سایر منابع:
سایر خبرها
خوردبین: شاید دوست دارند بازی جمعه را به آشوب بکشند
طرفداران هر دو تیم از فوتبال شوند. *یک عامل حساسیت برانگیز دیگر شرایطی است که دو تیم در هفته های گذشته داشتند. پرسپولیس آخرین بازی خود در لیگ را باخته است. ما هیچ یک از بازی های خودمان در این فصل را نباخته ایم هیچ نگرانی هم نداریم. تراکتور تیم خوب و پرافتخاری است ولی به امید خدا روز جمعه روز ما خواهد بود. اگر می گویم ما در این فصل نباخته ایم به این دلیل است که در تمام بازی هایی که انجام داده ایم از حریف خود سرتر بوده ایم. موقعیت های بیشتری هم داشته ایم اما اسیر حاشیه ها یا حوادث غیرمترقبه شدیم که همان اشتباهات داوری است. ...
افشارزاده:خودم خواستم سرپرست باشم/مظلومی قهر نکرده است
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از فارس، بهرام افشارزاده پس از پایان مراسم تولد علی پروین گفت: وضعیت استقلال بسیار خوب است و تمرینات منظمی را پشت سر می گذاریم برد مقابل نفت روحیه ما را مضاعف کرد. وی در مورد تغییر حکمش از مدیرعاملی به سرپرستی در باشگاه استقلال تصریح کرد: از اول که قرار شد در حوزه وزارتی وزارت ورزش فعالیت کنم به مسئولان اعلام کردم که سمتم در استقلال به عنوان
قرص که می خورم، می آیم رو فرکانس انسان های معمولی!
دادند که در تاریخ ماندگار شد، من هنوز خجالت می کشم و شرم دارم وقتی خانواده شهدا را می بینم، من وظیفه ام را خوب انجام ندادم اما آن نوجوان 12 ساله کار امثال مرا انجام داد! از او درباره ارتباط با رزمندگان و فرماندهانش می پرسیم، می گوید: یادم میاد در دزفول رزمنده ای به من گیر داد و پرسید شما نیروی کجایید، منم چون اون زمان جوان بودم و پر شر و شور گفتم اصلا خود شما نیروی کجایید؟ به همین علت بگو
خاطرات خبرنگاران از اولین روز مدرسه
هم باز شده بود...چشمتان روز بد نبیند گذاشتن انگشتم همانا و گیر کردن همان و ناخنم شکست و معلم هم همچنان داشت درس می داد. من انگشتم را بیرون کشیدم؛ چه شاهکاری کردم! همینطوری که از انگشتم داشت خون سرازیر می شد، نگاهم به معلم بود که توجهش به من جلب شود. معلم هم تنها کاری که توانست انجام دهد این بود که کلی به من دستمال داد که خون دستم بند بیاید، تا مدتی من بی ناخن بودم تا دوباره ناخنم رشد
ننه ام را برای فینال به خندوانه می آورم!
به گزارش فرهنگ نیوز، روزنامه شهرآرا نوشت: به علیرضا مسعودی یا همان علی مشهدی خودمان که زنگ زدم، فکر می کردم باید سه روز پشت سر هم گوشی از دستم نیفتد و پیامک پشت پیامک بگذارم تا این چهره محبوب این روزهای خندوانه وقت بکند و جواب بدهد! اما برعکس تصورم همین که خودم را معرفی کردم، با استقبال او قرار مصاحبه گذاشته شد و به فاصله چند ساعت در تحریریه روزنامه میزبانش بودیم. بماند که خود بچه های خبرنگار هم
این هم یک راه ساده برای بازیگر شدن!
