سایر منابع:
سایر خبرها
یکی از آنها به قتل رسید، دومین نفر در کماست و نفر سوم به اتهام دست داشتن در این جنایت در بازداشت به سر می برد. این حادثه ساعت 8 شب چهارشنبه در خانه ای ویلایی در تجریش اتفاق افتاد. جوانی سراسیمه با اورژانس و پلیس تماس گرفت و گفت که 2 دوستش توسط چند مرد افغان به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند. وقتی امدادگران به محل حادثه رسیدند با پیکر خونین 2مرد جوان مواجه شدند. آنها طناب پیچ
(First Islamic Investment Bank) در مالزی، سهامدار شرکت هواپیمایی اونر ایر ترکیه، مؤسسه مالی اعتباری در امارات و بانک ارزش تاجیکستان بود. پس از بررسی های کارشناسی در این پرونده و پیگیری اموال متهم، در نهایت با گذشت 642 روز، 11 مهرماه سال جاری اولین جلسه رسیدگی به پرونده فساد نفتی در شعبه 15 دادگاه انقلاب و به ریاست قاضی صلواتی آغاز شد. دادگاهی که تا به امروز 11 جلسه از آن
مرگ تهدید کردم. او هم از من شکایت کرد و مأموران پلیس پس از کشف اسلحه در ماشینم به ماجرا مظنون شدند و من را بازداشت کردند. او درباره تهیه اسلحه گفت: دسترسی به اسلحه گرم کار دشواری نیست. راهی زادگاهم در غرب کشور شدم و پس از خرید به خانه برگشتم. سرانجام تحقیقات درباره پرونده کامل شد و رامین از سوی بازپرس به اتهام قتل عمد مجرم شناخته و کیفرخواست علیه وی صادر شد. این مرد به زودی در شعبه هشتم دادگاه کیفری شماره یک پای میز محاکمه می رود.
دل گرفتم و مصمم شدم انتقام بگیرم، به همین علت روز حادثه بعد از اینکه به خانه باجناقم رفتم با او درگیر شدم و سپس با استفاده از چوب ضربه ای به سرش زدم. او ناگهان به زمین افتاد. وقتی مطمئن شدم مرده است درحالی که به شدت ترسیده و از کاری که کرده بودم، پشیمان شده بودم، به سرعت محل را ترک کردم . متهم بعد از اعتراف به قتل به بازپرس جنایی معرفی شد و در دادسرا نیز همین اظهارات را تکرار کرد. او
مغازه ها، موفق نشدم چیزی تهیه کنم.و در نتیجه مجددا به صحن مقدس برگشتم، و در حالی که گرسنگی به شدت مرا تحت فشار قرار داده بود، متوجه ضریح مطهر شده، و خطاب به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: ای مولای من! گرسنگی، مرا از پا در آورده، و دیگر طاقت ندارم. عنایتی بفرمایید. در همین حین، ناگهان! صدایی از در مبارک نقره به گوشم رسید. خودم را به آنجا رساندم. دیدم طبقی نهاده شده
نیمه شب پنجم تیرماه سال 91 مرد جوانی به نام مرتضی در حالی که بشدت سوخته بود از سوی مأموران اورژانس به یکی از بیمارستان های اسلامشهر انتقال یافت. وقتی تیم پزشکان برای نجات جان این مرد بر بالین وی حضور یافتند، او که به سختی حرف می زد، گفت: دوستم محسن 6 سفته داشت و می خواست آنها را امضا کنم اما خودداری کردم و وی با پاشیدن بنزین مرا به آتش کشید! وقتی این مرد روی تخت بیمارستان
هم از کوره در رفتم و گفتم هر طور شده پولم را می گیرم. جواد در جریان همان جروبحث تلفنی تهدیدم کرد و از من خواست فوری سر قرار بروم. او افزود: وقتی سر قرار رفتم جواد با چوب دستی به من حمله کرد و مرا زد. من هم در دفاع از خودم چوب را گرفتم و به گوشه ای انداختم. اما جواد دست بردار نبود. او چیزی شبیه چاقو از جیبش بیرون آورد. می خواستم آن را از دستش بگیرم که به یک باره چاقو به سینه اش خورد. او
در پی وقوع نزاع دسته جمعی شبانه که در تاریخ سیزدهم مهر سال گذشته در اطراف مشهد رخ داد، جوان 22 ساله ای به ضرب چاقو به قتل رسید و بدین ترتیب تحقیقات قضایی آغاز شد. 2جوان موتورسوار وچوپانی که متهم به قتل بود صبح روز بعد دستگیر شدند و مورد بازجویی قرار گرفتند. بررسی ها مشخص کرد: نزاع مذکور به خاطر کینه جویی و اختلافات قبلی بین 2 تن از اهالی یک روستا رخ داده است. ماجرای اختلافات قبلی و کینه