گردان حبیب را انجام می دهند. می خواستم به سمت عقب برگردم که یکسری کارها را روبه راه کنم و نماز هم بخوانیم. دیدم حاج رضا با جیپ آمد. شیبانی، سعید سلیمانی و حسین بهشتی هم با او بودند. به او گفتم: کجایی تو؟ دیدم اگر بخواهم ادامه دهم، بحث بالا می گیرد. چیزی نگفتم فقط به او گفتم این کارها انجام شده و بقیه اش را ادامه بده. به 5 دقیقه نرسید داخل سنگر آمد. داشتم نماز می خواندم. هوا داشت رو به روشنایی می
احتمالاً بیش از یک ساعت این احوالپرسی ها طول خواهد کشید. گفتم که این دیدار، مقدمه اش مفصل تر است. خیلی از جانبازها به خاطر گریه نمی توانند صحبت کنند. هق هق گریه اجازه نمی دهد. آقا با گفتن جملاتی مثل احوالتون چطوره و شما خوبید و چه خبر و... و در عین حال دست کشیدن به سر رو روی جانباز، آنها را آرام می کنند. جانبازی اهل بیرجند، کودک چند ماهه ای را در آغوش گرفته و بچه گریه می کند. آقا می گویند بچه رو
/> * زمانی که می خواستیم به پاریس برویم محمد منتظری یک رفیق کویتی خیلی خوبی داشت. هزار بلیت دوسره از دمشق به پاریس با ایرکویت گیر آورد. مشروح گفت وگوی اعتماد با او که این روزها به کاندیداتوری در انتخابات مجلس می اندیشد در ادامه می آید: چرا هیچ وقت عضو حزب ملل یا هیات های موتلفه که پس از قیام 15 خرداد متولد شدند، نشدید؟ من تربیت شده جریان اجتماعی هستم. مشروطه را
چکیده بازگشت به دریا : برای بار دوم بود که از امیر دریادار سیاری برای نشریه رمزعبور درخواست مصاحبه می کردیم و ایشان نیز به مانند همیشه به ما لطف داشت و در اولین فرصت به ستاد فرماندهی نیروی دریایی ارتش رفتیم تا با یکی از حزب اللهی ترین امیران ارتش به گفت وگو بنشینیم. گفت وگو را از حضور امیر سیاری در روزهای غربت و مقاومت خرمشهر در مهر 1359 شروع کردیم و به اهمیت راهبردی نیروی دریایی رسیدیم. در ادامه مشروح این گفت وگو را می خوانید.