کنید. ببینید من می خوام یه جوری صدامو بسازم که وقتی چهره و ظاهرم دیده می شه همه با هم یه یک بسته درست و حسابی از آب در بیاد. خب ، خداروشکر که مشکل صدا هم حل شد. البته این وسط یه نخ، دو نخ سیگارم می تونه به خوش شدن صدای انکرالاصواتش کمک کنه. اینو از خودم نمی گم. قبلاً بعضی ها امتحان کردن و جواب داده. بله . خوب بریم سراغ اصل مطلب. یک ماه گذشته و باد بینی خوابیده، ده کیلوام که
عباس جوانمرد: با بلیت 160 هزار تومانی نمایش چه چیزی به مردم می دهید؟
کارگردان ها با تفکراتی که داشتند، روزنه ای باز کردند که این روزنه باید راه تازه ای برای نسل بعد می شد. اما امروز نمی توانیم به نمایش نامه نویس شاخصی اشاره کنیم یا دست کم چه در کمیت و چه در کیفیت آن شکوفایی دیده نمی شود. دلایل این افت چه می تواند باشد؟ نسل دهه 40 تجربیاتش را به نسل دهه 50 منتقل کرد. به نظر من هر دو نسل فعالانه زندگی کردند. خوب است که شما اسمی از نسل 40 و 50 می برید. برخی که
گفتگو با اولین مجری نابینای تلویزیون + تصاویر
پایم شکسته به خاطر همین ترجیح می دهم ایمن تر رفتار کنم. البته گاهی هم سرخدا غر می زنم! بنده اگه سرخدا غر نزند چکار کند؟ همیشه همین را به خدا می گویم. سرنابینایی هم غر می زنم. اما گاهی هم خیلی حالم خوب است و کلی با خدا دوست هستم. اما زمانی که نابینایی باعث می شود نتوانی کاری انجام دهم سرخدا کلی غرغر می کنم. مثلا از یک بنده خدایی خواستم که کنارمن در مسافرتی باشد که حتی هزینه اش را پرداخت کردم. اما
هواداران استقلال عطش قهرمانی دارند | به شهباززاده این قدر پاس می دهیم تا آقای گل شود
باختیم. این کمی روی بچه ها فشار ایجاد کرده بود. به طور کلی تیم پارسال نتیجه نگرفت و دنبال این هستیم که امسال جبران کنیم. می دانستیم نفت با وجود شرایطی که در جدول دارد، چقدر تیم خوبی است ولی به هر حال حذف از آسیا از نظر روحی روی شان تأثیر گذاشته بود. ما محکم بازی کردیم و فقط خواستیم برنده باشیم. نفت هم انصافاً خوب بازی کرد و اگر باهوش تر عمل می کردند، حتی می توانستند نتیجه را عوض کنند. ما از فرصت ها
بیش از 30 فیلم برای تعطیلات عید قربان
از زندان آزاد می شود. نوه اش ژوستین که دانشجوی پزشکی است به پیشوازش می آید. پسر مارسل بر عکس پدر مامور پلیس است و مدت هاست با او قهر بوده و هیچ وقت به ملاقاتش نرفته است، با این حال، آنتوان پسر مارسل برای پدرش آپارتمانی را روبه روی کلانتری اجاره کرده تا تحت نظرش باشد و ... فیلم سینمایی مدرسه پیرمردها به کارگردانی سید علی سجاد حسینی، 9 صبح روز جمعه از شبکه پنج پخش خواهد شد. از
آیا بازیکنان تیم ملی والیبال به کواچ خیانت کرده اند؟
مشکل بزرگ کواچ این است که آن تأثیر و کاریزمای لازم را در تیم ندارد. او در لحظات حساس خودش را می بازد و این مسأله روی تیم تأثیر می گذارد. همچنین نداشتن شخصیت کاریزماتیک موجب شده تا سعید معروف در زمین بزرگتر از کواچ به نظر برسد. تیم ملی والیبال ایران امروز یازدهمین و آخرین بازی خود در جام جهانی ژاپن را انجام داد و سرانجام توانست با پیروزی برابر تیم مصر چهارمین پیروزی خود را در این رقابت
طلاق پر صدای مربی لیگ برتری
آن زمان گفته بود 10 سال پیش از همسرم خواستم به من 5 سال دیگر وقت بدهد و حالا هنوز در همان جا هستم. به سختی وقتی برای رسیدن به خانواده ام پیدا می کنم اما خوب این شغلم است(و البته بدترین شغل است). مردانی هستند که دوشنبه راهی کارشان می شوند و تا جمعه به خانه بر نمی گردند. شغل من با سفر کردن همراه است و مشکلاتی دارد که وقت زیادی برای سپری کردن با خانواده باقی نمی گذارد. ونگر 19 سال است که همراه تیم آرسنال است.
