سایر منابع:
سایر خبرها
لم د اد ه با کیبورد
فرد - بزن آقا بزن، سریع باشید . شماره 24 د رست بیفته، سایه نند ازه، به موقع این پیرهن 24 ها رو بزنیم، خوب می فروشه. - آقا هما روستا چی؟ برای اون چی کار کنیم؟ - واسه اون یه چند تا ماگ بزنید ، با اون جملش توی مسافران. زیاد نزنید ، بفروش نیست، فقط توی تشییع جنازه و جلوی مسجد میشه فروخت. - ممد آقا، زنگ بزن ببین الان نرخ پاشایی چند ه؟ چی بزنیم به صرفه؟ - حاجی یه چرخی
روزنوشته های رئیس جمهور: کی؟ آمریکا! کجا؟ آمریکا! چرا؟ آمریکا!
: اوووم... تأمل برانگیز بود . حالا از این حرف چه منظوری د اشتین؟ گفتم: یعنی موافقی با حرفم؟ گفت: آره. تقریبا. گفتم: ایول! پس یه گاز بد ه د یگه. واپس جواب د اد : هوم... فقط به خاطر تو. قااااان... قااااان... اینم د و تا گاز! گفتم: هه هه! بانمک! اصلا هند ونه نخواستم! جوابم رو بد ه برم. چی رو حساب و کتاب می کرد ی؟ گفت: بابا روز کم آورد یم. ببین الان چند تا کار بزرگ د اریم. یکی اینکه برجام رو باید رد می
این استاتوس ها را از دست ندهید!
بخشی از این استاتوس ها را در ادامه می خوانید: خونه وقتی مامان نیست مثل کامپیوتریه که به اینترنت وصل نیست. می گن رفیقای فیثاغورث هر وقت می د ید نش می پرسید ن :راستی اون قضیه چی شد ؟ برگ برگ آب ریکا چیست؟ ....همان مرگ بر آمریکاست که د ختر همسایه مون با بینی عمل کرد ه میگه! د ید ی بیسکویت می زنی تو چایی همش باید حواست باشه وا نره؟ حالا ساقه طلایی رو زد م
روایت هنرمند گِلی از جنجال شبکه های اجتماعی +تصاویر
مورد توجه رسانه ها و دنیای مجازی قرار خواهد گرفت: من وقتی تصمیم گرفتم این کار را در برج میلاد انجام بدهم می دانستم خیلی سر و صدا خواهدکرد. یکسری ترس هایی در من بود که نکند برداشت اشتباهی از آن بشود. من حتی عکس های کار را به خانواده خودم هم نشان ندادم. حتی با آنها در این خصوص صحبتی نکردم چون می دانستم از طریق دنیای مجازی از آن اطلاع پیدا می کنند. بعد از اجرایم بود که خواهرم به زنگ زد و گفت مسعود تو
نمی دانم چرا کی روش، هادی را دعوت نمیکرد / کاپیتانی پرسپولیس برادرم را از ما گرفت
بودند تماس گرفتم و گفتم تو رو خدا بگویید برای هادی اتفاقی نیفتاده است که این طور نبود و در بیمارستان فهمیدم به چه مصیبتی گرفتار شدیم. تمام روزگاری که با برادر کوچیکه داشتیم از جلوی چشمانم رژه می رفت برادری که آزارش به هیچ کس نرسیده بود و دیدیم که چه جمعیتی برای خاکسپاری اش آمد. * واکنش پدر و مادرتان در برابر این خبر چگونه بود؟ - من آنجا نبودم اما هیچ جوری نمی شد خبر را از آن ها
جدیدترین اس ام اس ماه خون ماه محرم الحرام
رنگ خاکی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسم رمز حمله ام یاس علی ، افسر مافوقم عباس علی (ع) ______________حسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد ... ای به دل بسته ، قدری آهسته کن مدارا با ، زینب خسته ... یا حسین مظلوم ... ——————————–جدیدترین اس ام اس ماه خون ماه محرم الحرام یه جائیه تو دنیا همه براش می میرن تموم حاجتا رو
فلسفه گریستن بر امام حسین(ع)و شهدای کربلا چیست؟
عزاداری، دو عامل گذشت زمان و فراموشی به یاری فرد داغ دیده می آید و اندک اندک او را از هیجان های ناشی از غم دیدگی می رهاند.10 در این حال، معمولا مراسم عزاداری نیز متوقف می شود، و در نهایت، برای بزرگداشت و یاد بود، مراسمی برپا می شود; البته روشن است که نقش مراسم یادبود در آرامش بخشیدن به بازماندگان بسیار اندک، و نقش آن در زنده نگاه داشتنِ نام و یاد فرد در گذشته بسیار فراوان است. از این رو، برگزاری
