زمان تئاتر شهر تازه ساخته شده بود و بلیط آن خیلی گران بود. اگر من بلیط آن را می خریدم، دیگر پولی برای بازگشت نداشتم ولی آن بلیط را خریدم و تمام راه را از بازار صفویه تا دروازه غار پیاده برگشتم. هیچ وقت دچار بغضی نبودید که چرا یک عده به راحتی و عده دیگر با سختی های فراوان زندگی می کنند. از زمانی که خودم را شناختم، سعی کردم با خیلی چیزها خداحافظی کنم. در روزمرگی ما معمول است که بگوییم
کردند.از شدت هیجان ماتم برد. بعد یک خانم جوانی وارد اتاق شد و گفتند ایشان همسر عباس آقا هستند. در ذهنم هزاران سوال مطرح شد. مگر در این دوره و زمانه هنوز هم چنین زنان ایثارگری پیدا می شوند که خواهان ازدواج با جانباز باشند؟بلافاصله قلم را برداشتم و با "مهناز حیدری" همسر 36 ساله و تازه عروس عباس آقا گفتگو کردم. از خودتان بگوئید؟ من در کتابخانه حرم حضرت عبدالعظیم(ع) کار می کنم و هر چه دارم از اوست. همسر
گفت: بعد از 17 سال که سکوت مسوولان را در برابر فاجعه ای که رخ داده بود می دیدیم فیلم خوبی ساخته شد. مهران مدیری در بخش دوم حضورش روی سن اشاره ای به لباس هایش کرد و گفت: در برخی از این مراسم مجری در هر بخش لباس عوض می کند. من هم لباسم را تغییر دادم البته فرخ نژاد قبل از ورود به من می گفت لباس های تو چه فرقی کرد گفتم شاید مشخص نباشد اما راه های شلوارم بیشتر شده است. او به پاکت
مکتب اهل بیت (ع)، انسان شریف و بزگوار حضرت آیت الله آشیخ اکبرهاشمی رفسنجانی هستم. مردم عزیز مرا اغلب با دو حادثه و دو روایت می شناسند. اول حادثه ترور همسرم در سال 1358 که در نجات معجزه وار ایشان صاحب نقش بودم و دوم حوادث تلخ بعد از انتخابات ریاست جمهوری در سال 1388 و صحنه رای دادن در حسینیه جماران که جملاتی از من در رسانه ها انتشار یافت و بهانه ای برای تخریب همسر و فرزندانم توسط تندروها شد. عفت
اجتماعی مناسب یا پس انداز کافی ندارند. شما برای تشخیص آنهایی که پی دوست می گشتند و کسانی که دنبال همسر بودند چه تدبیری داشتید؟ با مشورت خواهرم که خودش هم روانشناس است هفت پرسش برای سنجش تفاهم دو طرف متقاضی ازدواج ساختم و از افرادی که پیام علاقه مندی می فرستادند، می خواستم به سؤالات جواب بدهند، اگر جوابشان کامل بود، من هم جواب های خواهرم را ارسال می کردم و در صورت تفاهم به مرحله بعد