دلایل پنهانی فشارخون کدامند؟
شما درد می کند، باعث آرامش می شود اما اگر فشارخون شما بالاست از رفتن به این دو مکان بپرهیزید زیرا حرارت ایجاد شده از جکوزی و سونا باعث باز شدن رگ ها می شود. همچنین اگر پزشک، شما را از انجام دادن ورزش های متعادل منع کرده است از استفاده از جکوزی و سونا بپرهیزید. کنترل دمای سونا سخت است اما می توانید دمای جکوزی را تنظیم کنید. *دارو: اگرچه دارو برای درمان و کمک به بهبودی فرد در نظر
گلپا: پرویز یاحقی را مردم منزوی کردند
بودم، چه به سبب مسافرت حضور نداشتم، به خانه ی ما می آمد و بعضی وقت ها استاد بیژن ترقی (شاعر و ترانه سرای بزرگ) هم با ایشان می آمدند و با هم جلسه داشتیم و ساز می زدیم. من هم گاهی زیر صدای ساز ایشان، سنتور می زدم. برای من رفتن پرویز خان بسیار سنگین و دردآور بود. **چرا یاحقی منزوی شد ؟ وی در پاسخ به این پرسش که چرا یاحقی منزوی شد ، گفت : نوازنده احتیاج به شنونده دارد؛ هر هنرمندی، هر
کمپین نخریدن خودرو؛ شمشیر دولبه
که صدای مردم را به گوش مسئولان برساند لذا به نظر می رسد که مسئولان باید به این درخواست مردم توجه بیشتری کنند و دو بحث کیفیت خودرو و هزینه های تولید را کاهش دهند تا قیمت ها متناسب و متعادل باشد که با کیفیت خودرو همخوانی لازم را داشته باشد. البته اینکه ما خرید کالای داخل را تحریم کنیم درست نیست بلکه باید هشدارها را به مسئولان بدهیم و اگر پیگیری نکردند بعد سایر اقدامات را انجام دهیم. کاظم
اولین گفتگو با حبیب پس از بازگشت به ایران (1)
خوانندگی را یادش دادم و در نهایت آهنگ ضبط شد و یک روز به من زنگ زد و گفت کلی از اساتید و خواننده های بزرگ به من گفته اند که دیگر خودت به تنهایی می توانی بخوانی و زیر قولش زد و پول مرا هم تسویه نکرد. موفق شد یا دوباره پیشنهاد همکاری داد؟ به نظرم اشتباه کردم. من قرارداد نداشتم و اطمینان کردم. هیچ وقت کلاه سر کسی نگذاشتم و دوست هم ندارم کسی کلاه سرم بگذارد. حضرت علی (ع) می گوید اگر
7 خاطره خواندنی رهبر انقلاب ازدوران دفاع مقدس
، اما در تاریخ حقیقتا استثنائی است. این خانم [در نامه] بعد از آن که اظهار ارادت فراوانی به امام و به مسؤولین کردند و می گویند همسرم و پسرهایم در جبهه بودند و خواهند بود؛ اظهار شرمندگی کردند که خودشان نمی توانند -این خانم- در جبهه شرکت بکنند. بعد می گویند که من دو عدد انگشتر ناقابل که تمامی زینت من است و مقداری پول که ماهها آن را جمع کردم و می خواستم برای بچه هایم لباس گرم زمستانی بگیرم -که
سه چهره پنهان استاد محمدرضا شجریان
نبود با صدای محمدرضا شجریان خوانده شود: سال 58 تغییر و تحولاتی در رادیو مخصوصا در بخش موسیقی در حال شکل گیری بود. در این جریان ها بود که رئیس وقت رادیو آقای وجیه اللهی که فردی تحصیلکرده و روشنفکر بود از من موکدا و مرتبا می خواست با توجه به تغییر و تحولات سیاسی و مذهبی ایران برای پخش آثار جدید قبل از افطار طرحی انجام بدهم. به ایشان گفتم سال هاست من از آن فضا دور شدم و راه من با موسیقی و
حمیدرضا آذرنگ: در بازیگری همیشه وحشت دارم!
