سایر منابع:
سایر خبرها
من حلزون نیستم
جا باید اعتراف کنم که من مقصرم. اصلاً اشتباهی پا به این دنیا گذاشته ام. تازه اگر هم فامیل زیاد داشتیم فقط روزهای جمعه می آمدند و می رفتند. خوب بود که خانه از این ساکتی بیرون می آمد. اما چه کسی می خواست بعد از رفتن آن ها ظرف ها را بشوید و خانه را مرتب کند؟ یک هو یادم می افتد که امروز جمعه است. تعطیلی یعنی بدترین روز دنیا. همه از غروب جمعه بدشان می آید و من هر غروب جمعه توی یک جشن کاملاً
از بی خانمانی تا مدیر عاملی
وقتی روی زمین خاکی بخوابید، باید نگران جانورانی باشید که ممکن است به محل خواب و لباس های شما راه پیدا کنند. بنابراین یاد می گیرید برای دور نگه داشتن حشرات اقدامات احتیاطی مختلفی انجام دهید. خاطرم هست شب ها به آسمان نگاه می کردم و با خدا راز و نیاز می کردم و می گفتم این شرایطی است که من در آن قرار دارم، اما خودم این نیستم. تا از سطل آشغال ها غذا پیدا نکنید و روی خاک نخوابید، معنای واقعی درماندگی را
سعی کنید عاشورای امسال به نفع اسلام تمام شود!
طول روز کمی در این اتاق راه برویم تا وضعیت جسمی مان به هم نخورد. شب که شد به هم سلولی هایم گفتم هر چه را که از حفظ دارند بخوانند. خود من دعای کمیل را حفظ بودم و خواندم و آن آقای پزشک هم زیارت عاشورا را خواند. آن شب به همه ما خیلی خوش گذشت. یکی از مسائلی که هم به موضوع حضرت سیدالشهدا و هم به جریان عمومی انقلاب مربوط می شد، انتشار کتاب شهید جاوید بود. این ماجرا پیامدهایی هم داشت که در
حرف حساب خانواده های تک نفره
رفت و سهم الارثش را گرفت. محسن 34ساله آپارتمان کوچکی در خیابان سهروردی رهن کرده و در آن روزگار می گذراند. محسن می گوید همه چیزش یک نفره است و با لبخند و شادمانی می گوید: حتی یخچالم . وارد خانه اش که می شوی می بینی واقعا همه چیزش یک نفره است، کاناپه ای تخت خواب شو در نشیمن قرار داده و شب ها آن را شکل تخت می کند و روبه روی تلویزیون لم می دهد و فیلم نگاه می کند. در فریزرش را که باز می کنم، می بینم حتی
آیا گرسنگی و تجاوز حق دوجنسه هاست؟
پارک هرندی می رسیم؛ پارک پر است از افراد کارتن خواب بیشتر مرد هستند، اما زنان هم دیده می شوند در آن وقت شب هیچستان تنها نامی است که می توان به این پارک داد، افرادی که در این پارک یا خیابان های اطراف آن شب را به روز می رسانند، غالبا معتاد هستند. ماشین شهرداری و کمی آنطرف تر خودرویی متعلق به یک سمن میانشان غذا پخش می کند و خیل جمعیت برای گرفتن ظرفی غذا به سمت ماشین ها هجوم می برد. افرادی که غذا گرفته
بهترین دوستان زندان شهرام جزایری چه کسانی بودند؟
سخت است و چون من به سختی عادت دارم بنابراین محکم کنترل و مدیریت می کنم. دقیقاً 13 سال شد؟ حدود چهل روز کم تر از سیزده سال، یعنی 20 آبان 1380 تا 11 مهر 1393. در این 13 سال قسمت اول دوران حبس (از سال 80 تا 85) حدود 90 روز به مرخصی رفتم و حدود 110 روز هم در سال 85، برای اقدامات کارشناسی شرکت ها تحت نظر دادگاه، صبح از زندان بیرون می رفتم و شب باز می گشتم. به غیر از این ایام، همه
نصب یخچال برای کارتن خواب ها
خواهید که نه تنها در محله های شهر تهران بلکه در همه شهرهای کشور یخچال و کمد لباس برای بی خانمان ها بگذارید، برای هزینه هایش هم فکری کرده اید؟ وقتی ما تصمیم گرفتیم که بین کارتن خوابها غذا پخش کنیم، کارمان را از 15 غذا شروع کردیم اما اکنون در 21 شهر کشور چهارشنبه شب ها غذا توزیع می شود و برای این کار هم فقط از کمک های مردمی استفاده کرده ایم. برای یخچال ها هم قرار است همین کار را انجام دهیم
خباز: بارها با کروبی صحبت کردم/ روحانی اصولگرای شناسنامه دار است
و کابینه خود را به مجلس معرفی کردند. آن زمان تعداد وزرا 22 نفر بود. شب آن اکثریت مجلس تشکیل شد و تصمیم گرفتند به 4 وزیر چون اصلاح طلب هستند رأی ندهند. عبدالله نوری، مهاجرانی، معین و مظفر. ما هم در اقلیت بودیم ما اصرار داشتیم همه وزرا رأی اعتماد بگیرند. از 7 الی 8 ماه پیش برای عمره ثبت نام کرده بودیم و اتفاقاً همان روز اسممان بیرون آمده بود که 40 نفر از نمایندگان مجلس به همراه خانواده به سفر عمره
یبوست چیست؟ علائم یبوست و درمان یبوست
قبل از خواب یا همراه شیر، آب میوه یا آب آلو برای درمان یبوست موثر است. مصرف روزانه نصف پیمانه آب برگ کلم برای درمان یبوست موثر است. 12 عدد انگور بدون هسته را با شیر بجوشانید و مصرف کنید. آبی را که یک شب کامل در ظرف مسی گذاشته اید، ناشتا بنوشید. مخلوطی از نصف پیمانه آب پرتقال و نصف پیمانه روغن زیتون، یبوست را رفع می کند. قبل از خواب، مقدار
زندگی در سرویس های بهداشتی!
هم ندارند که تابلوی فلزی دستشویی بانوان را بخوانند. زن، آن سوی دیوار را با دست چپش نشان می دهد: مردونه اون طرفه. این را با عصبانیت می گوید، کلافه است. می روند مردانه ؛ آ نجا بلبشویی به راه است، فضای جمع و جور توالت، شبیه همه چیز است، جز توالت. یکی با تیغ ریش می زند، آن یکی سیگار می کشد و با دوستش حرف می زند، یکی هم بلوز قرمزرنگی را داخل روشویی انداخته با انگشتان سیاه به آن چنگ می زند