حتی در گرمای تابستان، علاء الدین اتاقش با شعله زیاد می سوزد و گرما در اتاقش بیداد می کند با این حال مستاصل است، انگار ترس دارد؛ ترس از رسوخ دوباره درد در استخوان هایش، دختر جوان نه مثل همه می تواند غذا بخورد، نه راه برود و نه حتی حرف بزند، او یک بیماری ژنتیک نادر دارد که توانایی انجام این فعالیت ها را از او می گیرد. تابستانی همراه با بخاری اواسط مردادماه بود که راهی خانه ای