داستان هایی کمتر شنیده شده از زندگی شخصی او
آمد. یکی از خبرنگاران که کنار جابز ایستاده بود بلافاصله پس از دیدن کف فروشگاه رو به او کرد و از او پرسید که آیا در تمام جنبه های طراحی فروشگاه دخیل بوده است یا نه. پاسخ جابز مثبت بود. خبرنگار در پاسخ او گفت واضح است هر کسی که این فروشگاه را طراحی کرده در عمرش کف هیچ اتاقی را تمیز نکرده! . او نگاه خاصی به خبرنگار انداخت و وارد فروشگاه شد. چند ماه بعد یکی از مدیران اجرایی اپل گفت که جابز آن
مشکل صبح بیدار شدن برای مدرسه رفتن بچه
این صدای فریاد بیشتر پدر و مادرها، در فصل بازگشایی مدارس است که در باره دیر رسیدن فرزندان شان به مدرسه دائما نگران هستند و با بیدار شدن آنها مشکل دارند. امروزه در مدارس با دیر رسیدن بچه ها برخورد جدی می شود، اگر چه دیگر مثل زمان قدیم خبری از تنبیه بدنی و برخوردهای قهری نیست، اما برای کودکان هیچ چیز بدتر از تحقیر شدن نیست. شاید گفتن جمله ای مثل، به به! چه عجب بالاخره رسیدی آقا! یا تو همیشه دیر می
120 تک بیت و رباعی شاعران جوان کشور برای کربلای منا
/> (بهرام مژدهی) از آل سعود لعنتی برآمد / کاری که پدر جدش حجاج نکرد ای آل یهود همچو حیوان شده ای / در عید خدا قاتل انسان شده ای هر روز منا و جمرات است دگر / پس سنگ به تو،چرا که شیطان شده ای بغضی ست که تا همیشه در راه گلوست / تا خانه ی دوست در دست عدوست تو،آل سعودی و سکوتت یعنی / از کوزه همان برون تراود که در اوست (رضا نیکوکار)
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (174)
بود! 15. نشستیم کل خانواده داریم فیلم نگاه می کنیم تیکه حساس فیلم، بابا گوشیش زنگ می خوره جای اینکه بره تو اتاق صحبت کنه، خیلی شیک و مجلسی همونجا می شینه و صدای تلویزیون رو کم می کنه! پدر جان، ما در نقش گلدونیم؟ 16. وقتی بچه بودم هر وقت می گفتن واسه شفای مریضا دعا کنید، اول از همه واسه شفای قلب مریض میزوگی دعا می کردم. 17. زن داداشم پاش رفته رو سوسک، شب موقع خوابیدن
لعنت بر پیام بی موقع!
فوری جواب می داد که. نکنه فک کنه من چند بار بهش پیام دادم منظوری دارم. خواسته بهم رو نده که مثلاً دیگه بهش پیام ندم؟ حالا نره برا بقیه پسرا تعریف کنه بشم سوژه خنده؛ این پسرای انجمن؟ که این دختره هی به من پیام میده من جوابش رو نمیدم؟ نه بابا محبی خیلی باشعوره. اصلاً بچه معقولیه. بالاخره ارشده، سال بالاییه خیر سرش مثه این جوجه ها نیس که... تازه چی گفتم مگه؟ نه نمیخواد جواب بده... گورباباش پسره
نامه دختر چهارساله خبرنگار شبکه خبر به یونسکو
رو برام انتخاب کرده. اون می گفت صورتم مثل ماه قشنگه، مثل فرشته ها، شبیه شاپرک ها. من مه سیما هستم اما همه منو به نام پدرم سیدحمیدرضا حسینی می شناسن، می گن شهید شده، می گن تو حج بوده که شهید شده، اما می دونم که پدرم زنده است و یه جایی تو عربستانه، خیلی وقته که پدر عزیزم رو ندیدم. بابا حمیدرضا کجایی؟ مگه قول ندادی زود برگردی؟ مگه قول ندادی واسم اون عروسک قشنگی رو که قول دادی
تزریق درد در شوش از نمای نزدیک
/> راحت درست می شه؟ آره، فقط یه شیشه پلاستیکی داشته باشی حله، مثل همین شیشه نوشمک یه چیزی که ازش یک دونه نی رد شه، بعد پایپ رو می زنی سر نی، بعد مثل قلیون تو شیشه رو آب می کنی و شروع می کنی به کشیدن.... ستاره این حرف ها را می زند و می رود پی خمار بازی اش، من ستاره را به قول خودش دم در ورودی پارک خفت کرده ام، جایی که هنوز پایم به مصیبت های اصلی پارک نرسیده، به همین راحتی و به همین
زنگ ها برای کودکان کار به صدا در می آیند
