است کاری نکنیم. چراکه سرطان سیر صعودی پیدا می کند و وقتی همه بدن را بگیرد، احتمال اینکه انسان بتواند از بیماری خارج شود به شدت کم می شود. ولی اگر زمانی که انسان به بیماری واقف می شود، با دید مثبت به دنبال درمان و احیا برود، صدمه می خورد ولی از آن طرف شانس بیشتری برای خروج سالم دارد. به طور مشابه، اقداماتی که در آن دوره انجام دادیم این بود که به طور کامل ساختار بانک را تغییر دادیم و تمرکز دارایی را
چیده شده اند، اثری از زندگی و شادابی در مددسرا نیست. نگاه مددجویان کنجکاو است. برخی هم لبخندی تمسخرآمیز بر لب دارند. به دنبال کسی می گردم که بتوانم باب گفت وگو را باز کنم، چشمم به مرد جوانی می افتد که روی یکی از تخت ها نشسته و با نگاهی مات به مقابلش زل زده است به سمتش می روم، نگاهش که با نگاهم تلاقی می کند؛ خودش را جمع می کند. سرش را میان دستانش می گیرد و این یعنی نه. مزاحمش نمی شوم
سیطره ایدئولوژی عامی قرار ندارید. یکی از ویژگی های دوره پست مدرن این است؛ ایدئولوژی های فراگیر، که بتوانند همه را در بر بگیرند، مفقودند. تعریف مردم از زاویه دید ایدئولوژی ها انجام می شود. زیرا آن ایدئولوژی های فراگیر دیگر وجود ندارند، مفاهیمی مانند عام، مردم، مخاطب و اکثریت غیر قابل تعریف می شوند. بگذارید از یک استعاره استفاده کنیم؛ فرض کنیم که رادیو قطاری است که نمی تواند بایستد و خود را
ماجراهای زیادی را از زبان مسئولان باشگاه می شنوم. آنها می گویند سعی می کنند اقدامات اولیه پزشکی را در همین باشگاه سبز سلامت بگیرند. برایم از روزهای سختی می گوید که زنان باردار اچ آی وی مثبت در بیمارستان ها سپری می کند و هیچ پزشکی حاضر نیست آنها را درمان کنند. از زندگی های پرغصه شان و نیازهای شدید مالی بیماران اچ آی وی حرف می زنند. حالا یخ هردویشان باز شده. موقع خداحافظی با خوشحالی دستانم را سمت مریم دراز می کنم و دستش را توی دستم می فشارم. بعد امین موبایلش را درمی آورد و عکس دخترش را نشانم می دهد. صورت گرد و خندان بهار پنج ماهه آخرین تصویری است که از باشگاه مثبت در ذهنم ثبت می شود... . ...
برایم غیرممکن است و باید از ماسک های مخصوصی استفاده کنم. شش ماه است که از اکسیژن و ماسک مخصوص استفاده می کنم اما وضعیت بهتر نشده است و حالا دکترها می گویند وضعیت آن قدر بد شده که دیگر این درمان پاسخ گو نیست و باید تحت عمل جراحی قرار بگیرم. این عمل باید هرچه زودتر انجام شود . آمنه ادامه داد: 11 سال است که شب ها نمی توانم خوب بخوابم و هربار نفسم در خواب قطع می شود و کسی باید بالای سرم باشد