دندون طلا تجربه کرده، بخشی از موضوعاتی بودند که در گفتگو با اذرنگ مطرح کردیم. یک سوال هم در خصوص دیر به شهرت رسیدنش که جواب جالبی داد. 27 سالتان بود که تئاتر دندون طلا روی صحنه رفت. آن زمان به دیدنش رفتید؟ - نه، خوشبختانه ندیدم. دوست نداشتم تحت تاثیر حال و هوای گذشته به نقش برسم. البته این خوشبختانه یک تلخی هم دارد چون به هر حال آن اثر را هیچ وقت ندیدم اما یکی از افتخاراتم
بهترین دوست "سپند امیرسلیمانی"کدام بازیگر است؟
ساعت در ترافیک ماند، یک ساعت وقت صرف پیدا کردن جای پارک کرد و بعد 90 دقیقه به تماشای یک فیلم نشست! در واقع شما زمانی مشغول دیدن فیلم می شوید که دیگر تمرکزی بر خود فیلم ندارید. ضمن این که در خود سالن سینما هم باید صدای قرچ قرچ چیپس خوردن بغل دستی تان را هم تحمل کنید یا پچ پچ های آن دیگری که تلفن اش زنگ خورده است و با صدایی که به نظر خودش آرام است به نفر پشت خطی می گوید در سالن سینما هستم و
آیا دولت یازدهم، ویرانه تحویل گرفت؟
مهمی در کشور انجام گرفته است. خدماتی که شده، کارهای زیربنائی ای که انجام گرفته، سازندگی هائی که انجام گرفته، اینها را نباید ندیده گرفت. اینها در اظهارات نامزدهای محترم، در برنامه های دو سه هفته ایِ تبلیغات انتخابات، غالباً ندیده گرفته میشد. چقدر خوب بود وقتی که مثلاً معضل اقتصادی را بیان میکنند، گرانی را بیان میکنند، تورم را بیان میکنند - که البته اینها واقعیت هم دارد - در کنارش کارهائی که انجام
روایت نویسنده "دختر شینا" از تفریظ رهبر انقلاب
نوشته می شود، به مثابه فرزندی برای نویسنده است که در هر حالی که باشد، چه خوب و چه ضعیف، علقه و وابستگی ای میان نویسنده با اثر وجود دارد. اما با وجود این، می خواستم بدانم کدام یک از خاطراتی که در دختر شینا نقل شده برای شما به عنوان نویسنده جذاب تر بوده است؟ گاهی که کتاب را می آورم و تورق می کنم، می بینم که 20 صفحه از آن را خوانده ام. دختر شینا برای من مثل یک آلبوم عکس است که هر لحظه از آن
داوود میرباقری درباره دندون طلا چه می گوبد؟
کارکردی داشته است. طبعا این گونه دیالوگ نویسی، باعث می شود مهر و امضای داوود میرباقری را به همراه داشته باشد و بالافاصله بعد از شنیدن متوجه شویم صاحب اثر کیست. حالا این خوب است یا بد از نظر شما؟ به نظر من یکی از ویژگی های کاری شماست. اما بحث بعد درباره نویسندگی و به خصوص استفاده از لهجه در آثار شما است. اینکه شخصیت ها در آثار شما به گونه ای صحبت می کنند
جادویی که یک کشور را نجات داد
به گزارش ماد، قبلا من چندین توجیه و توضیح برای آن اتفاقات داشتم. اوضاع بازار خیلی خوب بود، هوا بیش از حد گرم بود و کمی هم از ناهماهنگی مناظر و صداها و بوها گیج شده بودم. آن پُرتره ای که از یکی از صدها فروشنده خریده بودم، چه؟ واقعا فکر می کردم آن پرتره مربوط به دین رسمی این جزیره یعنی کاتولیک است. اما اشتباه می کردم. در هائیتی تمام تلاشم را کردم که سراغ جادو و جنبل های آیین وودوو