نگاهت کند اخم هایش را درهم می کند و بلند بلند حرف می زند: دوست دارم دکتر بشم. پولدار بشم، خونه و ماشین بخرم مثل بقیه زندگی کنم. دوست ندارم سر چهارراه واستم منت آدم ها رو بکشم تا ازم فال بخرن. می گوید: ما هم آدمیم مگه چه گناهی کردیم غربتی شدیم. غربتی شدیم که با ما بد رفتار کنن. من میخوام خودم کار کنم و زندگی خوبی داشته باشم. سوم - مدیر مدرسه به ما می گوید در این محله کودکان زیادی هستند
پایان نزول قیمت مسکن؟
روش... هر طور حساب کنید قیمتها به کف رسیده اگر این طور نبود سازنده ها مشغول ساخت بودند حالا نوبت تحرک وبعد رونق میباشد که البته قیمتها با شیب تند صعود خواهد کرد در عجبم که مردم قدرت خرید خیلی چیزها رو ندارن ولی مگه صعود قیمتها بخاطر نداشتن ما صبر میکنه اگر چیزهای دیگه صبرکردند قیمت مسکن هم منتظر ما میمونه دیگه ماهی به دمش رسیده چقدر دیگه میتونه اینطوری بمونه نهایتا
جوکهای خنده دار درلاین و وایبر
پاک شد...!!! . . . . . . . عروسی تبدیل شد به هالووین مردا در میرفتن؛ زنها هم مسه زامبی دنبالشون... اگه دیدین امروز یه کیف داره واسه خودش گوشه پیاده رو حرکت میکنه، تعجب نکنین. اینا کلاس اولی اند! جوکهای جدید و خنده دار یه روز رفتم داخل آیدیم تو کلش اف کلنز بعد دیدم پسر عموم بهم اتک داده بعد هفت تا ده صبح سیاه و
کاپیتان آسوده بخواب، به لطفت "پرسپولیس" پر تماشاگر شد
بدرقه می شدی چه زیبا بود ابر بهیته امه محله هوا ره (آسمون محلمون رو ابر گرفته) سیاهپوش هاکرده همه جا ره (همه جا تیره و تار شده) خبر هدانه مرگه مه ریکاره (خبر مرگ پسرم رو دادن) مه دل این خبر ره جا بییه پاره (دلم با این خبرش شده تیکه پاره) اینجا پس از خاکسپاری نفس برای آنها که تو را می شناختند تنگ است و موج ها آرام گرفتند دیگر کسی
داستان عکس؛ پناهجوهای فراری از جنگ
شرمنده نباش، من هم در جنگ زندگی کرده ام، تو حالا بخشی از خانواده من هستی و این خانه تو هم هست. بعد از یک ماه، من به اتریش رسیدم، اولین روزی که به آنجا رسیده بودم، به نانوایی رفتم و مردی را دیدم که می گفت 40 سال پیش یک بار سوریه را دیده است. او به من لباس و غذا و همه چیز داد، برای من مثل یک پدر بود، من را به باشگاهی که می رفت برد و به گروهی از دوستانش معرفی کرد. داستان من را به آنها گفت و از
اس ام اس خنده دار و جوک
مجله اینترنتی کمونه (Kamooneh.com) : دیشب زنگ زدم آژانس،میگه: ماشین میخواین؟! میگم: نه، امشب شب مهتابه حبیبم رو میخوام! ********** اس ام اس خنده دار و جوک ********** رفتم اداره بابام یارو میگه شما پسرشون هستید؟ گفتم: پ ن پ من دخترشونم از بس جگر مرغ خوردم صورتم موی زائد درآورده. شانس آوردم اداره بابام بود و گرنه عمراً راهم می داد.
اس ام اس خنده دار جدید 94
شبیهشم هس!! اس ام اس خنده دار جدید 94 یه روز بابام یه گلدون با گلش خرید آورد گذاشت رو تاقچه، آقا من سه روز بهش آب میدادم.روز سوم وقتی از سر کار اومد گلدونو برداشت، یه سینی با چاقو برداشت شروع کرد به قاچ کردن گلدون... . . . . اونجا بود که ما تازه فهمیدیم آناناس چیه!! برگرفته از واقعیتهای دهه شصت... اس
خداوندبه مهمانی فقرانمی آید
-کی ممکنه باشه؟ -نمیدونم بابا – قاسم نکنه خواهرم اینا باشن ؟اخه سهراب خان همیشه دوتایی زنگ میزنه. صددرصد خودشونن. -اخ جون خاله جونمه من دروبازمی کنم – قاسم بلند شو عزیزم لباسهای سوسن واون ات واشغالها را بریز تو اتاق کوچیکه.قربونت برم پمبرزسهیل هم گذاشتم کنار توالت عزیزیم بزارش توحمام وتشت ودمرکن روش تهویه رو هم بزن حتما توالت بو گرفته.