ذاریم ، بعد هم با چراغ باتری دار میریم اونجا ، باید اون حفره رو بهتر بگردیم . حس می کنم چیزی اونجا هست . شاید یه راه مخفی دیگه که من ازش بی خبرم - هر چیزی ممکنه . من می ترسم درگیر ماجرای تازه ای بشیم و وقت رو از دست بدیم - چاره دیگه ای نداریم . باید بفمم چی به سر فدایی اومده . - آخر شب میریم سراغ اون حفره - فکر خوبیه ، میگم کاش قلاب می بردیم و از مرداب دو