سایر منابع:
سایر خبرها
چوپانی که هزاران هوادار اینستاگرامی دارد
سال به من خدمت کردند. بعد هم پیر شدند و مردند. من هم گفتم حالا که این برنامه از من اسم می خواهد لازم نیست حتما اسم خودم را بگذارم. اسم این دو حیوان با وفا را می گذارم. به خاطر همین اسم این صفحه شد سالارپولاد. همین کار عجیب محمد باعث شده حالا خیلی ها اشتباهی او را سالار صدا کنند و با خنده توضیح بدهد که اسمش محمد است. اما به ما می گوید که دیگر به این موضوع عادت کرده. چندباری هم خواسته اسم صفحه اش را
آخرین وضعیت پرونده اسیدپاشی به سمیه /مروری بر تمام اخبار مربوط به پر.نده اسید پاشی سمیه مهری +تصاویر
/> من در این چهار سال با کمک خدا از پس این هزینه ها برآمدم. اینها در همه بیمارستان ها پرونده دارند. من طبق همان ساعتی که در آن پرونده ها آمده، اینها را به بیمارستان می برم. اگر بخواهید می توانید بروید ببینید که دکتر رفتند یا نه. بچه ها درباره مادرشان سمیه چه می گویند؟ آنها بیشتر زنم - مادربزرگشان - را دلداری می دهند. خانم من بعد از اسیدپاشی دو بار عمل آنژیو کرد. الان هم هر وقت
بنیاد در آینه مطبوعات
ایلام و محل لشکر 21 امام رضا(ع) وقتی قرار بود در صبحگاه به عنوان معاون گردان معرفی شود، اصلا حاضر نبود برود بالای سکو تا به بچه های گردان معرفی شود. هر کار کردیم تا بالا برود قبول نمی کرد. می گفتیم بچه ها باید تو را ببینند و بشناسند اما می گفت بچه ها همه من را می شناسند. انگار دلش بدجور دلتنگی می کند، بار چهارمی است که اشک هایش را می بینم. می گوید: بچه ها هم واقعا معرفت و ایمان او را شناختند
شهید سروستانی که مادرش او را نذر امام (ره) و انقلاب کرده بود
مخلوط کردم و به سختی از لابلای لبهای بهم فشرده اش به او دادم و در همین حال خوابم برد . نمی دانم چند ساعت گذشت! یکباره خواهرش آمد و با فریاد گفت: ننه! رحم علی رفته تو فَدو (حیاط) هراسان بلند شدم. بچه ای که تا چند ساعت پیش نیمه جان بود و تنش غرق تاول های سرخک به یک باره به آغوشم پرید و گفت: ننه بادام هایی را که گفتی بهت میدم چطور شد؟ سر پا حیران مانده بودم . گفتم: قربونت برم
امیرحسین صادقی زیرآب رحمتی را زد تا کاپیتان شود
/> واقعا؟ بله همان زمان قطبی سرمربی پرسپولیس بود و آقای پنجعلی هم مدیر تیم های پایه بود... به خوبی یادم هست که در همان دوران از بعضی ها پول می گرفتند!!! تو هم پول دادی؟ نه من جزو تیم بودم و به همین دلیل برای عضویت در تیم از من پول نخواستند... مگر شما فکر می کنید من چند سال دارم؟.... من متولد شصت و هشت هستم و در آن سال در تیم جوانان پرسپولیس بودم قبل از آن هم در تیم
احمد نجفی پیش بینی کرد ظریف رئیس جمهور ایران می شود
برگردم به ایران برای انقلاب یا نه. امام چه گفت؟ بسیار جواب عجیب و غریبی به من داد. من از همانجا فهمیدم این آدم درست است، آنجا شوکه شدم، گفت من نمی توانم بگویم برو یا نه، من را آن دنیا با یک سید دیگر روبه رو نکن، خودت تصمیم بگیر. همان موقع به تهران برگشتید؟ بلافاصله. بعد که آمدم بیرون، خبرنگارها ریختند دور من، چون تسلطم به انگلیسی هم خوب بود، جواب همه را
شهرام قائدی یک پدر پر مشغله
نزدیک تر است. من خیلی جاها دچار مشکل می شوم ولی حرفم را می گویم. زندگی یعنی خاطره ها شهرام: زندگی یک آدم چیزی نیست به جز خاطره ها؛ اگر خاطره های شیرین زندگی بیشتر باشد تو آن را دوست داری و مدام مرورش می کنی. سال ها پیش فردی از همکاران بود که با هم رفت و آمد خانوادگی داشتیم. این فرد آنقدر در خانواده و دوستان ما منفور است که من چند وقت پیش با خودم فکر می کردم که چه اتفاقی افتاد که