سینا همه به لاتینی ترجمه شده بود. نامِ مسوئه (55) وابسته به چندین رساله ی معتبر لاتینی شده بود که فقط بعض آنها واقعاً نوشته ی ابن ماسویه است. نوشته های اسحاق بن سلیمان اسرائیلی و ابن جَزّار و نیز کتاب الکلیّات ابن رشد از طریق نسخه های ترجمه شده به لاتینی رواجِ بسیار داشت. فصل جراحی از کتاب زهراوی محبوبیت بسیاری در اروپا یافت؛ همچنین تقویم الصحه ابن بطلان که به تاکوئینیوم سانتیاتیس، (56) مشهور بود
گردید که از جمله ی آنهاست: رساله ی جراحی، نوشته ی آلبو، پزشک اروپایی مقیم ایران، با ترجمه ی خلیل ثقفی؛ (108) جراحیِ پولاک؛ (109) و جراحیِ شلیمر. (110) از مهم ترین آثار فارسی در زمینه ی جراحی دوره ی قاجار، دو کتاب است که میرزامحمدحسین بن احمد افشار آنها را بر اساس درس های پولاک در دارالفنون ترجمه کرده است. این دو، علاج الاسقام (111) و مخزن الفواید (112) نام دارند. (113) وان دایک (114) (115) نیز از
معرفی ایران به عنوان سرچشمه و نقطه آغاز چیزی به عنوان پزشک و پزشکی در جهان باشد. پزشکی و درمان هر دردمند*** در تندرستی و راه گزند و این نخستین جایی است که در شاهنامه از کلمه ی پزشک استفاده شد و جمشید را آفریننده و جامع این علم دانسته است. رودکی اما در آن تک بیت فقط اشاره کرده که پزشکی را به دست زنان نباید سپرد: بر روی پزشک زن میندش *** چون بود درست بیسیارت
است. از جمله زنان آگاه و باسواد ایرانی در دوره قاجار که دست نوشته هایی گرانبها از خود به یادگار گذاشته اند، می توان به بی بی خانم استرآبادی و تاج السلطنه دختر ناصرالدین شاه اشاره کرد. کتاب ارزشمند بی بی خانم استرآبادی، معایب الرجال نام دارد که در پاسخ به رساله توهین آمیز تأدیب النسوان نوشته شده است. تأدیب النسوان رساله ای بود که نویسنده آن، زنان را از شرکت در فعالیت های اجتماعی نهی کرده بود و
نمی ورزد. این است راه حل سید جمال واعظ برای بیداری ملت و بی نیازی از بیگانگان و چهار نعل به سوی علم و دانش تاختن! مهم ترین تلاش فرهنگی برای آمادگی اذهان عمومی در جهت تحصیل و تعلیم زنان در آن دوران توسط خود زنان، در روزنامه های مخصوص آنان انجام می گرفت. به عنوان مثال همسر اروپایی محمدعلی جمالزاده به نام ژزی خانم(ژوزفین) در مقاله ای با عنوان اساس انقلاب اجتماعی؛تربیت زنان با اظهار خوشحالی