سایر منابع:
سایر خبرها
همه یا می خواهند بازیگر شوند یا خواننده
های سن و سال دار هم کم نبود. خانمی همسن مادر من آمده بود و چون کارت قرمز گرفته بود، داشت گریه می کرد. بچه ها به من سفارش کردند با او صحبت کنم تا آرام شود. من هم جلو رفتم جلو و به او گفتم اشکالی ندارد، فدای سرش که کارت قرمز گرفته است. اما او باز هم به گریه اش ادامه داد. از او پرسیدم اصلا چرا سراغ بازیگری آمده و او گفت به بچه هایش قول داده بازیگر شود چون آنها می گویند تو هیچ کاری نمی توانی انجام
اسرار ویلای گل سرخ
/> - این خوبه . بهتره بریم ، تا صبح وقت زیادی نمونده . - تازه نصفه شبه ، راستی یه سوال ، شاید من نتونم وارد اون دنیای اساطیری بشم - با من که باشی می تونی . هنوز دیر نشده پرویز ، من دوست ندارم جون تو رو به خطر بندازم ، مقصد ما هم خیلی خطرناکه و . . . حرف کاووس را قطع کردم و گفتم : - گفتم که تا آخرش هستم . با همه چیزایی که گفتی ، بازم فکر می کنم که همراهی با تو
آموزش تکذیب یک عکس به جنبش سبز!
کرد و آب از آب هم تکون نخورد؛ وقتی میشه زنده بودن یه نفر رو انکار کرد، خب انکار هویت یه آدم که آسونتره! آهان... آره... همینه... با اعتماد بنفس بگید که اون لیونی نیست، اون لیونی نیست، اون لیونی نیست...! اگر دیدید مردم باور نمی کنن باز هم بدونید که مشکل از شما و جنبش نیست. راستش این زنیکه انقدر کارهای خاک بر سری کرده و به گفته خودش برای گرفتن اطلاعات از حکام عرب تن به هر جلافتی داده که
شوخی های جالب شبکه های اجتماعی (87)
پول رو داد به راننده و گفت آقا دو نفر حساب کن... منم گفتم بابا این چه کاریه؟ خواهش می کنم... شرمندم کردین و این حرفا... که دیدم با یه لبخند ملیح به راننده گفت: آقا سه نفر حساب کن! تازه فهمیدم اون دومی پسرش بوده. 16- نمی دونم قدما کوتاه بود یا اون وقتا بیشتر برف می یومد؟ نمی دونم دل ما خوش بود یا اون وقتا بیشتر خوش می گذشت؟ نمی دونم اون وقتا حوصله داشتیم یا الان وقت نداریم؟
خداحافظ بچه ترونی!
چشمان پرسوال راننده میانسال کم اعصابی را که گاه به گاه از آئینه جلو، من را می پایید، بدهم. این جمله را که گفتم، گره ابرویش باز شد. آقای مرتضی احمدی؟ همون بازیگره؟ صداش هم خیلی خوبه. خیلی مرده. با هیجان این ها را می گفت. مگه می شناسیش؟ انگار که سئوال بدی کرده باشم. جا خورد معلومه! آقای ستون زاده. روباه مکار. کلی هم ترانه خونده. پرسپولیسی تیره. تاکسی در خیابان پیچید. تا جلوی در خانه برسد
بشنوید: مکالمه تلفنی شاه و امینی در دی 57
مردم عصبانی میشن دیگه! شاه: یک کسی هم روی بالکن وزارت فرهنگ اومده بود، همون جایی که تحصن کرده بودن، حالا تیر از کجا اومده خورده بهش، تلف شده، یکی از اون دکترا. حالا اینم فردا لابد می خوان پیراهن عثمون بکنن! امینی: لابد دیگه بعضی از این افراد اشخاصین که کارهایی رو می کنن، معلوم نیست که اصلا کارهای ایرنسپونساب (غیرمسئولانه irresponsible) است تقریبا، البته تو این یه میلیون تصمیم
آگهی فروش فوری روی ساختمان های نوساز
بازار رقیب هم هستند . وقتی بورس روند نزولی پیش گرفته مسلما بازار مسکن رو به صعود است . تو همون مشاور املاک با(بی)وجدان نیستی ؟ بابا جان مگه یه پست بی ارزش چقدر امکان تکرار داره خسته شدیم از دست تو . دوستان دقت کردیدهرچه اوضاع بورس بحرانی ترمیشه به همون نسبت مصاحبه هاوسمپاشیهاعلیه مسکن شدت پیدامیکنه؟؟؟!!! زمزمه های کنگره جدید آمریکا برای تصویب تحریم های جدید علیه ایران