مثل حس و حال کافه نادری است که زمانی پاتوق نویسندگان و روشنفکران مطرح بوده است. کافه فلور و کافه دو مگو هم اهمیت شان به دلیل مشتری هایی است که داشته اند و نام هایی که با آن ها پیوند خورده؛ چهره هایی مثل ژان پل سارتر، سیمون دوبووار، آلبر کامو، پابلو پیکاسو، ارنست همینگوی، ژرژ باتای، ریموند کِنو و ... . اهمیت این کافه ها به گونه ای بوده که مثلا کافه دو مگو با حمایت آندره برتون میزبان
. کوردا نام این عکس را "چریک قهرمان" گذاشت. پرچم اعتراض و مبارزه عکس هفت سالی کمابیش ناشناخته ماند. روزنامه روولوسیون به عکس چه گوارا توجهی نشان نداد و آن را به کوردا برگرداند. سال ها بعد کوردا عکس را به یک ناشر چپ گرای ایتالیایی بخشید. قتل چه گوارا در بولیوی، اعتراضات گسترده ای در سراسر جهان برانگیخت. ناشر ایتالیایی از عکس چه گوارا پوستر ساخت و آن را در هزاران نسخه
جایزه و وجه نقدی را قبول نکرد. و آن سال زمانی بود که او از شوروی تبعید شده بود. ژان پل سارتر سال 1974 گراهام گرین، ولادیمیر ناباکوف و سال بلو در نظر گرفته شدند، اما آن ها به خاطر ایویند جانسون و هاری مارتینسون، نویسنده های سوئدی، حذف شدند. هر دوی این نویسنده های سوئدی خود داوران نوبل بودند و بیرون از کشورشان ناشناخته. بلو سال 1976 برنده نوبل شد. اما نه گرین و نه ناباکوف، هیچ
که ابهام و تردید ها را برطرف کند. افکار عمومی هنوز قانع نشده بود. در چنین شرایطی دولت بولیوی دست به کار شد و کنفرانسی مطبوعاتی تشکیل داد. در این کنفرانس جدا از پاسخ به سوالات خبرنگاران، جسدی که گفته می شد متعلق به چه گواراست هم در معرض شناسایی خبرنگاران گذاشته شد. در آنجا همچنین اثر انگشت جسد با اثر انگشتی که قبلا از چه گوارا گرفته شده بود، تطبیق داده شد. کار البته به اینجا هم ختم نشد و دولت بولیوی
روزنامه خیلی رویایی بود، ولی الان راحت شده، یک نفر با یک کانال یا یک صفحه اینستاگرام مخاطبانی چند برابر یک مجله و روزنامه دارد، فضای ورود به نشریات در زمان شما چگونه بود؟ بله خب، الان که همه چیز آسان شده و راحت به دست می آید! آن زمان من کارها را پست می کردم، اطلاعات هفتگی و بعد هم مجله کاریکاتور و البته شانسی که آوردم یکی از کاریکاتورهایم در یک مجله آمریکایی چاپ شد که بازتاب داشت. به