علت خودنمایی شوهرتان در مقابل دیگران چیست؟
نازیلا خانم به شدت از رفتار شوهرش عصبانی بود. می گفت: ناصر دوست دارد هر جا می رویم ، شمع محفل باشد. انگار شهوت خودنمایی و جلب توجه دارد. طی این دوسالی که با او ازدواج کردم ، نشده در مهمانی ای باشیم یا مهمان داشته باشیم و او تن من را نلرزاند. یک کارهایی می کند که آدم از خجالت آب می شود و می خواهد زمین دهان باز کند او را ببلعد. از او خواستم مثال های عینی بزند. گفت: آقای مشاور ، شما هم
محمدی: برای پول لژیونر نمی شویم
به گزارش "ورزش سه"، مهرداد محمدی در مورد تغییر و تحولات اخیر راه آهن و شرایط تیمش گفت وگویی انجام داد. راه آهن هستیم و برای برد می رویم با تلاش و زحمات بچه ها توانستیم استقلال خوزستان را در مرحله یک هشتم جام حذفی از پیش رو برداریم. هر دو تیم خوب و جنگنده ظاهر شدند ولی ما توانستیم پیروز شویم و به مرحله بعدی صعود کنیم. درست است که به سپاهان خورده ایم ولی ما هم راه آهن هستیم و
هر آنچه که باید در مورد انرژی باد بدانید
درزمستان 4- جریان شمال غربی درتابستان در خصوص تعیین پتانسیل باد ایران، در مطالعه فاز صفر پروژه (تعیین پتانسیل باد در ایران) که توسط معاونت امور انرژی وزارت نیرو انجام گرفته بود ، 26 منطقه کشور در 45 سایت مورد مطالعه قرار گرفته است که بر اساس نتایج این مطالعه ، ایران کشوری با باد توسط معاونت امور انرژی وزارت نیرو انجام گرفته بود، 26 منطقه کشور در 45 سایت مورد مطالعه قرار گرفته است که
بازگشت خاطرات خونآشام-7
مسواک بزنیم. ولی من از آن خون آشام های الکی خور نیستم که. من با کلاس هستم و با احساس هستم و دوست دارم که در آینده یک خون آشام نمونه بشوم که. دوست دارم به خاطر نوآوری در شعر سرخ جایزه ی نوبل بگیرم که. چون من شعر سفید اصلاً دوست ندارم و مبتکر اولین شعر سرخ خودم هستم که. بگذریم... آن روز که رفته بودم بیمارستان، بعد از این که نشانی از گمشده ام پیدا نکردم، می خواستم آن جا را ترک کنم
پلمپ شدن به خاطر یک مشت آهنگ!
جوی ساده در گوگل می تواند هر چیز اخلاقی و غیراخلاقی ای پیدا کند. می پرسیم که اگر این طور است، پس مشکل از کجا آب می خورد. به نظر آقای ر ، انگار قانونی وجد دارد مبنی بر پلمپ کردنِ هرچه بیشتر واحدهای صنفی. می گوید اصلا تلاشی برای تصحیح امور نادرست انجام نمی گیرد و خیلی سریع پلمپ می کنند. به نظر او این بستن مغازه ها و بیکار کردن جوانان نمی تواند راهکار مناسبی باشد. خب طبیعی است که
داستانک؛ الماس ساز
در یک ساعت معین بیائید.هر وقت دلتان خواست بیایید. او کارت را گرفت و من مطمئنش کردم که قصد بدی ندارم. گفتم: به من اعتماد کنید و تشریف بیاورید. سرش را با تردید تکان داد.و گفت: -من این خوبی شمارا به نیکی جبران خواهم کرد، به طوری که تعجب کنید.به هر حال این راز را نگاه دارید ...مرا تعقیب نکنید. از خیابان گذشت و در تاریکی از نظر ناپدید شد.بعد از آن هرگز او را