سایر منابع:
سایر خبرها
اشعار شب هفتمم محرم؛ حضرت علی اصغر(ع)
کون و مکان وای حسین(ع) روضه مرد و زن و پیر و جوان وای حسین(ع) روضه خوان حرم آل عبا گهواره گریه کن زینب(س) و بانی عزا گهواره مادری سینه زنان موی کنان می گوید پسرم نیست بگو رفته کجا گهواره چون علی(ع) نیست تکان می دهد و زیر لبش خوانده لا لا لا لا لا لا لا لا لا گهواره " و نبوت به دو تا معجزه آوردن نیست " شده هم رتبه موسی(ع) و
پناهیان: ذکر وِرد نیست
تفکر واداشتن باشد تفکر چیزی است که در جامعۀ ما از آن کم صحبت شده و کم مصرف می شود، بیشتر به آموزش تکیه می شود. در رسالت انبیاء تعلیم و تلاوت و تزکیه آمده است اما تعلیم حکمت هم آمده است(یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ؛ آل عمران/164) شاید مهمترین عنصر تعلیم حکمت، همین به تفکر واداشتن باشد، یا همین آموزش دادن شیوۀ فکر کردن باشد؛ نه فقط
کلیاتی راجع به حقوق شهروندی
رشد و توسعه جوامع بشری در سایه تلاشها و فعالیتهای طولانی مدت انسانی منجر به برپایی کانونهای انسانی شده است که از آن به عنوان جامعه شهری یاد می شود. گسترش شهرها، پیچیدگی رویدادها و واکنشها و افزایش تأثیرات متقابل شهر و شهرنشینان، لزوم بررسی و کنکاش در این حوزه را روشن می سازد. از آنجا که بسیاری از رفتارها، آموزه ها و انگیزه ها، موقعیتها و حرکتهای اجتماعی و سیاسی برخواسته از خواستگاه شهری است، توجه به این گستره اجتماعی و شاخصهای آن امری ضروری و انکارناپذیر است.
بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما یعنی چه؟/ هدف از گریه بر امام حسین(ع)
تَمْلَأَ عَینَاهُ لِحْیتَهُ وَ حَتَّی یبْکِی لِبُکَائِهِ رَحْمَةً لَهُ مَنْ رَآهُ جدّم هرگاه امام حسین(ع) را به یاد می آورد، آن قدر اشک می ریخت که محاسن شریفش پر از اشک می شد و حاضران از گریۀ او به گریه می افتادند. [کامل الزّیارات، ص 81] همچنین ر. ک: مثیر الاحزان، ص 115؛ تاریخ مدینة دمشق، ج 41، ص 386. E F امام باقر(ع) : در یکی از مجالس عزا، وقتی کمیت شاعر، شعر خود را برای امام باقر(ع
حجت الاسلام پناهیان: انتظار چیزی از جنس شهادت طلبی است
هدف، رنج بکشد، همان طور که می گوید: بشنو از نی چون حکایت می کند، از جدایی ها شکایت می کند، کز نیستان چون مرا ببریده اند، از نفیرم مرد و زن نالیده اند عشق به هدف، نقد است؛ نه نسیه/خدا لذت جنسی و شهوات را گذاشته تا در راه رسیدن به هدف، درگیری داشته باشید آیا خداوند این عشق سرشار و این احساسات قوی و این هیجانات را در وجود یک انسان گذاشته است برای اینکه انسا ن ها این عشق را خرج
صمدی آملی:مکاشفات عرفا باید مطابق با قرآن و تعالیم اهل بیت باشد/در دوران جاهلیت، قتل و غارت در محرم ...
که متن قرآن هستند، اشتباهند؟ در نهایت این نتیجه حاصل شده که این ها ترک اولی کرده اند، که این خودش جای بحث دارد. علی:احدی از امت پیامبر را آل محمد مقایسه نکنید لااقل درمورد پیغمبر و 14 معصوم بحث دیگری مطرح است. کسانی که عصمتشان در حد اعلی و کامل است، هرگز دچار خطا نمی شوند و لذا امیرالمومنین در خطبه ی دوم نهج البلاغه فرمود: لا یُقاسُ بآل محمد من هذه الأُمّة أحد احدی از امت
اشعار شب پنجم محرم؛ حضرت عبدالله بن حسن(ع)
تا دلِ عمّه شود نرم به هر در می زد با گلِ اشک به پا بوسیِ معجر می رفت دید از دور که سر نیزه عمو را انداخت مثلِ اِسپند به دلسوزیِ مَجمر می رفت دید از دور که یوسف ز نفس افتاد و پنجه ی گرگ به پیراهنِ او وَر می رفت رو به گودالِ بلا از حرم افتاد به راه یازده ساله چه مردی شده ماشاءالله دید یک دشت پِیِ کُشتنِ او آماده
ولایت؛ کلید اصول دین/رمز مصونیت اعتقادات از نفوذ یهود چیست؟
الحوائج، موسی بن جعفر(ع) ، در مورد آیه شریفه 33 در سوره مبارکه اعراف سؤال کرد. خداوند در این آیه شریفه می فرماید: قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّیَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ وَ الْبَغْیَ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ أَنْ تُشْرِکُوا بِاللَّهِ ما لَمْ یُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَی اللَّهِ ما لا تَعْلَمُون [4] ، حبیب من! بگو پروردگارم، بدی ها و فواحشی را که
چهل پند
- آد م عاقل به غیر خد ا اعتماد نمی کند . 26- با مرد م با محبّت رفتار کنیم که محبّت بیش ترین اثر را د ارد . 27- انسان به اند ازه هر نفس زد نش، می تواند به سمت خد ا راه د اشته باشد . هر انسان، بی نهایت راه به سوی خد ا د ارد . 28- گول این ظواهر رو نخور. برو تو پناهگاه خد ا. اون جا باش بمب بارون که تموم شد بیا بیرون زند گی کن. 29- اصلا د ر واد ی خواب نباشید چون خواب خیلی پیچید ه
شعر عاشورایی باید پیام عاشورا را مطرح کند
/> در اطراف، سر خون خدا، خیل رسل یکسره در ولوله بودند زن و مرد، همه گرم کف و هلهله بودند نوامیس خدا یکسره در سلسله بودند، فقط مرد همه آینۀ حسن خدای ازلی بود، غبارش به رخ و چهرۀ او مشعل انوار جلی بود، علی ابن حسین ابن علی بود به گردن عوض شاخۀ گل حلقۀ غل داشت بپا داشت یکی چکمۀ گلگون نه، مگو چکمۀ گلگون و بگو پرده ای از خون، ز جراحات غل جامعه و بر سرش از سنگ نشان بود، لبش ذکر خدا داشت و چشمش به رخ یوسف