون ما 35 قسمت داریم تا بتوانیم به 90 قسمت برسیم. فکر می کنم تا زمانی که قصه خوبی برای تعریف کردن داشته باشیم، می توانیم این مجموعه را ادامه دهیم، اگر زمانی هم به این نتیجه برسیم که دیگر قصه ای
کننده بود. تیم پایتخت با خانواده مصیبت زدگان ابراز همدردی می کند و به تمامی عزیزان تسلیت می گوید. وی سپس در پاسخ به پرسش مبنی بر اینکه پس از گذراندن سختی ها و حواشی ساخت پایتخت 4 ، اگر زمان به عقب بازمی گشت، آیا باز هم این سریال را می ساختید، خاطرنشان کرد: من فکر می کنم از صحبت های دوستانی که درباره ی سختی های کار در ساخت پایتخت 4 زده اند، یک سوء برداشت شده است. گروه پایتخت روزی که سریال را شروع
ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و
زمان کودکی تجربه می کردم از وقتی که مجبور بودم زود بخوابم. در آن دوران، همیشه حوصله ام سر می رفت. یک شب متوجه شدم که می توانم خودم را از بالای سرم تماشا کنم. از آن موقع به بعد، هر موقع مادرم مرا مجبور به خوابیدن می کرد وانمود می کردم که خوابیده ام، اما درواقع خارج از بدنم به سر می بردم. بعد از شنیدن این ادعا آندرا اسمیت و کلود میسر - دو محقق از دانشگاه اوتاوا- تصمیم گرفتند مغز این