با بوق زدن های پیاپی برای سوار کردن مسافر کاربردی می شود. برخورد قانونی متولیان برای آسودگی شهروندان یک ناهنجاری دیگر که آن هم تقریباً عمومی و رایج شده توقف کردن سواری های سبک وسط و یا به صورت سه لایه کنار ماشین های پارک شده حاشیه خیابان ها است که سبب ترافیک و بوق زدن های خودروهای پشت سر و خرد کردن و فشار اعصاب رهگذران می شود. در این احوال نکته ظریف تر آن است که بعضی افراد در پیاده روها
1366 (سال بستری شدن شهریار در بیمارستان و یک سال مانده به فوت) یکی از منسوبین مرحوم ایشان که بنده در کتاب ( سخنی از یار آشنا )ذکرخیری! در مورد برخورد و تذکر شهریار به ان خدا بیامرز را در ارتباط با یک عکاس آورده ام٫دست خطی از شهریار به جهت استفاده شخص خود از سهمیه ی خودرو به قیمت کارخانه گرفته و ماشین رنو ای که سندش را به نام شهریار میزنند تحویل میگیرد.شهریار نه تنها به آن ماشین سوار نشد بلکه قیافه
تجمیع ناهنجاری هاست. رضا شرفی مغازه دار، می گوید: ناهنجاری یک نوع خودخواهی و یا بد اخلاقی است. چرا؟ چون این قبیل افراد در هر کاری فقط منافع و رضایت خودشان را درنظر می گیرند. هر روز در هر جای شهر می بینیم مثلاً فلان آدم ماشینش را جلوی پل خانه، مغازه و حتی برخی در پیاده رو پارک کرده بی خیال آن که یکی از ساکنان خانه یک کار ضروری و حیاتی برایش پیش آمده است. با عجله ماشین خود را از محل پارکینگ
تبریز- خبرنگار کیهان: خودرو رنو مدل 66 به شماره انتظامی 59865- تبریز 11 شهریار که سند آن، به نام خود این شاعر نام آور است، توسط یک فرد نیکوکار به نام جواد علیزاده هوشیار خریداری شده تا از سوی شهرداری تبریز در موزه استاد شهریار که خانه محل زندگی استاد، است، نگهداری و در معرض دید عموم گذاشته شود. واگذاری رنو شهریار به شهرداری برای مراقبت از آن، در حالی صورت می گیرد که یک دستگاه
. گفتم من حرکت می کنم به سمت باند شما هم به سمت در باند بیایید. وارد باند شدم، دیدم امام (ره) سوار بنزی شده اند و صف زیبایی هم از افراد نیروی هوایی که بیشتر همافر بودند تشکیل شده بود. نیروی هوایی بصورت خود جوش وارد شده بود، البته با ما ارتباط داشتند و برای رفتن به بهشت زهرا با هلیکوپتری به ما کمک کردند. با سرعت آمدم پشت ماشین امام(ره) ایستادم، پیاده شدم مقابل بنز را گرفتم و خدمت امام (ره) عرض کردم
های نفت تقسیم کنند و چه خوب است آقای تقی زاده- وزیر مالیه وقت- نام این دلالان را فاش کنند و باز به این متعذر نشوند که هم اکنون هم آلتی بی اراده هستند. (خاطرات و تألمات مصدق، انتشارات علمی، سال 65، صص200-199) مصدق که به درستی معتقد است برای انجام این خیانت بزرگ افراد متعددی رل بازی کردند تا واقعیت ها بر مردم آشکار نشود، نوک تیز حمله خود را متوجه فراماسون وابسته به انگلیسی می کند که مجری تمدید
خوردن فلان چیز، بهمان عوارض را دارد. این حرف ها را که نباید جدی گرفت. من، یک سال است این قرص ها را مصرف می کنم و تا وقتی که جزو قوی ترین مردهای ایران نشوم هم به خوردن شان ادامه می دهم. نصیحت دکترها تمامی ندارد. جایی برای گفتن حرف بیشتری نمی ماند. این مرد برایش اهمیتی ندارد که کسی سه سال بعد از استفاده از قرص های بدنسازی میل جنسی اش را از دست داده و یکی دیگر کلیه هایش را و نمی خواهد این