استعاره است ( همان: 108 ). از میان تعاریف سنتی نظر عبدالقاهر جرجانی درباره استعاره دقیق تر است. از نظر او در برقراری پیوند استعاره، رعایت شباهت ظاهری و ارتباط عقلی، مهم است و استعاره برحسب همین تشابه پدید می اید. به نظر او رابطه ی استعاری میان پدیده هایی که هیچ ارتباطی با هم ندارند، برقرار نمی شود. جرجانی شباهت را مبنای استعاره می داند. او با نقد و تحلیل جریان های ذهنی و روانی آفریننده ی استعاره
نشست نقد و بررسی کتاب آیت اشراق؛ تفاسیر سهروردی بر آیات قرآن ، با حضور دکتر نجفقلی حبیبی، استاد فلسفه اسلامی، سیدعباس ذهبی، پژوهشگر و سهروردی پژوه، سیما سادات نوربخش، مولف کتاب و دکتر مالک شجاعی جشوقانی در سرای اهل قلم خانه کتاب برگزار شد . نجفقلی حبیبی در این نشست با اشاره به انتشار این کتاب در گذشته، گفت: در چاپ جدید در حدود 150 آیه جدید به آن اضافه شده و به نظرم نویسنده کتاب باید در
لوبیا، مرشد دیوانگان، راهب ابله و سلطان هرج و مرج برمی شمارد که دارای همین خویشکاری اند ( همان: 661-4 )، همین کارکرد را درباره ی آیینهای سوگ خدای شهید شونده و جشنهای سال نو که متعاقب آن برگزار می شد، نیز می توان دید. در حقیقت، اغلب آیینها، یا در جهت تکرار اعمال مربوط به کهن الگوی آفرینش و یا ایجاد ارتباط ذهنی فرد با الگوها و نیروهای ناشی از آن شکل گرفته اند. آنچه در روند یک آیین، برای فرد
با دو نگاه و از دو زاویه و به دو اعتبار گوناگون می توان مورد بررسی قرار دارد: از یکسو به اعتبار تکثر، گسست و افتراق و از سوی دیگر به اعتبار وحدت، اتصال و یگانگی. برای مثال با دو چشم می توانیم به سنت تاریخی متافیزیک یونانی نظر کنیم. از یکسو به این اعتبار می توانیم به سنت متافیزیک یونانی بنگریم که در این سنت چهره ها، فلسفه ها، اندیشه ها، نحله ها، مکاتب، امکانات و نظام های گوناگون و دوره های متفاوت