مدعی شد دو مرد و یک زن وارد مسجد شدند و شوهرش را کشتند. او گفت: من و شوهرم مدتی قبل از حادثه با هم دچار اختلاف شدیم اما با هم آشتی کردیم و روز حادثه نیز از بیرون غذا خریدیم و با هم به مسجد رفتیم تا شام بخوریم. من شب را پیش شوهرم ماندم مسئله ای هم پیش نیامد. حتی پیش نماز مسجد هم ما را دید شوهرم به من گفت سردرد دارد. به داروخانه رفتم تا برایش دارو بخرم آب میوه هم خریدم و به مسجد برگشتم
به گزارش سایت خبری تحلیلی 9 صبح به نقل از جام جم، زن جوان اوایل هفته گذشته از شهرستان کنگاور برای کاری اداری راهی همدان شد. او سوابق بیمه ای خود را در شرکتی که قبلا در آنجا کار می کرد، دریافت کرد و رهسپار خانه اش شد، اما هیچ وقت به خانه بازنگشت. زمانی که غیبت او طولانی شد، خانواده اش با حضور در پلیس آگاهی شهرستان کنگاور، گم شدن او را خبر دادند. این در حالی بود که جسد او روز بعد در یکی از روستاهای
کلانی به دست می آورند. جالب اینجاست باوجود اختلاف نظر شدید میان ترکیه و سازمان تروریستی پ ک ک واسطه هایی به میان آمدند که شرایط برقرار ارتباط تجاری میان این دو گروه متخاصم را فراهم آورند. لباس و کفش و خورد و خوراک و ... اعضای سازمان و گروه داعش عمدتا از ترکیه می آید. این نشان می دهدکه واسطه ها به خوبی نقش خود را ایفا کرده اند. قاچاق مواد مخدر از دیگر کارهایی که اعضای سازمان انجام می دهند
پسرهای بزرگ ترشانف یک دختر از خانواده ما بگیرند. هیچ یک از پسرهایشان در آن موقع روحانی نبودند تا اینکه نهایتا، نوبت به حاج آقا رسید و برای خواستگاری بنده آمدند. شاید یازده سال و سه چهار ماه داشتم! دو سه ماه از کلاس ششم ام گذشته بود که خواستگاری کردند و آن موقع از نظرعلاقه به درس و سن کمی که داشتم، به شدت مخالف بودم. مخصوصاً اینکه فکر می کردم ممکن است مرا به قم ببرند و البته پدرم شرط کرده بودند که مرا
اینکه چند روز پیش مادر مقتول به دادسرای جنایی تهران رفت و اعلام گذشت کرد. این زن گفت مرضیه پسرم را در خیابان به قتل رساند. از کاری که او کرده بود به شدت ناراحت و عصبانی بودم، به همین دلیل نیز در دادگاه برای او درخواست قصاص کردم؛ اما چند شب پیش پسرم به خوابم آمد و به من گفت قاتل را به احترام ایام محرم ببخشم. من نیز تصمیم گرفتم همین کار را انجام بدهم . بعد از اعلام گذشت از سوی ولی دم مقتول، پرونده وارد مرحله تازه ای شد و اکنون مرضیه در زندان منتظر است تا بار دیگر به دادگاه فراخوانده و این دفعه به دلیل جنبه عمومی جرم محاکمه شود. ...
پرونده مرگ مرموز تاجر چای ایران با اعلام گذشت شاکیان بسته شد. به گزارش جوان، رسیدگی به این پرونده از سال 92 با شکایت مردی درباره مرگ مشکوک دایی اش از سوی کارآگاهان جنایی پایتخت به جریان افتاد. شاکی در توضیح ماجرا گفت: من و هشت برادر و خواهرم در پاکستان زندگی می کنیم اما دایی ام معروف به کانجی که از تاجرها و سرمایه داران معروف ایران است در تهران زندگی می کرد. او زن و بچه ای
در باغچه منزل دفن کرد، اما پس از دو ماه به دلیل کابوس های مکرر این موضوع را فاش کرد. 31. بهمن 93 نهاوند زنی که شوهرش را به خاطر یک عشق شوم خفه کرد سال 87 زنی که شوهر خود را به قتل رسانده بود، اعتراف کرد و گفت: شوهرم از من خیلی بزرگ تر بود و اعتیاد شدیدی به مواد مخدر داشت و همیشه مرا اذیت می کرد. من هم با مردی به نام هرمز ارتباط داشتم. روز حادثه شوهرم ما
شکایت پی برد که پرونده دیگری مبنی بر مرگ مشکوک کانجی در دادسرای امور جنایی تهران مطرح است خواستار تجمیع این دو پرونده در شعبه ویژه قتل شد که با دستور دادستان تهران این اقدام صورت گرفت و شاخه های تازه ای پیش روی بازپرس حسین پور و تیمی از مأموران اداره 13 پلیس آگاهی تهران باز شد که نشان می داد پیش و بعد از مرگ تاجر ثروتمند مانورهای متقلبانه ای از سوی همسر و پسرخوانده اش صورت گرفته است. این سری از
. در حالی که تحقیقات درباره این حادثه ادامه داشت، متهم خودش را به پلیس معرفی کرد. وی گفت: از یک سال و نیم قبل با شوهرم اختلاف پیدا کردم و از هم جدا زندگی می کردیم. او پس از اینکه مچ پایش را از دست داد، بداخلاق شد و سر کار نمی رفت، همین موضوع باعث اختلاف ما شد. من از او شکایت کردم و درخواست طلاق دادم اما بهرام مرا طلاق نمی داد و مرا بلاتکلیف گذاشته بود. سه روز قبل از حادثه با هم به شورای