سقوط بنی امیّه و ریشه کن شدن این درخت ناپاک شد. 18 زیرا آرمان خواهی و دفاع از شرف و اعتقاد تا پای جان در شهادت حضرت سید الشهدا(علیه السلام) در روز عاشورا به نحوی است که بیداری و آگاهی امّت اسلامی و ظلم ستیزی 19 را به همراه خواهد داشت. به تعبیر فرموده رسول خدا صلی الله علیه و آله: إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرارَةً فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لا تَبْرَدُ أَبَداً؛ به یقین شهادت حسین، حرارتی در دل
/> این ماهی فتاده به دریای خون که هست زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست - با رسیدن محتشم به این قسمت از اشعارش رسول الله غش کرد و انبیا همه بر سر میزدند و گریه میکرند .و ملکی این شعر محتشم را میخواند: خاموش محتشم که دل سنگ آب شد بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد خاموش محتشم که از این حرف سوزناک مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد - محتشم لب فرو بست و از منبر پایین
صادق علیه السلام : برخی از مردم می روند به زیارت قبر حسین علیه السلام و با خود سفره هایی می برند همانا ایشان اگر به نزد قبور پدران و مادرانشان می رفتند چنین نمی کردند عرض کردم: پس چه بخورند، حضرت فرمودند: نان و شیر.( تهذیب الاحکام/ج6/ص77) 23- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا زُرْتَ الْحُسَیْنَ ع فَزُرْهُ وَ أَنْتَ حَزِینٌ مَکْرُوبٌ أَشْعَثُ مُغْبَرٌّ جَائِعٌ عَطْشَانُ وَ
/> قد سقای تو رعناست اگر بگذارند سنگ ها در سخنت هم نفس هلهله ها لحن قرآن تو گیراست اگر بگذارند تشنه ای آه و دارد لب تو می سوزد آب مهریه زهراست اگر بگذارند بر دل مضطرب و منتظر خواهر تو یک نگاه تو تسلّاست اگر بگذارند آمد از سمت حرم گریه کنان عبدالله مجتبای تو همین جاست اگر بگذارند رفتی و دختر تو زمزمه
پردازد ولی آنها را سودی نمی بخشد. عباس(ع) خدمت امام می رسد و آنچه از لشکر عمر سعد دید به امام رساند حضرت عباس ناگهان صدای کودکان را شنید که فریاد می زدند العطش العطش برای حضرت عباس خیلی سخت بود. صدای العطش کودکان را بشنود و کاری نکند از این رو سوار اسب شد و نیزه به دست گرفت و مشک آبی را همراه خود برد و به طرف شط فرات راهی شد شریعه فرات با 4 هزار نیرو محافظت می شد اسب را داخل آب می برد
/> پروندۀ تاریک او نابود می شود و پروندۀ درخشانی که صفحۀ اوّل آن توبه و ثواب آن است و از هر ثوابی بالاتر است، باز می شود. بلی، اگر در این گونه مجالس، فقط رابطۀ عاطفی باشد، ثواب آن از هر حج و عمره ای بالاتر است و این گونه ثواب ها، تفضّلی است نه استحقاقی و برای ترغیب مردم برای رابطۀ عاطفی با امام حسین(ع) است، که علّت مبقیّه برای تشیّع است و به قول استاد بزرگوار ما حضرت امام خمینی(ره) دانه می
به نزد عمر بن سعد فرستاد و او آب فرات را بر امام حسین (ع) و اصحابش بست؛ تشنگی آغاز شد؛ دریغ از ' قطره ای آب در هرم آفتاب'. تب عطش در خیمه ها ؛ تاریخ نقشی دیگر می زند ، نقشی از خود گذشتگی یک علمدار. عباس، پا در رکاب، گوش به فرمان برادر، آب آور یاران. شط فرات، مَشک و آب؛ دست بریده ؛ چنین است که در زیارتنامه اش می خوانیم؛ سلام بر تو ای ابا الفضل العباس فرزند امیر
/> تو الست بن الست بن الست بن الستی این من شاعر ناشی چه بگوید که تو باشی!؟ این همه هستی و این ها همه ات نیست... که هستی!؟ ***************** محمود حبیبی کسبی: در خمّ می را کمی وا کنید مرا مست فرزند زهرا کنید تنم را ز غم ارباً اربا کنید غم بی غمی را مداوا کنید به فرمان سقا به فرمان پیر