سایر منابع:
سایر خبرها
ها همه حاصلخیزند؟ باغ هامان همه دور از نفس پاییزند ننوشتید که ما در دلمان غم داریم؟ در فراوانی این فصل تو را کم داریم ننوشتید که هستیم تو را چشم به راه؟ نامه نامه لک لبیک ابا عبدالله حرف هاتان همه از ریشه و بُن و باطل بود چشمه هاتان همگی از ده بالا گِل بود باز در آینه، کوفی صفتان رخ دادند آیه ها را همه با هلهله پاسخ دادند
کنند، و جایگاه و جای خود را حفظ کند، و در شهر مدینه باقی می ماندند، و بازهم در منزلشان باز می بود، و همه مردم برای ارادت و خدمت به نزد ایشان می آمدند، و حتی می توانست در قدرت جدید به یک جایگاه والایی برسند، و در برخی از مسائل مشورت ایشان را می خواستند، و برخی از امور به ایشان ارجاع داده می شد، و حتی می توانست برای حل و فصل برخی از مشکلات وساطت می کرد، و از این طریق اموالی هم برای ایشان اختصاص می یافت
محمد احمدوند برای خواندن آواز و نواختن عود دعوت شد. این بخش از جلسه با موسیقی و خواندن این شعر برای حاضران همراه بود: دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت آری! آن جلوه که فانی نشود نور خداست نه وفا کرد ستمگر نه به جا ماند ستم ظالم از دست شد و خیمه مظلوم به پاست... بعد از اجرای موسیقی مطابق شب های گذشته جلسه با روایت بخش هایی از تاریخ بلعمی توسط ساعد
گرفتند و از ایشان سوال می کردند و در نزد امت از احترام و جایگاه برخوردار بودند، می توانستند با یزید بیعت کنند، و جایگاه و جای خود را حفظ کند، و در شهر مدینه باقی می ماندند، و بازهم در منزلشان باز می بود، و همه مردم برای ارادت و خدمت به نزد ایشان می آمدند، و حتی می توانست در قدرت جدید به یک جایگاه والایی برسند، و در برخی از مسائل مشورت ایشان را می خواستند، و برخی از امور به ایشان ارجاع داده می شد، و
تو لبریز نینوای وجود از نوای تو جان حسین و نجل حسن عشق زینبین آغوشِ گرم حضرت عبّاس جای تو قرآن پاره پاره ی پاشیده بر زمین! گلبوسه ی عمو به همه آیه های تو سر تا سر وجود تو مثل حَسن حَسن خُلق تو، خوی تو، سخن تو، صدای تو تو قاسمی که شخص حسن خوانده قاسمت قسمت شود جحیم و جنان در رضای تو یک باغ لاله و نفس سیزده بهار
حلال کرده و ظلم و ستم پیشه کرده است، اگر به قول و فعل در برابر چنین حاکمی نایستد بر خداست که روز قیامت او را همراه با این حاکم جائر در آتش جهنم بیفکند. یعنی این فقط تکلیف امام حسین(ع) نیست بلکه همه مسلمانان وظیفه دارند در برابر این وضعیت بایستند، حتی اگر تنها باشند. ممکن است در این راه کشته شود یا به زندان برود اما او باید تکلیف خود را انجام دهد. لذا در همین رابطه شما می بینید که قبل
در رهت فانی شوم در منای عشق قربانی شوم کاش می بودم هزاران دست و سر تا برای یاری ات می شد سپر قطره گر خون گشت، دریا شاد باد ذره گر شد محو، مهرآباد باد تو سلامت، گرچه ما را سر شکست دست ساقی باز اگر ساغر شکست ای همه جان ها به قربان تنت دست عبدالله وقف دامنت چون به پاس دست حق از تن جداست دست ما هم بعد از این
در گودال های حقیر آب نیز می نگرد؟ آب را دیده ای که چگونه پست ترین دره ها را نیز از یاد نمی برد؟ چگونه می توان کار پاکان را قیاس از خود گرفت ؟ امام رابا خداوند عهدی است که غیر او را در آن راهی نیست ، و بر همین پیمان است که امام پای می فشارد .نه ، این راز نه رازی است که با من و تو درمیان نهند . ولایت امام بر مخلوقات ولایت خداست، یعنی همه ذرات عالم ، از پای تا سر ، بقایشان به جذبه عشقی است که آنان را