نداشت، ماسکم را باز کردم و برای او گذاشتم. بعدا در تلویزیون با او همانجا یک مصاحبه کرده بودند و گفت یک خانم آمدادگر اینجا جان مرا نجات داد. حالا سال ها از موضوع گذشته و آن آقا شهید شده است و نامه هایی را برای دخترش گذاشته است. دخترش که جریان ماسک را فهمیده بود توسط آن نامه ها و نشانه هایی که پدرش گفته بود آمد و من را پیدا کرد. چند وقت پیش به همراه یک کارگردان تلویزیونی برای شنیدن خاطرات و تهیه یک
حالش بد بود و وضعیت خوبی نداشت. ماسک هم نداشت، ماسکم را باز کردم و برای او گذاشتم. بعدا در تلویزیون با او همانجا یک مصاحبه کرده بودند و گفت یک خانم آمدادگر اینجا جان مرا نجات داد. حالا سال ها از موضوع گذشته و آن آقا شهید شده است و نامه هایی را برای دخترش گذاشته است. دخترش که جریان ماسک را فهمیده بود توسط آن نامه ها و نشانه هایی که پدرش گفته بود آمد و من را پیدا کرد. چند وقت پیش به همراه یک کارگردان
البته آنچه برای هواداران از این افسانه حصر سران فتنه بازنمایی شده است کاملا متفاوت است، چرا که به هر حال این جریان هوادارانی نیاز دارد تا به خیال حصر دشوار رهبران! خود در این سال ها مویه کنند و با انتشار تصاویر میر و شیخشان از شرایط دشوار آنها بگویند و حال آنکه این رهبران اسطوره ای همزمان یا در شمال کشور و یا در گعده دوستان و استخر انقلاب مشغول خوشگذرانی بوده اند.