به گزارش خبرنگار ما، صبح دیروز 106 سارق و مالخری که در عملیات پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شده بودند در شعبه های دادسرای ویژه سرقت بازجویی شدند. سرقت 37 میلیونی تازه داماد در روز پاتختی یکی از متهمان به نام سهیل که صبح دیروز در شعبه اول بازپرسی از سوی قاضی نصرتی مورد بازجویی قرار گرفت، تازه دامادی بود که در روز پاتختی به همراه برادرش امین نقشه سرقت 37 میلیونی را طراحی و اجرا کرده
ساعت ده صبح بود و قاچاقچی به آنها گفت که وقت رفتن است. دو مرد جوان سوری تصور کردند که حرفش جدی نیست، مگر قرار نبود که شبانه دریای اژه بگذرند؟ همۀ امیدشان به این سفر بسته بود، و حالا می ترسیدند که قاچاقچی که قصد داشت آنها را از عرض کانال بین ترکیه و یونان در روز روشن رد کند همه چیز را خراب کند. به گزارش کریستین ساینس مانیتور؛ اما آنها هر کدام 1000 دلارشان را داده بودند، و حالا انتخاب
سه پسر نوجوان وقتی تصمیم گرفتند برای خوشگذرانی خودرو سرقت کنند، نمی دانستند در جریان نخستین دزدی خود مرتکب قتل مرد راننده ای می شوند. به گزارش جام جم، روز های پایانی بهمن امسال راننده ای در حال عبور از مسیر شمالی بزرگراه کرج قزوین بود که مردی را غرق در خون در شانه خاکی جاده دید. او بسرعت خودرو را متوقف و مرد زخمی را سوار خودرویش کرد و پس از تماس با پلیس و گزارش موضوع، او را
به گزارش ماد به نقل از سی ان ان، هو فنگ در طول زندگی اش هرگز به نقش ارزشمندش در جریان جنگ جهانی دوم اشاره نکرد. همسر، فرزندان و هیچ یک از دوستانش هیچ اطلاعی از قهرمانی های او نداشتند. بین سال های 1938 تا 1940 یعنی زمانی که حزب سوسیالیست چین (کوُمینتانگ) در این کشور حکومت می کرد، هو فنگ مسئول ارشد کنسولگری چین در وین بود. گفته می شود که او با یک امضا جان هزاران یهودی را از هولوکاست نجات
و دزدان با احساس ترس از بازداشت شدن دست از اجرای توطئه هایشان برداشته اند. عجیب تر اینکه با وجود بررسی های پلیسی گسترده و رسیدن به سرنخ هایی از دزدان ناگهان ادامه تحقیقات از دستور کار خارج شد. تکرار دزدی مجسمه ها به گزارش برنا، یک مجسمه برنزی دیگر هم به جمع آثار تجسمی به سرقت رفته پایتخت افزوده شد. از سال 89 تاکنون 13 مجسمه از سطح شهر تهران به سرقت رفته و مسئولان تاکنون نه مجسمه
/> درحال گریه کردن بود که ناگهان خودرو 206 سفیدرنگی با 2 سرنشین در مقابلشان توقف کرد. 2 پسر جوان از آنها خواستند تا سوار خودروشان شوند. چند دقیقه بعد 3 دختر در صندلی عقب خودرو جای گرفتند. راننده پژو علت گریه کردن سیما را پرسید و وقتی او ماجرا را تعریف کرد به او قول داد تا انتقامش را از پسر خیانتکار بگیرد. چند ساعت بعد سیما با قرار صوری که با پسر مورد علاقه اش گذاشت او را به یک کوچه خلوت کشاند و
روز با یکی از دوستانم قرار داشتم و باید به مغازه اش در چهاردانگه می رفتم. وقتی به مقصد رسیدم با خیال اینکه پول ها زیر صندلی جایش امن است در خودرو را قفل کردم و به مغازه دوستم رفتم. چند دقیقه بعد که آمدم دیدم شیشه خودروام را شکسته و پول ها را سرقت کرده اند. پیرمردی که در همان نزدیکی مغازه داشت گفت دیده است که یک خودروی پژو 206 کنار خودروام پارک کرده است و یکی از سرنشینان آن پیاده شده و در