نگرفتم و لب به شکل تمسخر گزیدی و نگزیدم قدم زدیم و رسیدیم به بوستان بزرگی تو روی صندلی پارک لمیدی و نلمیدم گرفتی از کسی آتش که فندکی به تو دادش بدون وقفه دو نخ را کشیدی و نکشیدم در آخر نخ دوم رسید مادرت از راه تو مثل گربه پریدی دویدی و ندویدم شدم اسیر و گرفتار به دست آن زن غدار که هیچ شیر و پلنگی چنان درنده ندیدم
تلاش می کرد آهسته بگوید بفهمد اما همه این تلاش ها ناکام بود. زیر نگاه نگران پدر و مادر بازهم به دنیای خاموشی خود برگشت. دنیایی که بارها آرزو کرده بود از آن خارج شود و بتواند نام عزیزانش را فریاد بزند و بگوید که چقدر آنها را دوست دارد. این سرنوشت یکی از هزاران کودک ناشنوای کشورمان بود که در دنیای کوچک خود روزهای خاموشی را سپری می کردند و کسی هیچگاه لبخند این گل های خاموش را ندید. نگاه شان
/> کنایه از شدت عصبانیت و یا گرما. مدینه گفتی و کردی کبابم افسوس کسی که به یاد گذشته از دست رفته افتاده و یاد و خاطره خوب یا بد چیزی یا کسی برایش تجدید و زنده شود. مرا به خیر تو امید نیست، شرّ مرسان اگر نفعی نمی رسانی لااقل ضرر هم نزن، اگر کمکی نمی کنی لااقل مزاحمت و دردسر هم ایجاد نکن. مرد دو زنه جاش تو مسجده چرا که نزد هیچ
/> برای انجام کار درست و خیر نباید شک و تردید داشت و از این و آن پرسید یا حتی استخاره کرد. در مسجد را نمی شود کند قید متعلقاتی چون پدر و مادر یا فرزند را نمی توان زد، حتی اگر آزاردهنده و غیر قابل تحمل باشند. در ناامیدی بسی امید است نباید قطع امید کرد و تا آخرین لحظه باید امیدوار بود. دروغ که حناق نیست هنگام عصبانیت از دست دروغ گو می
. توبه گرگ مرگ است کسی که پیوسته توبه کند اما آن را بشکند و نتواند دست از عادت زشت خود بردارد. توپش پُره خیلی شاکی و عصبانی است. تو حرف دویدن داخل حرف دیگران شدن و قطع کردن سخن گوینده به خاطر حرف خود. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل نمود و اشاره مختصری به موضوع که از آن بتوان به مطالب و معانی فراوانی پی برد
، اگر زنه دوا ندارد وقتی خدا بخواهد کسی را تنبیه کند به طریقی چنان درمانده و گرفتارش می کند که شخص حتی فکرش را نکرده. چوب خط پر شدن زیاد شدن بدهی و یا پر و لبریز شدن پیمانه عمر. چوب دو سر طلا کسی که نزد هر دو طرف دوست و دشمن خفیف و بی آبرو شده باشد. چوب را که برداری گربه دزد فرار می کنه مقصر با کوچک ترین حرکتی می ترسد و
متنفر بودن. به در می گوید دیوار بشنود به طور غیر مستقیم و با گوشه و کنایه منظور خود را بازگو کردن، حرف دل یا متلک و یا ایراد و انتقاد خود را به کسی یا در مورد کسی گفتن اما منظور کس دیگری بودن. به دست و پای کسی افتادن در نهایت عجز و خاکساری به کسی التماس کردن و توسل جستن. به دعای گربه سیاه (گربه کوره) باران نمی آید دعا یا نفرین آدم
خواست برایش پیش آمد. از هر چه بگذری سخن دوست خوشتر است صحبت راجع به هر چیز کسل کننده است جز سخن مورد پسند و حرف دل، حرفی که اصل مطلب است و باید از گفتن سخنان دیگر خودداری کرد. از هر دستی که بدهی از همان دست پس می گیری نتیجه عمل انسان به خودش بر می گرد، چه عمل زشت و ناپسند چه کار خوب و پسندیده و درست. از هر طرف باد بیاید بادش می دهد